اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰

گفتاری در رازهای ماندگاری و محبوبیت امام علی (ع)

تراز انسانیت، ترازوی حقیقت

تراز انسانیت، ترازوی حقیقت
دکتر محسن احتشامی استاد دانشگاه

زیاد می‌شنویم که گفته می‌شود امیرالمؤمنین علی(ع) الگوی جامعه انسانی است و از این جهت بشریت به وجود چنین شخصیتی نیازمند است. پس از طرح این گزاره بلافاصله این سؤال به ذهن متبادر می‌شود که جامعه بشری چه نیازی به چنین الگویی دارد؟ در پاسخ به این پرسش در وهله اول می‌توان گفت؛ نیاز انسان به یک الگو، نیازی طبیعی، فطری و عقلی است.

 علت آن هم واضح است چون خصیصه انسان، خصیصه کمال‌جویی و کمال‌گرایی است. حتی می‌توان گفت این کمال‌گرایی در انسان نهادینه است. براین اساس انسان همواره به الگویی برای دستیابی به کمال مطلوب نیاز داشته و دارد برای اینکه با پیش رو قرار دادن الگو، ظرفیت‌های خود را کشف وهمسان‌سازی کند. چرا که انسان نیاز به تربیت دارد و تربیت هم دارای قواعد خاص خود است که باید انسان آن را بیاموزد. طبیعتاً الگوهایی نیز باید باشند که این قواعد را به او بیاموزند و در عین حال در دسترس بوده و قابل الگوپذیری باشند.

  الگوی شخصیتی برای فضیلت خواهان
 انسان‌ها به طور طبیعی برای اینکه در زندگی خویش تغییری ایجاد کنند و از یکنواختی بیرون بیایند و به رشد و تعالی برسند نیاز به الگو دارند و این امری بدیهی و روشن است. منتها نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که الگوهایی که در طول تاریخ بشریت وجود داشته‌اند دو گونه بودند. یکی الگوهای موقتی و دوره‌ای که به تناسب هر زمان و فقط برای یک دوره خاصی الگو بودند، یکی هم الگوهای همیشگی و ثابتی که از عصر خودشان فراتر رفته‌اند و حالت جهانی پیدا کردند. قطعاً و یقیناً این پیامبران و اولیا هستند که الگوهای برتر جامعه بشری اند.
در منطق قرآنی از این الگوهای برتر تعبیر به «امامان نور» شده است. یعنی کسانی که مردم را به نورانیت و روشنایی دعوت وهدایت می‌کنند. قرآن کریم تقابل جالبی را ایجاد کرده در میان امامان نور و امامان‌نار  که این تقابل بین امامان نور و امامان نار در طول تاریخ وجود داشته و گروهی این و گروهی آن را پسندیده‌اند. ما در عصری زندگی می‌کنیم که متأسفانه به نظر می‌آید این امامان نار هستند که صحنه را از آن خود کرده و بشریت را که سرگشته و بیچاره شده است  به سوی انواع و اقسام انحطاط‌های فکری و اخلاقی سوق می‌دهند. در نتیجه بشریت روز به روز بیشتر سقوط کرده و در مغاک تاریک انحطاط فرو می‌رود. چه در فضای حقیقی و چه در فضای مجازی این شیاطین و امامان نار هستند که جولان می‌دهند و متأسفانه فساد و آلودگی به شکل یک اپیدمی و با سرعت درحال گسترش در جوامع بشری است. تا جایی که به قول پزشکان به یک پاندمی تبدیل شده و حالت جهانی پیدا کرده است. بنابراین پرواضح است که در چنین شرایطی بشریت برای الگوگرفتن نیازمند الگوهای عالی و متعالی بوده و باید به سراغ برگزیدگان اخلاق و فضیلت در طول تاریخ بروند.
  جامعیت اخلاقی، راز عظمت امام
 حضرت علی علیه السلام قطعاً یکی از بهترین این الگو‌هاست. زیرا آن حضرت شخصیتی ذوابعاد است؛ شخصیت ذوابعادی که در شرایط فردی، اجتماعی، اعتقادی، تربیتی، اخلاقی، اقتصادی و خانوادگی به معنای واقعی الگوست. امیرالمؤمنین علی(ع) شاگرد پیغمبری است که خداوند در قرآن کریم در توصیف وی فرموده؛ ما پیامبری از جنس خودتان را به سویتان فرستادیم که او از اینکه شما به رنج بیفتید، در سختی است و بسیار دوست دارد که شما را هدایت کند و به راه حق و حقیقت رهنمون شود و نسبت به مؤمنان هم رأفت و رحمت دارد. این پیامبر کسی است که خداوند متعال از او تعبیر به الگوی حسنه کرده و قرآن کریم از این نمونه‌ها زیاد معرفی کرده است، طوری که می‌توانیم بگوییم یکی از رازهای پرداختن به قصص و شرح حال پیامبران پیشین، معرفی آنان به‌عنوان الگو‌های بشری است. فراز‌های قرآنی ما را به جنبه‌های متعددی از زندگی آن بزرگواران فرا می‌خواند و ما می‌توانیم از تک تک عباراتی که قرآن درباره آنها به کار برده استفاده کنیم. در واقع این پیامبران و اولیا هستند که الگوهای همیشگی بشریت بوده و هستند. امیرمؤمنان علی(ع) نیز که تربیت یافته مکتب چنین پیامبری است، قطعاً یکی از بهترین الگوهای پیش روی بشریت است چرا که ایشان در حیطه اعتقادات، ناب‌ترین اعتقادات را داشته و کسی بوده که از چهار سالگی در محضر پیامبر بالیده و رشد کرده و تمامی اندیشه‌های الهی پیامبر به‌عنوان استاد او در جان و قلبش نفوذ کرده و با خون و پوست و گوشت اش عجین شده است. آن حضرت در اخلاق، دراعمال و درهمه آن چیزهایی که می‌توان از یک انسان برتر انتظار داشت، الگو بوده و جمیع کلیه صفات نیک و پسندیده است و هر خوبی که در جهان بشری متصور باشد، دروی جمع است. امیرالمؤمنین علی(ع) در کردار و گفتارش همچنین در پندارش برتری دارد و شایسته الگو شدن برای آحاد بشری است. همچنان که در فرازی از زیارت با مدنظر قرار دادن صفات برجسته آن حضرت خطاب به ایشان می‌خوانیم: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین، انت میزان الاعمال» سلام بر تو ای شخصیتی که ترازوی اعمال همگان هستی. آری او -علی(ع)- فراتر از محدوده تشیع واسلام برترین الگو برای جامعه بشری بوده و می‌تواند و باید ترازوی اعمال و الگوی نوع بشر باشد. در تبیین این نکته که کدام ویژگی‌های آن حضرت باعث شده که امیرالمؤمنین علی(ع) از منظر بشری الگو قرار گیرد می‌توان به یک قاعده قرآنی استناد کرد. آن قاعده قرآنی این است که خداوند متعال می‌فرماید: کسانی که ایمان می‌آورند و عمل صالح انجام می‌دهند بزودی خداوند متعال دوستی و محبت آنها را بین مردم رواج داده و (محبت آنان را در دل‌ها) قرار می‌دهد. این یک فرمول و یک قاعده قرآنی است که مصداق کامل آن را می‌توانیم در شخص حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) پیدا کنیم. در یک بررسی اجمالی از شخصیت‌های مختلفی که در طول تاریخ در مورد حضرت علی(ع) حرف زده‌اند، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، چه شیعه و چه سنی، چه قدیم و چه اخیر، انصافاً این همه تعریف و تمجید از یک شخصیت غیرعادی است. اساساً انسان باورش نمی‌شود که این همه چهره‌های متفاوت و متضاد با اندیشه‌های گوناگون با تفکرات مختلف یک چنین اظهارنظرهای ‌فوق‌العاده‌ای در مورد امیرالمؤمنین کرده باشند. به لیست این شخصیت‌ها توجه کنید. شخصیت‌های معروف مسیحی، همچون جبران خلیل جبران، جورج جرداق، شبلی شمیل و... ببینید چه تعاریف عجیبی در مورد حضرت علی(ع) کرده‌اند. برخی از این شخصیت‌ها درمورد حضرت علی(ع) کتاب‌های حجیم چند جلدی نوشته‌اند.
  عدالت در کانون سیره سیاسی
 اما نکته‌ای که دارای اهمیت زیادی است الگو بودن آن حضرت در حوزه سیاست است. امیرالمؤمنین(ع) در مباحث حکومتی و سیاست شاید دو ویژگی خیلی خاص دارد که اگر سیاستمداران به آنها توجه کنند کارنامه آنها فوق‌العاده می‌شود. یکی از آن ویژگی‌ها این است که امیرالمؤمنین در اجرای عدالت انعطاف‌ناپذیر بود. یعنی به هیچ عنوان حاضر نمی‌شد که دست از عدالت بردارد گاهی دوستان و شاگردانش افرادی مثل ابن عباس به ایشان توصیه‌های دوستانه‌ای می‌کردند. اما ایشان به هیچ عنوان این مطلب را نمی‌پذیرفت و می‌فرمود: شما از من می‌خواهید که من پیروزی را با ظلم و با جور و ستم طلب کنم و به دست بیاورم! من هیچگاه دست از شیوه خودم برنمی‌دارم. همه این موضوع را می‌دانند و شنیده‌اند که علت به شهادت رساندن امیرالمؤمنین علی(ع) شدت عدل آن حضرت بوده است. این یک ویژگی است که در گفتار ایشان و در اعمال ایشان برجستگی دارد. در مقام سخن و سخنرانی خیلی از سیاستمداران شعار عدالت سر می‌دهند، ولی تنها کسی که حقیقتاً توانسته این شعار را در ریزترین ابعاد نیزعملیاتی کند، امیرالمؤمنین علی(ع) است. این ویژگی در امیرالمؤمنین (ع) بسیار قابل توجه است. دیگر ویژگی آن حضرت که درگوشه گوشه زندگی ایشان قابل مشاهده است، صراحت و صداقت لهجه‌ حضرتش است که در گفتار امیرالمؤمنین علی(ع) حضوری  پررنگ دارد. ایشان با هیچ کس، حتی با شاگردان و دوستانش و با خانواده‌اش هیچ تعارفی در مورد مسائل حکومتی که مربوط به اداره جامعه اسلامی می‌شد، نداشت.
 آن حضرت در سخنی می‌‌فرماید: «سوگند به خدا که معاویه از من زیرک‌تر نیست در اداره حکومت، اما او نیرنگ می‌کند. در اجرای حکومت، اگر این نبود که من از فریب و نیرنگ کراهت دارم و بدم می‌آید، من زیرک‌ترین مردم بودم.» بنابراین اگر کسی بخواهد پیرامون شخصیت ذوابعاد امیرمؤمنان علی(ع) صحبت کند، شخصیت ایشان و ویژگی‌های شخصیتی ایشان منحصر به یک چیز خاص نیست بلکه در تمامی حوزه‌ها حضرتش دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که همین هم موجب شده  در گستره تاریخ افرادی با نگاه‌های متفاوت، با نظرات گوناگون و با اندیشه‌های ضد هم، این طور از امیرمؤمنان علی(ع) دم بزنند و تجلیل کنند. دلیل تجلیل این شخصیت‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تربیتی و اخلاقی این است که با توجه به تخصص‌هایی که این افراد داشتند، ویژگی‌های برجسته و درخشانی از عظمت و کرامت انسانی را درشخصیت و روح بلند آن حضرت(ع) یافته‌اند. یعنی یک اقتصاددان وقتی که زندگی امیرالمؤمنین را نگاه می‌کند و می‌بیند چه ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای در سیره اقتصادی ایشان وجود دارد، یا وقتی یک سیاستمدار نوع حکومتداری ایشان را بررسی می‌کند و می بیند که چقدر ایشان در حوزه مسائل سیاسی دوراندیش و حق گراست، همین طور هنگامی که یک اندیشمند کلامی، حساس به اعتقادات دینی، در گفتار امیرالمؤمنین(ع) در باب توحید، در باب نبوت، در باب مسائل ریز الهیات عمیق می‌شود و...نمی تواند از شدت تحیرانگشت به دندان نگزد و از این همه عظمت، شگفت زده نشود. به واقع بشریت از این همه عظمت متعجب است و ما که خود را جزو یاران و یاوران آن بزرگوار می‌دانیم، به وجد آمده و خوشحال می‌شویم. اگر کسی بخواهد اظهارنظرهای دانشمندان مختلف را در باب امیرالمؤمنین جمع‌آوری کند، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.

کپی