اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

نوروز در ایرانِ فرهنگی

نوروز در ایرانِ فرهنگی
احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران

نوروز و آیین های آن، چگونه فرهنگ و آیینی است که اقوام مختلف در کشورهای متفاوت با نظام های سیاسی و اجتماعی گوناگون و از آن عجیب تر، در شرایط جغرافیایی مختلف، همگی تصور کمابیش واحدی از آن دارند؟ چه نکته ای، یا به قول حافظ «آنی» در آن هست که در پهنه ای از کرۀ زمین، از چین گرفته تا اروپا و آمریکا، انسان ها را به حرکت و جنب و جوش می آورد؟ فارغ از ثروت و غنای آنها، حس خوشایندی در آنها برمی انگیزد، از دشمنی می کاهد و بر دوستی می افزاید و بذر امید در دل مردم می پاشد؟

فرهنگ و آیین نوروز، دستاورد تمدن ایران است. مگر در جهان چند سازوکار فرهنگی مانند نوروز هست؟ چطور ممکن است آیینی هم دو هزار سال قبل مقبول طبع آدمیان بوده باشد و هم هزار سال قبل و هم اینک؟ چطور ممکن است آیینی کوه نشینان و ساحل نشینان را یکسان با ساکنان دشت های فراخ به جنبش و حرکت درآورد؟ چطور است که تقریباً در همۀ کشورهایی که در آن نوروز هست، نوروز بزرگ ترین عید آنهاست، حتی اگر چند دهه بنا به دلایل سیاسی با برگزاری آن مخالفت شده باشد؟
مثلاً در تاجیکستان که چندین دهه حکومت شوروی مانع برگزاری نوروز شده بود، این آیین با شکوه هرچه تمام تر برگزار می شود. جزئیات آن هم با جزئیات این آیین در کشورها و جوامع دیگر، همچنان بسیار نزدیک است: یک بخش مهم آن، خانه تکانی است؛ آنها وسایل خانه را بیرون می برند و پس از شست و شو و گردگیری، به منزل باز می گردانند. نشانۀ آن هم آویزان کردن نوار پارچه ای سرخ بالای سر در خانه و گذاشتن جارویی جلوی در خانه است. مانند همۀ اقوام برگزار کننده نوروز، تاجیکان مجموعه ای از خوراکی ها و شیرینی های مخصوص نوروز دارند و تهیۀ این خوراکی ها و پختن شیرینی، بخش جدایی ناپذیر مراسم نوروز است. تهیۀ شیرینی و غذا در ترکمنستان هم جزو مهمی از مراسم نوروز است؛ افزون بر آن، در همۀ این کشورها، نوروز فرصتی برای کودکان است. بچه ها در نوروز رخت نو در برمی کنند و در فرصتی که بزرگترها به دید و بازدید مشغولند، آنها هم سرگرم بازی های نوروزی می شوند. از بازی کودکان گفتم و جا دارد از بازی های دورۀ کودکی خود در کوچه و محل یا در خانه، همراه کودکانِ مهمانانی که به بازدید آمده بودند، با حسرت یاد کنم.
در قرقیزستان جشن نوروز منحصر به یک روز است؛ یعنی جشن ها در یک روز برگزار می شود و از این جهت با سایر کشورها و از جمله ایران تفاوت دارد و تفاوت دیگر آن، در برگزاری جمعی جشن نوروز است. در این کشور، متولی برگزاری جشن، دولت است و مردم را به میادین بزرگ شهرها فرا می خواند. در قزاقستان نیز علاوه بر خانه تکانی در نوروز، آدابی اختصاصی دارند، مانند غذای مخصوص و لباس عید آنها یک سر سفی است و آیین های نوروز همراه است با مجموعه ای از بازی های گروهی با محوریت اسب، دختران جوان قزاق در روزهای آغاز سال، غذایی مخصوص می پزند و برای آنها که دوست دارند، می فرستند. در واقع نوروز در قزاقستان کارکردهایی فراتر، از بسیاری کشورهای دیگر دارد و انگیزه ای است برای تبادلات اجتماعی و تحکیم روابط انسانی. زیرا اقوام ساکن در آن کشور را پیرامون نوروز گرد هم می آورد.
در تاشکند، شاهنامه خوانی، بخشی از آیین های نوروزی است. یکی از دوستان می گفت در ایام نوروز در تاشکند در جشنی حضور داشته که در آن دو کودک دختر و پسر بخارایی داستان رستم و سهراب را با خواندن اشعار شاهنامه اجرا می کردند و چون آن دو در نمایش به نقطه جنگ تن به تن پدر و پسر رسیدند، حضار از ازبک و تاجیک به گریه افتادند. این تنها گریه در کارناوال نوروز در ازبکستان و مناطق آسیای مرکزی است.
یکی از آیین های معمول در کشورهای آسیای مرکزی مراسم جشن عقد و عروسی در نوروز است. این سنت هنوز دست کم در برخی روستاهای خراسان و چه بسا مناطق دیگر ایران رواج دارد. یکسال در چنین ایامی در روستای خسروآباد بودیم و هر شب چندین مراسم عقد و عروسی در میدان روستا برگزار می شد.
اهالی که بسیاری از آنها دیگر ساکن روستا نبودند می گفتند ما هرجا باشیم مراسم ازدواج را در این جا برگزار می کنیم و در مراسم دیگران حضور می یابیم. این مراسم جز نوروز، در آغاز پاییز و لابد پس از برداشت محصول برگزار می شود که می توان آن را با جشن مهرگان تطبیق داد.
جنبه های اساطیری نوروز در باورهای مردم ساکن در جمهوری آذربایجان هم نقش دارد. در واقع نوروز برای آنها یادآور داستان هایی است که این آیین را عمق می بخشد و ارزشمندتر می کند.
نکته جالب در این نگاه به نوروز، انعکاس آن در آداب برگزاری است: نقالی یا نقل گفتن، طرح افکندن، چیستان، سرودن ترانه در میان مردم آذربایجان بخشی جدایی ناپذیر از مراسمی است که آن را با جدیت و به عنوان امری مهم می دهند.
این مراسم در بسیاری کشورهای دیگر از جمله پاکستان و هند و عراق و ترکیه با حفظ آداب اصلی و تفاوت هایی در جزئیات انجام می شود. در عراق، با توجه به تنوع قومیتی، نوروز میان کردها و عرب ها، آدابی کاملاً متفاوت دارد. مراسم کردهای عراق با مراسم کردهای ایران و باقی مناطق ایران شبیه است؛ کردها، پیشینۀ نوروز را به ماجرای دادخواهی کاوۀ آهنگر می رسانند و برخی شیعیان در نوروز مراسم خود را در ارتباط با مولا علی (ع) و مرقد شریف ایشان برگزار می کنند. ساکنان بغداد و سایر نقاط عراق هم برای نوروز، آداب و مراسم خاص دارند، ولی آنچه از چشم دور نمانده آن است که پس از سقوط صدام حسین، آیین های نوروز هر سال با جلوه و تشریفات بیشتری برگزار می شود. در جایی مانند شبه قاره، نوروز بیش از آنکه با طبیعت همراه باشد به عنوان جزئی از فرهنگ زبان فارسی رواج یافته است؛ یعنی دلبستگان زبان فارسی وصف نوروز را در شعر سعدی، حافظ و فردوسی و امثال ایشان خوانده اند و دلبسته آن شده اند و باید به این نکته افزود که ایرانیان مهاجرت های گسترده ای به شبه قاره داشته اند. بویژه در عصر صفوی و بدیهی است با خود آداب و رسوم ایرانی، از جمله نوروز را به شبه قاره برده بودند. هرچند در جاهایی همچون کشمیر که چهارفصل است، آداب و رسوم نوروز فراگیر ا ست.
در افغانستان هم، چنان که بیشتر با آن آشنا هستیم، آیین نوروز هر دو وجه مذهبی و طبیعت گرایانه را در خود دارد. شیعیان افغانستان نوروز را به جشن خلافت امام علی (ع) مربوط می دانند و مراسم باشکوهی به همین مناسبت در مزار شریف برگزار می کنند. این جشن همچننی با جشن گل سرخ یا به تعبیر ایشان میله گل سرخ همراه است که به روییدن لاله های سرخ در دشت های مرازشریف بستگی دارد. هفت سین ایرانیان در افغانستان به شکل سینی هفت میوه اجرا می شود. در روایات کهن ایرانی هفت سین در چنین معنایی به کار می رفته و هفت غله مختلف را در بر سینی می کاشتند تا بر اساس آن محصول پربازده سال بعد را پیش بینی کنند و به واقع به طبیعت هم سخن می شدند و از او می پرسیدند که چه بکارند که پربرکت باشد.  تهیه و خوردن شیرینی ها و غذاهای مخصوص هم از آداب دیگر نوروز در افغانستان است. زمانی قرار شد در زمین های عباس آباد بوستانی به نام «اکو» نام گذاری شود و می دانیم اکو نام سازمان همکاری های منطقه ای بین ایران و ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان است و گاهی کشورهایی را هم به عنوان میهمان دعوت می کنند. وقتی این نام مطرح شد، پیشنهاد بوستان نوروز را ارائه دادیم، با این توضیح که نوروز فصل مشترک میان همه این کشورهاست و جالب آن که همه کشورهای عضو این مبنا و این پیشنهاد را پذیرفتند و «بوستان نوروز» برپاشد، حتی گفته شد که آنها نام نشریه اختصاصی این سازمان را با نوروز آمیختند.
بزرگداشت نوروز سال هاست که مرزهای حوزۀ تمدنی ایران را درنوردیده و در جای جای جهان گرامی داشته می شود. ایرانیان و اقوام و ملت هایی که در کشورهای این حوره تمدنی زندگی می کرده اند و به هر جای جهان که رفته اند و مهاجرت کرده اند، نوروز را همچون هدیه ای بزرگ با خود برده اند. آنقدر ارزش فرهنگی جهان شمول بوده است که همگان با آغوش باز آن را پذیرفته اند. دیر نیست که در کشورهایی خارج از حوزۀ تمدن ایرانی، کار نوروز بالا بگیرد و هر ملتی برای خود و متناسب با جغرافیا و فرهنگ خود بر آن بیفزاید و آن را غنی تر کند. چنان که هم امروز برگزاری آیین نوروز در مسکو، چنانکه گردشگران و صاحب نظران می گویند به پدیده ای شگفت تبدیل شده است: مهاجران تاجیک، ازبک، قزاق، آذربایجانی و دیگر اقوام ماوراءالنهر و قفقاز در مسکو جمعیتی قابل توجه محسوب می شوند. جمعیت برخی از این اقوام در کلانشهر مسکو به ده ها هزار نفر می رسد و می دانید که برخی از آنها در حوزۀ سیاست های خود با کشور همسایه در رقابت و گاه کشمکش هستند و به قول یکی از دوستان اهل فرهنگ، در طول سال چشم دیدن همدیگر را ندارند. شهرداری مسکو با درایت، نوروز را به عنوان مراسمی رسمی در تقویم خود درج کرده و از این آیین صلح و دوستی و امید هر ساله برای نزدیک کردن دل های شهروندان خود بهره می برد. همۀ اقوام ساکن مسکو، در جشن های نوروزی شرکت می کنند و به یکدیگر مهر می ورزند. از این دست فعالیت های شهری در شهرهای بزرگ کشورهای مهاجرپذیر از جمله آمریکا، کانادا، استرالیا و برخی کشورهای اروپایی آغاز شده و احتمالاً وسعت می یابد.
و اما در باب ظرفیت های فرهنگی در جهان پرآشوب کنونی و در منطقۀ بلاخیز ما، باید اذعان کرد چیزی بهتر و اثرگذارتر از نوروز برای نزدیکی ملت ها وجود ندارد؛ چه ظرفیتی بهتر از نوروز برای صلح و دوستی ملت ها به رغم روش ها و منش های سیاسی و دینی آنها یافت تواند شد که همگان آن را از خود بدانند و چه زمانی زیباتر و معتدل تر از نوروز پیدا می شود که نغمه دوستی و یگانگی ساز کنیم و هر ساله، صورت و سیرت خود را و شعار و شعور خود را از جهان و مردمانش نو کنیم؟
به نظر من جا دارد که «نوروزشناسی» زمینه ای شود برای ارتباط اندیشمندان و اهالی فرهنگ ایران و کشورهای همسایه. ملت های ما می توانند جزئیات آداب و رسوم خود را در بستر مراودات فرهنگی با یکدیگر در میان بگذارند و از این رهگذر به یکدیگر نزدیک و نزدیک تر شوند.
نوروز همراه خود دایره المعارفی از فرهنگ، قصه، حکایت، چیستان، اسطوره، بازی، آداب و رسوم، شعر و ترانه، موسیقی، غذا، شیرینی و رنگ دارد. این دایره المعارف «نوروزیکا» است که همه ملت های صاحب نوروز، خود را در آن می بینند و در این زمینه خود را به یکدیگر نزدیک و قوم و خویش احساس می کنند.

کپی