اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰

وقتی کرونا می‌گیریم مقصر کیست!

وقتی کرونا می‌گیریم مقصر کیست!
شیرین احمدنیا جامعه‌شناس و عضو هیأت مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران

خیلی خوب و راحت است اگر بتوانیم به سادگی دنبال یک مقصر بگردیم و تمام تقصیرات را بر گردن او بیندازیم و به آرامش برسیم اما این بار با این کار همیشه به آرامش نمی‌رسیم و ممکن است در عوض نابهنگام به لقاء‌الله بپیوندیم.

از نگاه جامعه شناختی، می‌توان ساختارها را مقصر تشخیص داد و انتظار داشت که همه امور از بالا به خوبی بچرخد و مدیریت شود؛ تا ما افراد جامعه سالم و سلامت زندگی کنیم، اما واقعیت این است که هرچند مسلماً ساختارها نقشی کلیدی ایفا می‌کنند و مدیران و مسئولان باید همواره هوشیار و بیدار باشند، به وظایف خود پایبند بوده و با مسئولیت‌پذیری مداخلات لازم را تدارک ببینند، پروتکل‌ها را طراحی کرده و آموزش دهند و قواعد رعایت آنها را پیش‌بینی و اطلاع‌رسانی کنند از سوی دیگر البته؛ نظام بهداشتی درمانی را برای پیشگیری و درمان بسیج کنند و ابعاد مخاطره را تشخیص دهند و تدارکات را هم متناسب با همه‌گیری کرونا ببینند و بچینند، اما همه اینها چیزی از مسئولیت‌پذیری متقابل آحاد مردم یا همان شهروندان کم نمی‌کند. ماه هاست که همه ما شاهد نسبت‌های چشمگیر کشتار این عامل بیماری زا و مرگبار بوده ایم، با هر کس که گفت‌و‌گو می‌کنیم و خبری می‌گیریم از ابتلای خود یا همسایه یا اقوام خود گفته که شرایط دردناک و نامطلوبی را هم تجربه کرده و در مواردی هم با ناباوری خبر فقدان این یا آن دوست و آشنا و عزیز را دریافت کرده‌ایم. من روی سخنم با افراد طبقات فرودست نیست که اختیار حضور یا عدم حضورشان در عرصه عمومی دست خودشان نیست و برای دستیابی به یک لقمه نان باید هر روز از منزل خارج شوند و قوت روزانه خود و خانواده را با دسترنج خویش تهیه کنند، چون در تلاش برای بقا از این فعالیت روزانه گریزی نیست. اگر این افراد در کشوری دیگر بودند دولت به ایشان می‌گفت که در منزل بمانید و ما خودمان حداقل نیازهای مسکن و خورد و خوراک و بهداشتی را در چارچوب حمایت‌های مادی و رفاهی که در بودجه دیده‌ایم، فراهم کرده و دست کشیدن از کار روزانه را جبران می‌کنیم، اما اینچنین نیست؛ بنابر این، اقشار فرودست؛ کارگران روزمزد، شاغلان بازار غیررسمی، زباله گردها و نظایر آن‌ها، خود را ناگزیر از این می‌بینند که برخلاف من و شما از منزل خارج شوند تا در عالم خود زنده بمانند غافل از این که این مسیر هم در واقع مسیری برای تهدید بقای ایشان است. روی سخن من با کسانی است که می‌توانند منزل نشینی کنند و نمی‌کنند، کسانی است که از فرصت تعطیلات و غیرتعطیلات، برای معاشرت، سفر و دید و بازدید از اقوام استفاده می‌کنند آن هم در کشوری که به هر دلیل هنوز خبری از توزیع واکسن به طور گسترده برای کادر درمانی بهداشتی، چه برای بیماران بیماری‌های خاص، چه برای سالمندان و چه برای هر کس دیگری نیست. کسانی که حقوق ثابت دریافت می‌کنند و کسانی که سقفی بالای سرشان است و کسانی که حداقل آموزش و تحصیلاتی دارند که از آمار و اخبار موثق وضعیت سری در بیاورند.
 از ایشان انتظار بالاتری می‌رود که حواس‌شان به وخیم بودن اوضاع باشد و مانند برخی خشکه مذهبی‌های امریکایی، برخی کاتولیک‌های مشابه در اروپا یا برخی هندوها در هندوستان که احتمالاً تصاویرشان را دیده اید، نباشند که وقتی از آنها می‌پرسند چرا با این که خطر این همه نزدیک است باز هم به تجمعات می‌روند و عین خیال‌شان هم نیست پاسخ می‌دهند که خب من از کرونا نمی‌ترسم بلکه از خدا می‌ترسم. فکر می‌کنند، فرد و اراده او سهم و تأثیری در سرنوشت ندارد و آن بالاها چیزهای دیگری رقم خورده است. خلاصه تصور این افراد این است که مسئولیت جای دیگری است، هرجای دیگری غیر از شانه‌های خودشان. خوب است باز هم به این سؤال بیندیشیم که وقتی کرونا می‌گیریم فکر کنیم مقصر کیست.

کپی