اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد

ترامپ؛ گم کرده راه و بی اعصاب

ترامپ؛ گم کرده راه و بی اعصاب

هر وقت از توجه امریکا به ایران، بویژه از سوی ترامپ، کاسته می شد می دانستم که تهران به ما کمک می کند تا دوباره این کشور را به صدر دستورکار رئیس جمهوری امریکا باز گردانیم. بنابراین وقتی آیت الله خامنه ای رهبر عالی ایران توضیح مفیدی درباره منظور تظاهرکنندگان سازماندهی شده، از سردادن شعار محبوب شان یعنی «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسراییل» ارائه داد، این مساله کوچکی برای ما نبود.

(آیت الله) خامنه ای گفت، «مرگ بر آمریکا» یعنی «مرگ بر ترامپ، جان بولتون و پمپئو»(1).
بیان ناخواسته چنین حقایقی، از جمله این که رهبران ایران نابودی چه کسانی را هدف قرار داده اند، ضرورت تداوم «فشار حداکثری» علیه تهران را به ما یادآوری می کرد. چنین فشاری فقط به خاطر برنامه توسعه سلاح های هسته ای و موشک های بالستیک ایران نبود بلکه به دلیل تداوم نقش این کشور به عنوان حامی مالی اصلی تروریسم در جهان و حضور تهاجمی نیروها و تجهیزات نظامی متعارف آن در سراسر منطقه خاورمیانه بود.
یکی از مسائلی که مدام مطرح می شد، این بود که آیا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» معرفی شود یا نه. سازمان تروریستی خارجی، اصطلاحی حقوقی بود که تبعات خاصی را برای سازمان هایی که در این فهرست قرار می گرفتند، به دنبال داشت. ترامپ مثل من و پمپئو خواستار اطلاق این عنوان به سپاه بود، زیرا هر کسی با تشکیلاتی که در این فهرست قرار گرفته بود و یا ماموران و عوامل آن، وارد معامله می شد باید خطر اتهامات جنایی را به جان می خرید. استیو منوچین وزیر خزانه داری نگران این بود که قرار دادن نام سپاه، به عنوان بازوی اصلی نیروهای نظامی ایران در این فهرست یا حتی نیروی قدس سپاه که مسئولیت عملیات خارجی را برعهده داشت و اکنون در عراق، سوریه، لبنان و یمن فعالیت می کرد(2)، ممکن است تبعات گسترده ای داشته باشد؛ من علت این نگرانی را درک نمی کردم.  به نظر من، هدف از اطلاق چنین عنوانی این بود که تا جایی که ممکن است چنین تروریست هایی را تحت فشار قرار دهیم. سایر سازمان ها و نهادهای دولتی امریکا نیز مواضع متفاوتی در قبال این موضوع داشتند ولی جان کلام همه آنها این بود «آیا نمی توانیم همین وضعیت را که چندان هم بد نیست حفظ کنیم و کار بیشتری برای خودمان نتراشیم؟»
مخالفت اصلی با تلاش های ما برای قرار دادن نام سپاه در چنین فهرستی از سوی بروکراسی حاکم بر دولت صورت می گرفت. وکلای «اداره مشاوره حقوقی» وزارت خارجه چند ماه این موضوع را معطل نگه داشتند و از ارائه نظرات خود در این زمینه حتی به شخص مشاور حقوقی نیز خودداری کردند. وکلای وزارت امنیت داخلی نیز دقیقاً همین کار را انجام دادند و امیدوار بودند این مساله بتدریج کمرنگ و ناپدید شود. در ماه مارس 2019 که ما برای پیشبرد این روند تلاش می کردیم، بیشتر وقت وکلا در سازمان های کلیدی صرف رسیدگی به اختلافات بر سر نحوه اختصاص بودجه دیوار مورد نظر ترامپ در مرز جنوبی آمریکا با مکزیک می شد که از مدت ها قبل به معضلی مانند باتلاق قیر «لابریا » (منطقه ای در نزدیکی لس آنجلس) برای دولت تبدیل شده بود. البته مسائل حقوقی دیگری نیز وجود داشت، از جمله این که آیا قانونی که در این زمینه وجود دارد اجازه می دهد بخشی یا همه یک دولت، را به عنوان سازمان تروریستی خارجی معرفی کنیم یا این قانون فقط درباره «فعالان غیردولتی» همچون القاعده قابل اجراست. دفتر مشاوره حقوقی وزارت دادگستری در مارس 2019 کودک را به دو نیم تقسیم کرد  و به این جمع بندی رسید که یک نهاد دولتی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را می توان در چنین فهرستی قرار داد اما کل دولت را نه. این جمع بندی تاثیر احتمالی تصمیم گیری برای قرار دادن نام سپاه در فهرست گروه های تروریستی را محدود می کرد و به نظر من فایده چندانی نداشت اما برای شروع بد نبود، چون ما به دنبال سپاه بودیم تا از یک جایی تحریم های شدیدتر را کلید بزنیم و به نظر می رسید بحث های مفهومی بیشتر در این زمینه غیرسازنده بود و نتیجه خاصی نیز به دنبال نداشت.
البته یک نگرانی مشروع و منطقی نیز وجود داشت و آن هم ناشی از این بود که اقدام علیه ایران ممکن است نیروهای امریکایی مستقر در عراق و سراسر منطقه را با خطرات و تهدیدات بیشتری مواجه کند. اما ثابت شد که درباره چنین استدلالی اغراق شده است. مانند بسیاری از موارد دیگر، وزارت دفاع، بی هدف چنین استدلالی را در مخالفت با تعداد بی شماری از پیشنهادها برای افزایش فشار بر ایران مطرح می کرد. به فرض اینکه باور داشته باشیم نیروهای امریکایی باید در عراق بمانند، در این صورت پاسخ نگرانی های پنتاگون درباره افزایش فشارها بر ایران باید ارتقای توانایی ها برای حفاظت از نیروهای خودمان باشد. ایران در آرزوی تبدیل شدن به کشوری هسته ای بود و ما نباید با تغییر اولویت های سیاسی امریکا در مقدم دانستن تهدید این کشور در عراق  نسبت به تهدید هسته ای و تروریستی اش در جهان، تهدید بزرگتری را که ایران از لحاظ راهبردی ایجاد می کرد، نادیده می گرفتیم. این وارونه نشان دادن مسائل هر روز و همزمان با تقویت نفوذ ایران در دولت بغداد و سازمان ها و گروه های شبه نظامی شیعه عراق وابسته به سپاه قدس ایران، افزایش می یافت(3). من نگران همان چیزی بودم که در یک روایت قدیمی نقل شده است؛ ژنرال ها همچنان سرگرم آخرین جنگ خود بودند و توجهی به تهدیدهای تازه نداشتند.
حمایت از یک دولت مستقر در بغداد- همان طوری که ما بعد از جنگ دوم خلیج (فارس) انجام دادیم- به امید این که به دولتی کارآمد و دارای نمایندگی از مردم سراسر عراق تبدیل شود، یک چیز بود و پشتیبانی از رژیمی که کنترلی بر اراضی کردستان عراق نداشت، از کمترین حمایت نزد اعراب سنی برخوردار بود و درباره مسائل واقعاً مهم و کلیدی نیز از تهران دستور می گرفت(4)، چیز دیگری بود.
جنگ چریکی بروکراتیکی که هر روز در ساختارهای اداری دولت اتفاق می افتاد، تا نیمه دوم ماه مارس نیز ادامه یافت اما تا آن زمان دیگر مطمئن بودم که تردیدی درباره به نتیجه رسیدن تلاش ها برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در این فهرست وجود ندارد؛ هر چند که خبرهایی از سوی مخالفان این تصمیم به رسانه ها درز پیدا می کرد که بدترین تبعات را برای چنین تصمیمی پیش بینی می کردند.
در نهایت در روز هشتم آوریل ترامپ نتیجه تصمیم گیری در این زمینه را اعلام کرد و ابزار جدید قدرتمندی را به تلاش های ما برای وارد کردن «حداکثر فشار» بر ایران اضافه کرد(5). این «فشار» اگر شش ماه پیش یا زودتر به کار بسته می شد، شدیدتر و «حداکثری» تر بود اما در هر حال عزم راسخ ما را برای افزودن به تاثیرات اقتصادی گسترده تحریم های ایران، نشان می داد. چنین فشاری روز به روز بیشتر می شد./ایران

کپی