اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

کروناز؟ از این کریه‌تر نمی‌شد!

کروناز؟ از این کریه‌تر نمی‌شد!
مهدی ملکی دبیر گروه ورزشی

کووید ۱۹ یا همان کرونا مدتی پیش در میان تمام شمع‌های سیاه روشن شده در سراسر جهان، یکسالگی‌اش را جشن گرفت. آن اوایل یک نفر پیدا شد و گفت بگویید «کروناز». هر چه گذشت دیدیم و فهمیدیم حتی ذره‌ای ناز نیست بلکه بسیار هم کریه است. کریه‌المنظر، کریه‌الاسم، کریه‌الهمه چی. شاید آن بنده خدا قصد داشت به مردم بفهماند که از درِ دوستی وارد شویم، چه‌بسا نتیجه داد. ما از درِ دوستی وارد شدیم اما کرونا جان دوستان‌مان را گرفت.

  ما از درِ دشمنی وارد شدیم، کرونا جان عزیزان‌مان را گرفت. از هیچ دری وارد نشدیم و گفتیم ببینیم حالا چه بهانه‌ای دارد اما باز هم جان ستاند و آدرس محبوب‌ها را هم به‌راحتی پیدا کرد. آرزو می‌کنم همان بلایی که کرونا سر ما آورد، خدا سر خودش بیاورد تا ببیند چقدر سخت و دردناک است. چقدر وحشتناک است که عزیزی از دست بدهی و حتی اجازه ندهند برایش مراسم بگیری. چند بار که در خلوت و تنهایی به ماجراها و اتفاقات این یک‌سال فکر کردم، به خودم گفتم ای کاش هیچ وقت در این برهه از تاریخ زیست نمی‌کردم. بله پیش از این هم بشر با همه‌گیری و مرگ‌و‌میر ناشی از آن مواجه بوده و احتمالاً بعدها که ما نباشیم هم چنین مورد تلخی تجربه خواهد شد. اما در شرایط فعلی و با اوج گرفتن فضای مجازی، چیزهایی از نقاط مختلف جهان دیدیم که‌ای کاش نمی‌دیدیم. آن تصاویر آخرالزمانی که در بزرگ‌ترین و شلوغ‌ترین شهرها و خیابان‌های دنیا، پرنده پر نمی‌زد. دیدن هر کدام از آن فیلم‌های ۱۰ ثانیه‌ای به اندازه ۱۰ سال از عمرمان کم کرد.
نمی‌دانم کرونا چه اصراری دارد که چند مأموریت را با هم انجام دهد؛ مرگ، ناامیدی، گرفتن سلامتی، ایجاد فاصله و... اما این را می‌دانم که در نومیدی بسی امید است. همین که واکسن کرونا ساخته شده، همین که واکسیناسیون در تعدادی از کشورها آغاز شده، همین که کووید ۱۹ مدت زیادی ناشناخته باقی نماند، نشان می‌دهد که شاید نمره بشر ۱۹ نباشد اما حداقل نمره قبولی می‌گیرد. گرچه به نظرم جهان در این چالش و آزمون بزرگ نمره بالایی نمی‌گیرد چرا که اتحاد و همبستگی صددرصدی میان کشورها برای مقابله با این دشمن نامریی وجود نداشته و ندارد.
در هر حال کرونا یک حسن دارد و در این مقطع رویای تمام افراد یک چیز است؛ همه رؤیای مشترکی داریم و فرقی ندارد فرد ساکن امریکا و فلان ایالت باشد یا مثلاً فردی روستانشین در بورکینافاسو. همه می‌خواهیم از شر این ویروس لعنتی برای همیشه راحت شویم، هر چه زودتر. حالا قدر خودمان، خانواده‌مان، دوستان‌مان، عزیزان‌مان، وقت‌مان، آزادی‌مان برای رفتن یا سفر به هر جایی و خیلی چیزهای دیگر را بیشتر و بهتر از قبل می‌دانیم. اگر هر‌چه زودتر کرونا برود، اگه اسیر آثار منفی روانی آن نشویم و بتوانیم با آن مقابله کنیم، اگر نگویند خب این مرحله را رد کردید و رسیدید به غول مرحله آخر، اگر چند تا «اگر» دیگر به اینها اضافه نشود، فکر می‌کنم انسان پس از کرونا انسانی است که قدر زندگی، سلامت و باهم بودن را خیلی بیشتر خواهد دانست. مثل زندانی آزاد شده‌ای که قدر رها بودن را بیشتر از دیگران می‌داند و درک می‌کند. به امید اینکه هر چه زودتر از زندانِ کرونا آزاد شویم.
 
کپی