اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰

کلمات کلیدی

هدفمند شدن رابطه تهران و پکن

هدفمند شدن رابطه تهران و پکن
حسین ملائک سفیر اسبق ایران در چین

پروفسور «ساموئل هانتینگتون» سخنرانی خود در مؤسسه «آمریکن انترپرایز» در سال 1992 را به موضوع جنگ تمدن‌ها و در واکنش به کتاب «فرانسیس فوکویاما» به نام «پایان تاریخ» که در همان سال چاپ شده بود، اختصاص داد. ایشان متعاقباً در سال 1993 در مقاله‌ای با همین عنوان در نشریه فارین افیرز این موضوع را توضیح و بسط داد.

 نظریه هانتینگتون بر این است که با پایان یافتن جنگ سرد، دوران نزاع ایدئولوژیک خاتمه یافته و دیگر مناقشه اصلى میان تمدن‏ ها خواهد بود. او هفت تمدن اصلى و یک تمدن حاشیه‌‌اى را مشخص می‌کند؛ تمدن غربى، تمدن کنفوسیوسى، ژاپنى، اسلامى، هندى، اسلاو - ارتدوکس، امریکاى لاتین و تمدن حاشیه‏‌اى آفریقایى. به ‌نظر هانتینگتون کانون‏ هاى اصلى منازعات تمدنى، میان تمدن غرب از یک سو و دو تمدن کنفوسیوسى و اسلامى از سوى دیگر خواهد بود.
از نظر هانتینگتون، دو تمدن اسلامى و کنفوسیوسى با جدیت بیشترى درصدد دست‏یابى به قدرت‏ هاى برتر نظامی‌‏اند. نظریه برخورد تمدن‏ ها به سرعت جای خود را در بین تندرو‌های امریکایی باز کرد و با تأییدی که کیسینجر و برژینسکی و سپس نیکسون از آن کردند به تئوری مسلط بر تفکر امریکایی و غربی تبدیل و نام ایران و چین به‌عنوان خطر از اوایل دهه 90 مورد توجه استراتژیست‌های غربی قرار گرفت.
بنابراین واکنش یا مخالفت‌هایی که از طرف غرب با امضای «برنامه همکاری 25 ساله» بین وزرای خارجه دو کشور ایران و چین در 7 فروردین 1400 مشاهده می‌شود، واکنشی طبیعی و آگاهانه و با مبنای تئوریک می‌باشد. لاجرم بسیاری دیگر که ذهن خود را بر تئوری «برخورد تمدن ها» متمرکز کرده‌اند و از دیدگاه های غربی حمایت می‌کنند نیز با این تحول سازگار نیستند.
با این مقدمه سیاسی، در سال 1993 که آقای هانتینگتون تئوری خود را طرح کرد، رابطه تجاری ایران و چین از 400 میلیون دلار در سال فراتر نمی‌رفت که شامل صادرات حدود 150 تا 200 هزار بشکه نفت ایران در روز بود. چین شریک چهارم تجاری ایران با تراز تجاری مثبت به ‌نفع ایران بود. این رابطه در سال 2016 تا 100 برابر افزایش یافت و به نزدیکی 50 میلیارد دلار بالغ گردید. سهم نفت ایران در این تجارت به حدود یک میلیون بشکه افزایش یافت و چین شریک اول تجاری ایران گردید. وضعیت مشابهی که برای بیش از 130 کشور جهان رقم خورد.
چین به‌عنوان یک قطب در حال کسب ثروت و تکنولوژی، واقعیت نوینی در جهان بود که سرعت رشد آن بیش از سرعت اطلاع‌رسانی به کشورهایی شبیه ایران بود و شاید برخی از واکنش‌های منفی به‌همکاری ایران و چین نیز به‌خاطر ناآگاهی از آنچه در شرق آسیا اتفاق افتاده است باشد که دیگر اروپا و امریکا تنها دارندگان ثروت و رفاه و تکنولوژی و علم نیستند و کشور دیگری نیز به این صاحبان ارزش اضافه شده است. اگر بر مبنای تئوری «برخورد تمدن‌ها» به این همکاری نگاه شود، لاجرم نقش امریکا و غرب در مخالفت با این همکاری پررنگ‌تر خواهد شد و از جانب طرف ایرانی نیز آرزوی داشتن حمایت چین در مواجهه احتمالی با امریکا بن مایه این تفاهم محسوب می شود.
اما اگر این رابطه برمبنای «گفت‌و‌گوی تمدن‌ها» و نیازمندی‌های توسعه‌ای ایران مورد توجه قرار داده شود، واقعیت‌ها و نیازمندی‌های یک رابطه منظم ارکان سیاسی و بخش های مختلف مردمی را مجاب می کند که از این تفاهم حمایت و در جهت ارتقای آن کوشش شود.
 تفاهمنامه امضا شده کمک خواهد کرد که رابطه گسترده و طبیعی ای که بین دو کشور در جریان است، شکل هدفمند تری پیدا کرده و نیاز‌های اساسی‌تر کشور مورد توجه قرار گیرد.
 
کپی