اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰

رشد آنومی بی‌تفاوتی اجتماعی

رشد آنومی بی‌تفاوتی اجتماعی
دکتر یعقوب موسوی جامعه شناس

بیش ازیکصد سال پیش امیل دورکیم جامعه شناس شهیر فرانسوی در بررسی‌های اجتماعی خود متوجه رشد پدیده فردگرایی منفعت گرایانه و بی‌اعتنایی طبقات جدید به مصالح سایر افراد در جامعه نوین فرانسه شد. او هسته اولیه مطالعات اجتماعی خود را پیرامون چرایی رویش و پرورش این نوع از رفتار و کنش و جست‌و‌جوی راه‌های تعاطی بین منفعت‌گرایی فردی و مصلحت بینی اجتماعی قرار داد.

 تحقیقات جامعه شناسی دورکیم به این نتیجه منجر شد که رهایی و گریز مردم از سلطه سنت و باورهای‌ دیرپای عمومی و نیز مقابله با اقتدار اجتماعی نهادهای گذشته، آنان را با مشکلات جدید و نوظهوری از نوع دیگر روبه‌رو کرد و آن فراموشی و غفلت و نیز به حاشیه کشانده شدن بسیاری از اصول و قواعد اخلاقی و معنوی بوده که قرن‌ها شالوده حیات خانواده و اجتماع و محیط‌های تعامل و کسب و کارمردم را  در این کشور تشکیل می‌داده است.
دورکیم نگران رشد آنومی منفعت‌گرایی فردگرایانه و ورود تعداد کثیری از جوانان این کشور به جهانی از سودهای ثمربخش شخصی و نجات فرد از مخمصه‌های اقتصادی و اجتماعی پیرامونی و گردش به دور مصالح زندگی فردی بوده است. در حالی که آرمان مطلوب اجتماعی تحقق جامعه‌ای بوده  که در آن در کنار رشد و پرورش شخصیت فردی و تأمین استقلال وجودی هر کس، تقویت تمایل عمومی به حفظ همبستگی و پیوند پایدار اجتماع با همگان و نیز اتحاد وجودی و ثمربخش بین منافع فردی و منافع جمعی تلقی می‌شده است.
البته مشکل جامعه نوین فرانسه تنها در افزایش شکاف اجتماعی بین ترجیح منافع فردی نسبت به منافع جمعی در جامعه و انحراف از اصول و آموزش‌های اخلاقی مدرنیته اجتماعی نبوده است بلکه به نوعی تشدید تعارض بین خواست و منافع جمعی  یا بی‌تفاوتی اجتماعی رو به گسترش در بین مردم در کنار انواع بحران‌های تازه نفس اقتصادی و سیاسی در جامعه و بدتر از آن نوعی بدبینی و ابهام نسبت به آینده اجتماعی این کشور و احتمال شکست برنامه‌های توسعه بوده است.
 با توجه به تجربه تاریخی مذکور، رویکرد اجتماعی فوق را می‌توان در تحلیل از چرایی و چگونگی ظهور و بروز این نوع از ناهنجاری‌های غیر اجتماعی در ایران و در اشکال قابل تصدیق آن در قالب جامعه گریزی خطرناک، بی‌تفاوتی اجتماعی مزمن و آشکار، افزایش حس منفی نسبت به دیگران در محیط، تمایل به گریز از جامعه ملی، تکاپوی حریصانه برای دستیابی به منافع فردی و گرفتار شدن به دام رقابت‌های کاذب از نوع مصرف متظاهرانه  یا تلاش و رقابت به منظور تثبیت شخصیت به ظاهر موفق اما سراسر در ستیز با جامعه ملاحظه کرد. هر‌کدام از موارد توصیف فوق مقدمه و زمینه‌ای در جهت رشد پیچیده از انحراف و اصول متعارف اخلاقی و معنوی در جامعه است که می‌توان آن را سرآغاز و عامل بسط دامنه این نوع از مرضی اجتماعی دانست. فقدان کارایی نهادهای نوین و عدم موفقیت آنها در تثبیت اصول و ارزش‌های اجتماعی و نیز فقر فرهنگ مدنی و فقدان نهادینه شدن ارزش‌های سازنده و برآمده عمومی را می‌توان عامل عمده در گسترش شرایط آنومیک فوق دانست.
آنچه  تجربه عینی امیل دورکیم از جامعه در آستانه قرن بیستم فرانسه بوده ، متأسفانه در متن و زمینه اجتماعی جامعه امروز ما نیز قابل مشاهده و تعقیب است. می‌توان همچون دورکیم نگران ظهور جامعه جدیدی در ایران بود که وادادگی و بی‌تفاوتی اجتماعی و رشد بیمارگونه خودخواهی منفعت گرایانه با سرعت زیاد و در زمانی کوتاه سرشت پایداری جامعه و عناصر سازنده آن را در معرض تهدید و نابودی قرار دهد. گزارش‌ها و نیز نشانه‌های فراوانی در سطوح مختلف اجتماعی بویژه در بین جوانان در واقعیت افزایش شکاف و تضاد بین تشدید ترجیحات منافع فردی در قبال توجه به منافع و مصالح جمعی وجود دارد. این پدیده نامیمون امروزه از سطح کلان شهرها عبور کرده و حتی در بخش‌هایی بسیار دور در شهرهای کوچک و روستاها نیز در حال گسترش است. خرده فرهنگ پشتیبان رفتارهای منفعت گرایانه فردی از درون شبکه‌ای از نقش‌ها و کارکردهای نظام اجتماعی در حال نشو و گسترش است.
شرایط فقر و محرومیت اقتصادی در کنار فضاهای ناسالم سیاسی در فقدان کارکرد نهادهای اجتماعی نوین و سنتی در قبال نقش و وظایف محوله در کنار کاهش نقش مرجع نهادهای سنتی سبب شده است
نسلی از جوانان در جامعه حضور پیدا کنند که تنها هدف آنها در زندگی تأمین بی‌نهایت نیازهای فردی است و در نقطه مقابل نسبت به انبوه نیازهای اجتماعی دیگران بی‌تفاوت، خنثی و حداکثر احساس حاشیه نشینی کنند. در چنین شرایطی افراد با توجیه و تفسیر قضایا و ذکر ده‌ها دلیل و عذر و بهانه از هر نوع تلاش و فداکاری جمعی برای کمک به شرایط دیگران از دوستان و آشنایان و اقوام  یا هموطنان خود مضایقه می‌کنند آنها با استفاده از مثال و نمونه‌ها و حکایات اجتماعی ساخته و پرداخته فولکلور و خرده فرهنگ ضد توسعه، رفتار نامهربانانه خود را توجیه می‌کنند و این البته استفاده توجیهی از احکام و گزاره‌های فرهنگی و خود فراموشی در کاربرد بسیاری از قضایا و حکایات اجتماعی است که رمز موفقیت و شادمانی فرد را در گرو شادمانی و رهایی مردم از محنت عمومی مورد توجه قرار می‌دهد. گسترش رفتارهای اجتماع گریز و نامهربانانه در محیط  یا آنچه  در ادبیات علوم اجتماعی منفعت‌گرایی فردباورانه نامیده می‌شود در نقطه مقابل اجتماعی‌گرایی و دیگر دوستی و سرانجام برخورداری از بینش اجتماعی حل مشکلات فردی در چارچوب حل ساختار اجتماعی است.
این جابه‌جایی هنجارمند فرهنگی خود موجبات همدلی اجتماعی، کاهش رقابت‌های کاذب و تأمین خیر عمومی و  حتی فردی را موجب می‌شود. سی رایت میلز جامعه شناس منتقد امریکایی بر این نظر است افراد جامعه باید بدانند مشکلات آنها زمانی راه حل پیدا می‌کند که برای آن در عوض راه حل فردی، افراد درصدد پیدا کردن راه حل عمومی و اجتماعی باشند.
در شرایط بسیار دشوار زندگی مردم ما در ایران بیش از هر زمانی آموزه های اخلاقی و اثر‌گذار جمع گرایانه باید جایگزین ارشادات فردگرایانه سرمایه سوز اجتماعی شود. سرمایه اجتماعی همان اعتماد و باورمندی اجتماعی و حس همدلی و دیگرخواهی است و در نقطه مقابل بی‌تفاوتی اجتماعی پدیده مرضی و ضد هر نوع شکوفایی و رشد جمعی است. پیامد افزایش خودباورمندی کاذب به زیان شبکه‌ها و پیوندهایی است که امکان و مجال بهره‌مندی و برخورداری همگان از جمله فرد خاص را موجب می‌شود. بخشی از آنچه در حال حاضر در کیان اجتماعی ایران همچون طاعون در سلول‌های بنیادین جامعه نفوذ کرده است فرصت‌یابی رشد تمایلات گریز از مرکز یعنی فرار از اجتماعات ملی است؛ اجتماعاتی که برخوردار از سنن و میراث کهن تاریخی و دینی در کنار استقبال و کاربرد عناصری مفید و سازنده از فرهنگ نوگرایی اجتماعی در عصر جدید است. ریشه‌ها و علل رشد بی‌تفاوتی اجتماعی خصوصاً در اقشار جوان پیامد ساختار ناسالم اجتماعی و فقدان مدیریت عقلانی و علمی در سطوح مختلف آن است. فقدان انتظام بخشی ناشی از کارکرد ضعیف واحدهای مختلف جامعه اعم از اقتصاد و اشتغال و نیز ناتوانی در حل ریشه‌ای ناملایمات روزانه مردم در کسب و پیشه و ناامیدی از کارایی و توانمندی دستگاه‌های مسئول از سوی دیگر است.

کپی