اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰
گفت و گو با دکتر صادق‌نیت، رییس بیمارستان امام خمینی درباره تجارب یکسال کرونایی

مقاومت جانانه در روزهای فروپاشی

مقاومت جانانه در روزهای فروپاشی
حمید حاجی‌پور گزارش نویس

زمانی که اعلام شد بیماری کرونا در کشور شیوع پیدا کرده دو اتفاق همزمان افتاد، یکی ترس و وحشت بسیار زیاد بین مردم که به طبع بین کادر درمانی بیمارستان هم از ابتلای به این بیماری این وحشت وجود داشت

بیش از یکسال از شیوع کرونا در کشور می‌گذرد و روز 12 اسفند ماه یک میلیون و 657 هزار تن در کشور به کووید 19 مبتلا و 60 هزار تن هم قربانی این ویروس منحوس شده‌اند. در این میان بسیاری از اعضای کادر درمان با چالش‌های بسیاری برای مهار یا درمان مبتلایان روبرو بوده‌اند و حتی تعدادی از آنها جان خود را برای نجات جان دیگران از دست داده‌اند.

در این گزارش با دکتر خسرو صادق نیت، رییس بیمارستان امام خمینی(ره) که در طول یکسال گذشته یکی از بیمارستان‌های سانتر تهران بوده و مراجعانی بسیاری را تحت پوشش خود قرار داده است گفت و گویی در رابطه با اینکه  در طول این مدتی که کشور درگیر این ویروس بوده؛ چه وضعیتی را تجربه و وضعیت بیمارستان و کادر درمان را در پیک‌های اول و دوم و سوم را چگونه مدیریت کرده‌ است.

آقای دکتر وقتی شیوع بیماری کرونادر کشور اعلام رسمی شد بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی آمادگی لازم را در این زمینه نداشتند. در رابطه با وضعیت روزهای ابتدایی بیمارستان و کادر درمان توضیح می‌دهید.

زمانی که اعلام شد بیماری کرونا در کشور  شیوع پیدا کرده دو اتفاق همزمان افتاد، یکی ترس و وحشت بسیار زیاد بین مردم که به طبع بین کادر درمانی بیمارستان هم  از ابتلای به این بیماری این وحشت وجود داشت و دوم اینکه بالاخره وزارت بهداشت برای اینکه بتواند این بیماری را کنترل کند تصمیم گرفت یکسری از بیمارستان‌ها را مختص، مجهز و معین کند به عنوان بیمارستان‌هایی که بیماران کرونایی را بپذیرد و بقیه بیمارستان‌ها عملاً بیمارستان‌هایی بشوند که خدماتی که بیمارستان‌های هدف عملاً‌ نمی‌‌توانند به مردم عادی خدمت بدهند جبران کنند و برای بیماران کرونایی اختصاص پیدا کردند و بیمارستان‌های دیگر عملاً پوشش بیماران هدف را داشته باشند.

 در همان روزهای اول اعلام شد که بیمارستان امام جزء بیمارستان‌هایی است که باید به خدمات عادی‌اش بپردازد و بیمار کرونایی را نپذیرد و مراجعان را به بیمارستان‌های هدف ارجاع بدهد و درعوض بیمارانی را پوشش بدهد که عملاً دیگر به بیمارستان‌های معمول خودشان که بیمارستان هدف بودند نمی‌توانند مراجعه کنند و نگذارند این خدمات معطل بماند.

 

در روزهای نخست شیوع کرونا، بیمارستان امام خمینی چه وظایفی را به دوش کشید؟

 

روزهای اول وظیفه ما این شد که همچنان به بیماران معمول خدمت بدهیم و پذیرای بیماران کرونایی نباشیم اما همان ساعات اول هجوم مردمی که دو گروه بودند، گروهی که به بیماری کرونا مبتلا بودند و علائم بیماری کرونا را داشتند و به بیمارستان مراجعه ‌کردند تا بیماری آنها تشخیص داده شود و کسانی که نگران بودند و علائمی داشتند که علائم‌شان خیلی ربطی به کرونا نداشت ولی ترس زیادی داشتند که بیماری کرونا باشد و انتظار داشتند معاینات اولیه شوند و مشخص شود بیمار هستند یا نیستند.

 بنابراین ما همان ساعات اول علیرغم اینکه قرار نبود بیماران کرونایی را بپذیریم با هجوم تعداد زیادی از مردم نگران و مضطرب روبرو شدیم که به بیمارستان مراجعه می‌‌کنند و از طرفی پرسنل خودمان که آنها هم اضطراب و نگرانی داشتند که خودشان مبتلا نشوند و از همه مهمتر نگرانی پرسنل ما بیشتر بابت سلامتی خانواده‌شان بود یعنی نگران بودند اگر آلوده شوند وقتی به خانه برمی‌گردند، اعضای خانواده‌شان هم ممکن است که مبتلا شوند و جان‌شان در خطر بیفتد و از آن مهمتر این بود که خیلی از اینها در منزل افراد مُسن با ریسک بالا و با بیماری زمینه‌ای داشتند و برای آنها ریسک ابتلا و مرگ خیلی بالا بود و عملاً خودشان را در معرض یک انتخاب بزرگ می‌دیدند یکی اینکه به وظیفه‌شان عمل کنند و پذیرای مردم بیمار باشند و این ویروس به خانواده‌شان منتقل شود و این وحشت و نگرانی که تقریباً‌ بی‌نظیر بود و ما حتی در دوران جنگ هم نظیر آن را نداشتیم.

 از چه دوره‌ای تصمیم گرفته شده که بیمارستان شما بیماران کرونایی را بستری و درمان کند؟

بیمارستان امام همیشه مملو از بیمار است و ضریب اشغال ما در بیشتر ایام سال ازجمله اسفندماه بالای 95 درصد است و خیلی‌ وقت‌ها بعضی از بخش‌های ما جایی برای بستری بیمار جدید و بیمار عادی ندارد چه برسد به بیماری که باید از سایر بیماران جدا نگه داشته شود. شما هه اینها را ببینید همراه با اینکه یک بیماری کاملاً ناشناخته است و درمان آن مشخص نیست و نمی‌دانیم  علائمش کاملاً چیست و علائم آن مشابه خیلی از بیماری‌های دیگر می‌تواند باشد و حالا ما باید این خیل مراجعه‌کننده را پذیرش کنیم درحالی که جایی هم برای بستری آنها نداریم و اگر هم جایی داشته باشیم باید کاملاً باید از بقیه بیمارستان ایزوله بشود.

در همان ساعت‌های اول اولین کاری که کردیم این بود که محل مراجعه مردم را جدا کنیم، بنابراین یکی از اتاقک‌های موقت را در کنار اورژانس مستقر کردیم و تیم تشخیص اولیه‌مان را آنجا مستقر کردیم تا کسانی که مراجعه می‌کنند یک بررسی اولیه شوند و آنهایی که نیاز به بستری ندارند همانجا توصیه‌ها و درمان سرپایی برای آنها انجام شود و از بیمارستان مرخص شوند که بالای 90 درصد مراجعین ما را این دسته شامل می‌شدند.

 بعضی از روزها بود که شبانه‌روز بیش از 700 تا 800 مراجعه‌کننده داشتیم و اینها انتظار دریافت خدمت را داشتند در کنار اضطراب همکاران ما که این اضطراب واقعاً شکننده بود، به این خاطر می‌گویم که ما داشتیم بیمارستانی که به عنوان بیمارستان هدف مشخص شده بود اما همان ساعت اولی که اعلام شد این بیمارستان برای بیماران کرونایی اختصاص پیدا کرده همه کادر درمانش بیمارستان را ترک کردند و عملاً‌ به خاطر نگرانی سلامتی اقوام‌شان در بیمارستان نماندند، اما پرسنل بیمارستان امام با توجه به جوی که در آن وجود دارد و حضور اساتید اخلاق‌محور و پرسنل از خودگذشته همان ساعات اولیه اساتید پیشکسوت در صف اول درمان بیماران حضور پیدا کردند و در کنار دانشجویان و پرستاران و پزشکان جوان به درمان مراجعین پرداختند و این یک آرامشی را در ساعات اولیه برای کادر درمان ایجاد کرد و باعث شد کادردرمان ما نه تنها محل کارشان را ترک نکنند بلکه ما دیدیم آنها داوطلبانه بیش از ساعت موظف‌شان در بیمارستان حضور پیدا کردند.

 

با توجه به افزایش تعداد مبتلایان و کمبود بخش بیمارستانی برای بیماران کرونایی چه تصمیماتی را عملیاتی کردید؟

کار دومی که تیم مدیریتی باید انجام می‌داد تعیین واحدهای درمانی کاملاً جدا از بخش‌های عادی بود و این بیماران باید کاملاً در مسیر جدایی قرار می‌گرفتند و ساختمان‌های قابل تفکیکی مشخص شد و در روزهای اول این بخش‌ها تخلیه شد و برای بستری بیماران کرونایی اختصاص پیدا کرد. بیمارستان امام سه ساختمان و دو ساختمان بستری کوچک دارد که هر کدام از بیمارستان بزرگ یکی 200 تخت و  یکی 400  و یکی 550 تخت بستری دارد و دو ساختمان کوچک هم 60 تا 70 تخت بستری دارند که ساختمان‌های مستقلی از یکدیگر هستند. بنابراین ما شروع به تخلیه بخش‌های معمول کردیم و به بستری بیماران اختصاص دادیم.

 

چه اقداماتی برای تامین تجهیزات ایمنی و حفاظتی و تامین سلامت پرسنل خود انجام دادید؟

 

مساله بعدی که در روزهای ابتدایی داشتیم مساله حفاظت از سلامت پرسنل یعنی استفاده از وسایل حفاظت فردی و                تکنیک‌هایی که پرسنل ما مبتلا نشوند. مساله حفاظت فردی یک بحث مهم بود و همان روزهای اول یک لباس‌های فضانوردی مد شد که یکی دو بیمارستان که به لحاظ مالی حمایت‌های خاصی را داشتند از این لباس‌ها استفاده کردند و این لباس‌ها باعث شده بود که هم ترس و نگرانی بین پرسنل و بیماران ایجاد بشود و هم استفاده از آنها محدودیت‌های زیادی برای پرسنل ایجاد می‌کرد و خود آنها منشا آلودگی می‌شد چون آنها می‌بایست هر چند ساعت عوض می‌شود و چون به تعداد کافی در دسترس نبود، این امکان نبود بنابراین بیمارستانی که یکسره از این لباس‌ها استفاده می‌کردند آلودگی در بین پرسنل‌شان بیشتر می‌شد.

اینکه ما چه وسایلی استفاده کنیم که هم در دسترس باشد و به اندازه کافی داشته باشیم و استاندارد از آنها استفاده بکنیم نه غیراستاندارد، یک بحث خیلی جدی بود که با توجه به حضور اساتید بنام و دانشمندی که در بیمارستان داشتیم سریع براساس پروتکل‌هایی که در مراجع علمی معتبر وجود داشت ازجمله سازمان بهداشت جهانی آن لباس‌های مناسب و قابل تامینِ استاندارد سریع مشخص شد و نحوه استفاده از آنها آموزش داده شد،‌ به تعداد کافی تهیه و توزیع آنها ساماندهی شد.

 

با چه کمبودهایی در آن ابتدا روبرو بودید؟

 

 آن زمان ماسک به تعداد کافی در جامعه نبود، وسایل استریل و ضدعفونی‌کننده به تعداد کافی نبود، مواد ضدعفونی‌کننده و ماسک قیمت هنگفتی داشت و توزیع اینها در بیمارستان بزرگ امام با مراجعه بیش از ده هزار نفر در روز بدون اینکه اینها حیف و میل شود، کار بسیار بزرگی بود، سهمیه‌بندی که به تعداد پرسنل باشد و اگر آلوده شد بتوانند تعویض کنند، هم کمبود نداشته باشیم و هم از مسیر توزیع درستش خارج نشود و هم به تعداد پرسنل در اختیار باشد، در آن اوج کمبود و بازار سیاه کار مهمی بود که انجام شد و آموزش نحوه درست استفاده از آنها به صورت روش‌های مختلف وبیناری، آموزش مجازی، آموزش چهره به چهره و نظارت و کنترل،‌ یکی از بحث‌های جدی بود که هم تامین و هم توزیع آنها و هم آموزش آنها در ساعات و روزهای اول و تداوم آن در ماه‌ها، یکی از کارهای بزرگی بود که در مجتمع انجام شد و به گونه‌ای که این افتخار را داشتیم که علیرغم بیشترین پذیرش بیمار و بیشترین بخش بستری و پذیرش بدحال‌ترین بیماران که از سراسر تهران و حتی شهرستان‌ها به امید درمان ایده‌آل به بیمارستان امام ارجاع می‌شدند با وسایل نقلیه مختلف با هماهنگی و خیلی وقت‌ها بدون هماهنگی ما توانستیم روش‌های علمی را به گونه‌ای اجرا بکنیم.

آقای دکتر چند نفر از پرسنل و کادر درمان بیمارستان به کرونا مبتلا شدند؟

پرسنل ما توانستند خدمت‌شان را در اوج ایثار ارائه کنند و تا امروز الحمدلله مرگی در بین پرسنل نداشتیم و توانستند خدمات را ارائه بدهند هرچند که تعداد زیادی مبتلا شدند و تعداد زیادی نیاز به بستری پیدا کردند و بخشی هم در خانه قرنطینه شدند اما نکته جالب اینکه بسیاری از پرسنل جوان و بیمار ما که به کرونا مبتلا شدند و ضرورت بستری نداشتند ولی لازم بود در منزل استراحت کنند، شاهد بودم که جایی می‌رفتند که دور از خانه و خانواده‌شان باشد و به تنها دوران بیماری را طی کردند علیرغم همه نگرانی‌هایی که این بیماری در بیمار ایجاد می‌کند و استرس که یکی از علائم بیماری است اما آنها برای اینکه خانواده دچار این بیماری نشوند بار این بیماری را به تنهایی تحمل کردند و یکی دو هفته قرنطینه بودند و خودشان مراقب خودشان بودند.

 شاهد بودم پرستاران جوانی که حتی یکی دو روز بعد از بهبود نسبی علائم‌شان به بیمارستان برمی‌گشتند و در آی‌سی‌یو شیفت شب را دو پرستار به تنهایی اداره می‌کردند که یکی از آنها تنها یک روز و یکی از آنها تنها سه روز از دوران قرنطینه‌ درآمده بودند و همانطور که می‌دانید تا یکی دو ماه و حتی بیشتر بعد از طی دوران حاد بیماری، ضعف و بی‌حالی و سرگیجه و علائم خاص این بیماری فرد را رنج می‌دهد ولی آنها برای اینکه دوستان‌شان فشار بیشتری را تحمل نکنند بلافاصله به سر کار برمی‌گشتند چون اگر نباشند این بار به دوش سایر همکاران‌شان می‌‌افتد و این با طاقت‌فرسا بود.

 به خاطر کم شدن تعداد پرستارها و هم نبود همراه بیمار و قبلاً‌ بسیاری از کارهای بیمار را همراه بیمار انجام می‌داد و الان به خاطر عدم ابتلا و انتشار بیماری اجازه نمی‌‌دادیم همراه بیاید و بار این کارها هم به دوش پرستارها و کادر درمانی ما افتاده و بار را مضاعف کرده بود و در اوج موج‌های مختلف بیماری ما گاهی 140، 150 پرستار ما در قرنطینه بودند و دوران بیماری را طی می‌کردند و بار آنها به دوش بقیه کادر درمان قرار می‌گرفت و شب‌ها گاهی پرستارانی که می‌خواستند شیفت شب بیایند، 20، 30 نفر  غیبت می‌کردند چون بیماری داشتند و ما گفته بودیم اگر این علائم را داشته باشید حق ندارید داخل بیمارستان بیایید چون خود اینها باعث انتشار بیماری می‌شود و اگر هم می‌آمدند به خانه برمی‌گرداندیم.

 

آقای دکتر بیمارستان و پرسنل شما در مقابله با موج سوم کرونا داشت چه وضعیتی را تجربه کردند؟

 

ما در پیک اول و هفته‌های اول خیلی فشار تحمل کردیم، پیک سوم خیلی پیک سنگین‌تری بود هم تعداد بیمارانی که بستری شده بودند خیلی بیشتر شده بود یعنی ما در آن واحد در پیک دوم و اول حداکثر 250 بیمار بیشتر نداشتیم ولی در پیک سوم 300 بیمار را مکرر رد کردیم  یا مثلاً در پیک اول یک یا دو روز بود که مرگ در روز 11 بیمار را تجربه کردیم در پیک دوم شاید یک روز این مرگ 11 بیمار را تجربه کردیم اما در پیک سوم ما روزی را داشتیم که 17 مرگ را تجربه کردیم بالای 11 و 13 مرگ  بیمار را مکرر داشتیم. بیماران بسیار بدحال بودند.

بخش‌های عادی را آی‌سی‌یو کردیم و تعداد پرستارهای ما هم کم بود.  وقتی آی‌سی‌یوهای جدید را راه‌اندازی کردیم تعداد پرستارانی که تخت‌های آی‌سی‌یو نیاز داشتند  4 برابر تخت عادی شد و فشار کاری پرستاران زیاد.  شیفت کاری آنها  بالطبع بالا رفت.

ما پزشکانی داشتیم که طی این یکسال تقریباً اکثر شب‌ها تا ساعت 10، 11 شب بالای سر بیمار بودند و جمعه‌ها و روزهای تعطیل بیمارستان حضور داشتند و خیلی وقت‌ها فرصت استراحت حداقلی پیدا نمی‌کردند و به صورت شبانه‌روزی به بیماران خدمت می‌کردند.

از تجارب تلخ خود در این مدت برایمان می‌گویید.

مرگ‌ بیماران بسیار آزاردهنده است ولی مرگ کرونا آزارش خیلی بیشتر است چون افرادی که مبتلا می‌شوند افرادی هستند که تا دو روز قبلش آدم‌های عادی بودند، طرف سالم بود بدون هیچ بیماری زمینه‌ای جدی و زندگی‌اش را می‌کرد. با یک تنگی‌نفس و سرفه عادی به بیمارستان می‌آمد، صحبت می‌کرد، می‌گفت و می‌خندید، غذا می‌خورد ولی در عرض یکی دو روز بدحال می‌شد و جلوی چشم ما یکدفعه حالش بد می‌شد و فوت می‌کرد.

 بعضی از بیماران یک هفته یا 10 روز بستری بودند و همکاران ما سیر بدحال شدن آنها را می‌دیدند و بیمار تا لحظات آخر هوشیار بود و بعد جلوی چشم ما یک بیمار 40، 50 ساله یا یک مادر سی و چند ساله با یکی دو فرزند کوچک که عکس بچه‌اش را به شما نشان داده بود، زیر دست شما بال بال می‌زد و فوت می‌شد! خیلی صحنه‌های بدی را همکاران ما تجربه کردند و پرستاران و پزشکان زار زار گریه می‌کردند که بالاخره کسی که جلوی چشم آنها حرف می‌زد، معلم، استاد بود و آد‌م‌های فرهیخته زیادی بودند و آدم‌های زحمت‌کشی که خانواده‌هایشان پشت در بیمارستان به انتظار بازگشت شان نشسته بودند. واقعا گاهی اوقات کاری از دست ما برنمی‌آمد واقعاً به لحاظ روحی خیلی شکننده شده بودیم.

 

کپی