اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲ تیر ۱۴۰۰
یادداشتی پیرامون غفلت از تکلیف ادبیات در مجادلات رسانه‌ای

وجه معلمی ادبیات

وجه معلمی ادبیات
ارمغان بهداروند شاعر

وجهِ معلمی ادبیات، در هر عصری مزید بر همه فضیلت‌هایش بوده است و شاید تأکید مکتب‌های دیروز و مدرسه‌های امروز بر برخوانی متون ادبی مؤید همین وجه ادبیات باشد. الگوپذیری از پیشنهادهای فردی و جمعی که محصول دانستگی ادیبان و پیش‌اندیشی مولدان ادبی است، نقدترین و نافذترین سرفصل‌های آموزشی محسوب می‌شود و سوادآموزان بیش از هر چیز، «زبان فارسی» را با مرور و مواجهه با «ادبیات فارسی» آموخته‌اند.

 آموزشِ توأمان خواندن و نوشتن و درک درستی‌ها و نادرستی‌های انسان، منتهی‌الیه این فرایند مدرسه‌ای است. ادبیات امروز هر چند چندان که باید مشمول توجه مؤلفان کتب درسی نیست از وجه معلمی خود کوتاه نیامده است و همچنان که ریشه در میراث عظیم‌ متقدمان دارد، از انسان روزگار خویش و مواهب و مصایبش، نوشته است. اگر از انسان غالب و مغلوب عصر خود می‌نویسد؛ مؤید موضع‌گیری اجتماعی و موضوعیت‌بخشی به اصالت‌ انسان است و می‌خواهد شناختی شایسته‌تر از سزاواری‌ها و ناسزاواری‌های فردی و جمعی به مخاطبان خود ببخشد. آزردگی انسان این عصر از تشدید خشونت‌ها، ترویج تنگ‌نظری‌ها و خودانگاری‌ها و دیگرآزاری‌ها از مهم‌ترین مسأله‌های ادبیات امروز است که بدبختانه خود اهالی ادبیات نیز از قربانیان‌ این مخمصه هستند؛ جمعیتی که داعیه‌دار تضییع کرامت و تقلیل اخلاق‌اند باید بیش و پیش از هر کس، به تعلیم رواداری و نهادینه کردن آن بکوشند. «هم‌زیستی هوشمندانه» و «حفظ حقوق فردی و گروهی» از این قبیل است، حتی تصور این که ادبیات مکلف به جهل‌زدایی از جامعه، خود، مغلوب تازشگری‌ها و مرتکب ناروایی‌ها گردد، رنج‌آور است. وجه معلمی ادبیات ایجاب می‌کند که خبط و خطایی اگر در خاطره جمعی جامعه اختلال ایجاد می‌کند با شکیبایی و شعور، خود و مخاطبان خود را به «خشونت‌پرهیزی» دعوت کند و به نفی «خود‌پسندی و خودمحوری» برخیزد. آنچه که به گواه برخی رویدادهای رسانه‌ای شده می‌تواند دلیل کمرنگ شدن رواداری‌ها در اضلاعی از هندسه ادبیات امروز ما عنوان شود، نگران کننده است و این آزردگی وقتی غریب‌تر می‌شود که سیئاتی همچون زورمندی و دیگرستیزی در ادبیات جایگزین حسناتی چون احترام و اعتزاز به یکدیگر شده است. «رواداری» عصاره اخلاق و عادت ادبیات است و اگر انجام این فریضه به هر دلیل قضا شده است، هیچ‌ نسخه‌ای بهتر از مرور دوباره میراث ادبی درمان‌بخش نخواهد بود. خواهیم آموخت که: «هر‌چه نپاید دلبستگی را نشاید.»‌

کپی