اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰

#علی_اکرمی

#علی_اکرمی
یگانه خدامی

یکی دیگر از اهالی رسانه بر اثر ابتلا به بیماری کرونا درگذشت. علی اکرمی روزنامه‌نگار بعد از چند روز مبارزه با این بیماری در روز تولد دخترش قربانی کرونا شد و شبکه‌های اجتماعی و بخصوص توئیتر پر شد از عزاداری مجازی برای او. علی اکرمی از فعالان توئیتر بود و خیلی‌ها از او و رفاقت‌هایش و اخلاقش نوشتند: «‏شوک‌زده‌ام.

خبر مرگ ‎علی اکرمی ویران‌ کننده‌تر از آن است که فکرش را بکنید. تصور کنید ساعت ۲۳:۴۹ چهارشنبه با تو مشورت کند، ۲۴ ساعت بعد بیمارستان باشد، ۲۴ ساعت بعدتر برایش دعا بخوانند یعنی اوضاع خوب نیست و امروز صبح بخوانی دیگر نیست. هرچقدر بخواهی قوی باشی باز کم می‌آوری»، «آی زندگی، ما، همه ما از تو یک عزاداری دسته جمعی طلبکاریم. اینکه همه یک جا جمع شویم، مویه کنیم،  زار بزنیم و یکدیگر را تسلی بدهیم؛ شاید شاید اندکی از این بارهای بر دل مانده سبک شود.»، «‌‏هیچ بابایی روز تولد دخترش نباید بره»، «‏یکی یکی داریم تموم می‌شیم»، «‏نسل ما انقدر بدبخت بود که حتی نشد تو سن پیری رفتن رفقامونو ببینیم، تو همین جوونی یکی یکی داریم میریم و داغ به دل بقیه رفقا میذاریم»، «‏ترسناک ماجرا اینجاست آدم‌ها هی به همدیگر پیام می‌دهند راست است؟ راسته؟ مگه نیاوردنش بخش؟! مگه بهتر نشده بود؟! نه. همه خواب و‌خیال بود. خوش‌اخلاقی و خنده‌های علی هم  حریف این کرونای لعنتی نشد. حیف علی‌آقا، حیف بود»، «‏توی این یک سال گذشته روزی نبود که تایملاین رو باز کنیم و شوکه نشیم. خدا همه‌مون رو بیامرزه. انگار مرگ توی توئیتر از همه جا بهمون نزدیک‌تره.»، «‏صبح علی‌الطلوع، زنگ بزنی حال رفیقت را جویا شوی، آنور خط بگویند فوت کرده، حواستان باشد فعلاً خانواده‌اش نمی‌دانند، تو مجبور باشی راوی خبر شوی برای رفقا و بگویی فعلاً در خلوت گریه کنید، خانواده نمی‌دانند. علی اکرمی چقدر سخت بود روایت رفتن تو، رفیق، برادر!»، «‏تمام تایملاینم عزادار ‎علی اکرمی شده. چقدر دردناکه این از دست دادن‌ها و خدا می‌دونه اگه واکسنی بهمون برسه بعدش زخم این همه داغ رو چطوری می‌خواهیم مرهم بذاریم.»، «مرگ کنارمون قدم می‌زنه. همین دیروز بود سر پیتزا پختنش ژانر راه افتاده بود اینجا. یه دفعه چی شد ‎علی اکرمی»، «‌‏علی روا نبود روز تولد دخترت بری. کاش دروغ بود علی جان»، «‏اکونومیست در اولین شماره بعد از پاندمی شدن ‎کرونا نوشت؛ آماده باشید و کمربندها را ببندید، چون قرارست خیلی از دوستان و نزدیکان و آشنایان‌مان را از دست بدهیم. حالا نمی‌دانم به که و چه لعنت بفرستم، به کرونا یا به این پیش‌بینی ترسناک اکونومیست! فقط می‌دانم رفتن توخیلی زود بود»، «‏شناختم از ‎علی اکرمی برمی‌گردد به چند جلسه گپ و گفت سیاسی و گفت‌وگوهای مجازی‌ای که بعداً شکل گرفت. چیزی که من درک کردم نهایت ادب، رواداری، منطق و احترام بود. یک اصلاح‌طلب واقعی، متین و دلسوز. چقدر این مرد دوست داشتنی بود. غمش بدجور به دل نشست»، «‏بهم زنگ زد گفت من ‎علی اکرمی هستم که بهم طرح ترافیک ندادن اما الان واسه خودم زنگ نزدم. برای یه رفیقی که هم خبرنگاره و هم مریض دیالیزی دارن، زنگ زدم. گفتم هم نوکر خودتم هم رفیقت. رفیق شدیم و همیشه می‌شد روی خودش و رفاقتش حساب کرد.»

 

کپی