اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۰
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد

منازعه ژاپن و کره جنوبی

منازعه ژاپن و کره جنوبی

در ژاپن ابتدا با یاچی مشاور امنیت ملی آن کشور دیدار کردم و به او توضیح دادم که چرا ترامپ خواهان این است که توکیو هر سال به جای 5/2 میلیارد دلار فعلی، هشت میلیارد دلار برای میزبانی پایگاه های امریکا بپردازد. انتظار نداشتم یاچی از این حرف ها خوشحال شود که خوشحال هم نشد، ولی ما هنوز در آغاز مذاکرات مربوط به هزینه های پایگاه های نظامی امریکا قرار داشتیم.

 ژاپنی ها بهتر از کره ای ها می توانستند خود را برای مواجهه با این موضوع آماده کنند چرا که هنوز در مقایسه با کره جنوبی زمان زیادی از قراردادهای آنها باقی مانده بود و ما هم پیشاپیش به آنها اخطار داده بودیم. با توجه به اینکه در آن مقطع فقط خود ترامپ می دانست که چه رقمی در نهایت مورد رضایت وی خواهد بود، دلیلی نداشت که روی یک رقم خاص به عنوان رقم واقعی پافشاری کنیم. البته به نظرم خود ترامپ هم هنوز در مورد رقم واقعی به جمع بندی نرسیده بود ولی حداقل با اخطاری که به ژاپن و کره در این زمینه داده شد، آنها متوجه شدند که موضوع جدی است و باید با استفاده از فرصت باقیمانده تا زمان پایان قراردادهای قبلی، پاسخی را برای امریکا آماده کنند.
تعداد اعضای هیات همراه یاچی در این ملاقات زیاد بود و هریک از آنها مواضع خود را در مورد منازعات فزاینده با کره جنوبی تشریح کردند. آنها معتقد بودند که مون جائه این رئیس جمهوری کره جنوبی یک موافقتنامه مهم را که در سال 1956 میان دو کشور امضا شده است، تخریب می کند. از نظر ژاپنی ها این موافقتنامه دو هدف مهم را تعقیب می کرد؛ نخست عادی سازی روابط دو کشور در دوران جنگ سرد و دوم فراهم کردن و پرداخت غرامت نهایی به کره ای ها در زمینه وادار کردن آنها به کار اجباری و سایر سوءاستفاده های صورت گرفته در دوران تسلط امپراتوری استعماری ژاپن بر شبه جزیره کره (این غرامت ها شامل پدیده زنان آسایشگر و سوءاستفاده نیروهای ژاپنی از زنان و دختران در جریان جنگ جهانی دوم  نیز می شد). ژاپنی ها این موافقتنامه را که پس از 14 سال مذاکره نهایی شده بود، نقطه پایانی بر همه حوادث گذشته می دانستند. از دیدگاه امریکا، عادی سازی روابط میان توکیو و سئول، به عنوان دو متحد کلیدی واشنگتن، برای تلاش های ما جهت مقابله با تجاوزات و جنگ طلبی های روسیه، کره شمالی و چین در منطقه شرق آسیا اهمیت حیاتی داشت. ما هیچ متحدی را از ناتو در منطقه پاسفیک (اقیانوس آرام) نداشتیم و فقط یک سری توافق های دوجانبه به صورت «مدل قطبی- اقماری » با کشورهای منطقه منعقد کرده بودیم و تلاش ما همیشه در این راستا بود که همکاری ها میان کره جنوبی و ژاپن را تقویت کنیم و آن را به کشورهای دیگر نظیر سنگاپور، استرالیا و نیوزیلند نیز گسترش دهیم. حتی در دولت بی تفاوت ما، مفهوم آزاد و باز بودن منطقه موسوم به «هند - آرام» راهی برای توسعه مناسبات و روابط میان کشورهای همفکر بود. علاوه بر این در دیدگاه ترامپ اولویت اول برای موفقیت آمیز بودن یک توافقنامه هسته ای با کره شمالی این بود که کشورهایی نظیر ژاپن و کره جنوبی هزینه های اقتصادی آن را بپردازند؛ ترامپ قصد نداشت هیچ گونه «کمک خارجی» به پیونگ یانگ اعطا کند بلکه فقط یک سرمایه گذاری سودآور بخش خصوصی را در چشم انداز مناسبات آتی با کره شمالی مدنظر داشت. به نظر من در آن مقطع ژاپن آمادگی داشت که یک چک با رقم بالا را برای کمک به کره شمالی صادر کند به این شرط که پیونگ یانگ هم توافقی نظیر توافق سال 1956 ژاپن و کره جنوبی را امضاء کند و به همه ادعاهای بالفعل و بالقوه خود علیه توکیو پایان دهد(23). اگر توافقنامه سال 1956 واقعاً تاریخ روابط ژاپن و کره جنوبی را ورق نزده، توکیو چگونه می تواند انتظار داشته باشد که توافقی مشابه، تاریخ روابط با کره شمالی را ورق بزند و گذشته را پاک کند؟
ژاپن (برای حل اختلافات با کره جنوبی) به بندهای مربوط داوری و حکمیت استناد کرده بود که مورد پذیرش کره جنوبی قرار نگرفت و دو طرف به نوعی با یک بن بست سخت مواجه شدند اما شینزو آبه نخست وزیر ژاپن هنوز از پا ننشسته بود. موضع سرسختانه کره جنوبی افکار عمومی ژاپن را شعله ور کرد و آبه با زیرکی به سمت استفاده از قوانین مربوط به کنترل صادرات که مبتنی بر چهار معاهده بین المللی بود، رفت. این چهار معاهده برای جلوگیری از اشاعه تسلیحات و مواد هسته ای، شیمیایی و میکروبی و گونه های خاصی از تسلیحات متعارف طراحی شده بودند. سئول در «فهرست سفید» توکیو برای تجارت و بازرگانی قرار داشت و تبادل کالا میان دو کشور کاملاً مجاز بود مگر کالاهایی که در چارچوب چهار معاهده مذکور ممنوع اعلام شده بودند اما هیچ یک از دو کشور طرف مقابل را تهدیدی در زمینه اشاعه تلقی نمی کرد. امریکا هم به طور فعال در این معاهدات حضور داشت و ارتباطات تجاری گسترده ای نیز با هر دو کشور ژاپن و کره جنوبی برقرار کرده بود. البته به دلیل اینکه سئول و توکیو قبلاً روابط دو جانبه خود را تحت مقررات مربوط به تجارت تسلیحات متعارف و کالاها و فناوری های دارای قابلیت استفاده دو گانه رسمیت نبخشیده بودند و همچنین اتهاماتی در زمینه نقل و انتقال غیرقانونی برخی مواد و کالاها به کره شمالی مطرح شده بود، ژاپن تهدید کرد که کره جنوبی را از فهرست سفید خود خارج می کند. پیامد این تصمیم این بود که برای بسیاری از تبادلات جاری میان دو کشور بویژه برای محصولات حساسی مانند قطعات نیمه هادی و پر کاربرد در تولید رایانه باید به صورت تک تک مجوز صادر می شد و این تهدیدی جدی علیه صنعت کامپیوتر و دیگر صنایع «های تک » کره جنوبی به شمار می رفت.
انگار هنوز شرایط به اندازه کافی برای دو کشور بد به نظر نمی رسید که کره جنوبی هم متقابلاً تهدید می کرد که توافقنامه دو کشور در حوزه نظامی و امنیتی موسوم به «معاهده امنیت عمومی اطلاعات نظامی» را ملغا خواهد کرد. بر اساس این معاهده دو کشور اطلاعات مهم و حساس نظامی و امنیتی را میان خود به اشتراک می گذاشتند که این باعث توسعه همکاری میان بخش های نظامی دو کشور می شد. این صرفاً یک موضوع دو جانبه بین ژاپن و کره جنوبی نبود بلکه به طور مستقیم منافع و امنیت ملی امریکا را نیز تحت تاثیر قرار می داد. همان گونه که «مارک اسپر » وزیر دفاع امریکا بعداً گفت «این معاهده برای مبادله اطلاعات بویژه مبادله به موقع اطلاعات امنیتی در مورد اقدامات کره شمالی اهمیت حیاتی داشت». اگر سئول اخطار قانونی به ژاپن می داد و این معاهده فرو می پاشید، اثرات منفی مخربی بر موافقتنامه های دفاعی سه جانبه (میان امریکا، ژاپن و کره جنوبی) در منطقه می گذاشت آن هم در چنین شرایط زمانی نامناسب و حساسی. این معاهده هر سال به طور خودکار قابل تمدید بود مگر اینکه یکی از طرفین در مهلت 90 روزه اخطار لغو معاهده را به طرف مقابل می داد. کره جنوبی تا روز 24 اوت 2019 مهلت داشت که این اخطار قانونی را برای لغو معاهده صادر کند و ما واقعاً از نظر زمانی تحت فشار بودیم.
ترامپ پیشتر به مون گفته بود که قصد ندارد در این منازعه مداخله کند و به همین دلیل ما نمی توانستیم کار زیادی انجام دهیم. اما این موضوع مثل آتش زیر خاکستر  بود که هر آن می توانست بزرگ و بزرگتر شود و این خبر بسیار بدی بود. روز بعد، 24 ژوئیه، من در کره جنوبی بودم و «هری هریس » سفیر امریکا در سئول من و ژنرال «رابرت آبرامز » فرمانده نیروهای امریکایی مستقر در کره را برای یک صبحانه کاری دعوت کرده بود تا سه نفری درباره موضوع هزینه پایگاه های نظامی امریکا در کره جنوبی صریح و بی پرده گفت و گو کنیم. هریس که قبل از بازنشسته شدن از ارتش، فرماندهی نیروهای امریکایی را در پاسفیک (اقیانوس آرام) بر عهده داشت، به خوبی می دانست که این موضوع چقدر برای ترامپ مهم و حساس است. او در نشست 30 ژوئن ترامپ با مون حضور داشت و از نزدیک شاهد بود که رئیس جمهوری امریکا چگونه بر سر این موضوع رئیس جمهوری کره جنوبی را نواخته بود. من می خواستم مطمئن شوم که پس از ترک این صبحانه کاری هر دو نفر دقیقاً متوجه شده اند که جلوگیری کردن از طرح این موضوع کاملاً غلط است آن هم در حالی که پایان سال و پایان تاریخ انقضای موافقتنامه فعلی ما با کره جنوبی به سرعت نزدیک می شود. من همچنین باید ناراحتی و عصبانیت ترامپ را از مانورهای نظامی آتی امریکا و کره جنوبی تشریح می کردم تا شاید آنها بتوانند به ما که در واشنگتن بودیم در زمینه حل این مشکل و نه فقط دعوا بر سر آن کمک کنند. هم سفیر ما در سئول و هم فرمانده نیروهای نظامی امریکا در کره جنوبی واقعاً نمی توانستند آنچه را که از من می شنیدند، باور کنند و این ثابت می کرد که گفت و گوها با ترامپ در اتاق بیضی چقدر با دنیای واقعی و خطرناکی که این مردان در آن زندگی می کردند، فاصله داشت./ ایران 

کپی