اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹
کریستوفر پلامر هرگز از زندان فون‌تراپ آزاد نشد اما...

مرگ شمایل بازیگری

مرگ شمایل بازیگری
وصال روحانی خبرنگار

مرگ کریستوفر پلامر که شنبه شب در 91 سالگی وی روی داد، هنرهای سینما و تئاتر جهان را از یکی از باکلاس‌ترین هنرپیشه‌های ایام معاصر و از یک شمایل واقعی بازیگری بی‌بهره ساخت. از وسعت استعداد و دیرپایی این بازیگر کانادایی متولد حومه شهر مونترال همین بس که قریب به 7 دهه به‌کارهای هنری پرداخت و همان‌قدر در سینما درخشید که در مدیوم تئاتر ثابت‌قدم بود.

او تقریباً همه نقش‌های شکسپیری را تجربه کرد و با عبور از مرزهای درخشان ایجاد شده توسط ریچارد برتون و پیتر فینچ انگلیسی، در نمایش‌های اجرا شده در مراکز بزرگ تئاتری بریتانیا هم درخشید و سرانجام با حضور در یک فیلم سال 1958 سیدنی لومت به‌نام «Stage Strock» و با بازی در کنار هنری فاندا و سوزان استراسبرگ رسماً وارد هنر سینما شد.
خود پلامر همیشه فیلم موزیکال و بسیار محبوب «آوای موسیقی» را (که در ایران با عنوان «اشک‌ها و لبخندها» به نمایش درآمد) رد می‌کرد و نام‌های دیگری از سر تمسخر روی این فیلم اکران شده در سال 1966 می‌گذاشت اما واقعیت امر این است که پلامر تا ابد با همان کاراکتر ایفا شده در این فیلم که یک کاپیتان اتریشی و بسیار ثروتمند و پدر هفت بچه جور واجور به‌نام فون تراپ است، دریادها خواهد ماند.
فون تراپ مردی بود که در عین رسمی و جدی بودن در یک حالت رمانس ملایم نیز غوطه می‌خورد و پرستار جذابی را که جولی اندروز نقش او را بازی می‌کرد و پرستاری و مواظبت بچه‌های او را بر‌عهده گرفته بود، در وضعیت تعلیق روحی قرار داده بود و حتی پس‌ از فرار از دست ارتش متجاوز آلمان هرگز به این زن و بچه‌های خودش، حرف روشنی در‌خصوص احساس‌های قلبی‌اش بر زبان نمی‌آورد.
از «تونی» تا «اسکار»
کارنامه پلامر سرشار از فیلم‌هایی قابل اعتنا همچون اپیک «سقوط امپراطوری رم» در سال 1964 و ماجرای جان هوستونی او یعنی «مردی که می‌خواست سلطان باشد» در سال 1975 بود. فتح دو جایزه ارزشمند تونی (اسکار تئاتر) در سال‌های 1973 و برای بازی در اجرای جالب از «سیرانو برژراک» و 1997 برای نمایش تک‌نفره «باریمور» نشان روشن وابستگی ابدی او به بازی روی صحنه و رجحان این مدیوم بر سینما و تلویزیون از منظر وی بود اما عجبا که پلامر در 15 سال آخر عمرش نیز بارها در فیلم‌های سینمایی با کیفیت و موفقیت درخشید. وی تک جایزه اسکارش را که برای نقش دوم بود، در سال 2010 برای فیلم «آغاز‌کنندگان» و با ایفای نقش یک مدیر موزه بازنشسته و مبتلا به بیماری سرطان به‌دست آورد و پیش و پس از آن در فیلم‌های «آخرین ایستگاه» و «قوه تصور دکتر پارناسوس» هم تصاویری ماندگار از خود به‌جای گذاشت و حتی با صداپیشگی حرفه‌ای خود در کارتون موفق «up» نشان داد در هیچ یک از شئون هنر هفتم کم نمی‌آورد.
مردی غیر‌قابل وصف
پلامر در فیلم‌های «نفوذی» ساخته 1999 مایکل‌مان و «یک ذهن زیبا» کار سال 2001 ران‌ هاوارد هم یک وزنه تمام‌عیار بود و اگر چه نقش مهم گاندالف را در تریلوژی فانتزی و بسیار پولساز «ارباب حلقه‌ها» پس زد اما در سال 2011 در ورسیون نخست هالیوودی از روی سری فیلم‌های سوئدی «دختری با خالکوبی اژدها» هم ظاهر شد و به‌نوعی جبران مافات کرد، واپسین کار پلامر که به سبب مشکلات کرونایی هنوز اکران نشده، فیلم «قهرمانان نقاب طلایی» براساس داستانی از شون پاتریک اورایلی است و او هنرمندی بود که خیال تمام شدن نداشت و سال‌ها پیش در شرایطی به سوی بازیگری و هنر تئاتر کشیده شده که در وهله نخست می‌خواست یک نوازنده موفق پیانو و در هنر موسیقی پیشتاز باشد. پلامر در تلویزیون هم درخشید و یک نمونه بارز آن در مینی‌سریال «پرنده‌های جداشده» در سال 1983 و در نقش یک کاردینال بدطینت بود و اگر قرار باشد به همه حضورهای موفق دیگر او هم اشاره کنیم. به‌اندازه عمر وی طولانی و غیر قابل وصف خواهد بود. عمری که معنا و مفهوم بازیگری را عمقی‌تازه بخشید.

کپی