اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹

کلمات کلیدی
بخوانید و ببینید چطور بعضی کارگردان‌ها لج آدم را در می‌آورند

سونامی پیش‌بینی‌های عجیب و غریب

سونامی پیش‌بینی‌های عجیب و غریب

مروری بر سینمای فاجعه که با موضوع بیماری‌های همه‌گیر اتفاقی در آینده را پیش‌بینی کرده‌اند که اگرچه علمی و تخیلی، اما به واقعیت تبدیل شده‌اند

حمید ناصری‌مقدم /مستندسازاو از فیلم‌هایی نوشته که آینده را پیش‌بینی کرده‌اند و بعد چگونگی این پیش‌بینی‌های عجیب را تحلیل کرده است

   طغیان Outbreak 
کارگردان:  ولفگانگ پترسون   
سال ساخت: 1995
بازیگران: داستین هافمن – رنه روسو– مورگان فریمن – کوبا گودینگ  جونیور– کوین اسپیسی – دونالد ساترلند

سرهنگ دکتر سام دانیلز به تازگی از همسرش رابی کیوگ که در CDC کار می‌کند، طلاق گرفته است. او از طرف ژنرال بیلی فورد مأمور تحقیق در مورد بیماری کشنده در یک دهکده آفریقایی می‌شود. در این ماجرا همکاران دکتر، کیسی شولر و سرگرد دکتر سالت او را همراهی می‌کنند. آنها تحت تأثیر این بیماری قرار گرفته‌اند و سرهنگ دانیلز یافته‌های خود را از ترس آلودگی و شیوع بیماری در ایالات متحده به ژنرال فورد گزارش می‌دهد. با این حال ژنرال فورد می‌گوید این بیماری چنان سریع از بین می‌رود که هرگز به کشورشان نمی‌رسد. اما یک قاچاقچی حیوانات میمونی (انگار همیشه پای یک حیوان در میان است) را به شکل غیرقانونی از آفریقا به ایالات متحده منتقل می‌کند و...

   28 روز بعد -  Days Later  28
کارگردان:  دنی بویل   
سال ساخت: 2002
بازیگران: کیلین مورفی – نائومی هریس – مگان برنز – کریستوفر اکلستون

فعالان دفاع از حقوق حیوانات با هدف آزاد کردن شامپانزه‌هایی (دوباره حیوان) که تحت آزمایش هستند، به یک آزمایشگاه حمله می‌کنند و توسط یک ویروس که باعث عصبانیت می شود، آلوده می‌شوند. فعالان ساده لوح به درخواست دانشمندی در آزمایشگاه، برای قفل نگه داشتن قفس‌ها، توجهی نمی‌کنند و نتایج وحشتناکی به بار می‌آورند.28 روز بعد، قهرمان اصلی ما، جیم، تنها در یک بیمارستان  از کما بیدار می‌شود. او شروع به جست‌وجو می‌کند اما متوجه می‌شود که لندن خلوت است، زنده است اما بدون هیچ روحی. وی از کلیسایی سر در می‌آورد که سکونتگاه زامبی‌های انسان‌نما شده است و همان‌جا می‌فهمد که باید برای نجات جان خود بگریزد. سلنا و مارک به او کمک می‌کنند تا از دست زامبی‌ها در امان باشد و...

   شیوع  Contagion
کارگردان:  استیون سودربرگ   
سال ساخت: 2011
بازیگران: ماریون کوتیار – مت دیمون – لارنس فیشبرن – جود لاو – کیت وینسلت

بث امهوف اندکی پس از بازگشت از سفر کاری از هنگ کنگ، بر اثر آنفلوانزا یا نوع دیگری از عفونت می‌میرد. پسر خردسال او هم در همان روز می‌میرد. شوهرش میچ به نظر ایمن است. اما گسترش عفونت مرگبار آغاز می‌شود. برای پزشکان و مدیران مراکز کنترل بیماری ایالات متحده، چندین روز می‌گذرد تا متوجه میزان یا شدت این عفونت جدید شوند. آنها ابتدا باید نوع ویروس مورد نظر را شناسایی کرده و سپس وسیله‌ای برای مبارزه با آن پیدا کنند، روندی که احتمالاً چندین ماه به طول خواهد انجامید. با شیوع سرایت به میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، نظم جامعه با وحشت مردم از بین می‌رود.

   محموله   Cargo
کارگردان:  بن هولینگ – یولاندا رَمک   
سال ساخت: 2017
بازیگران: مارتین فریمن- سوزی پُرتر

فیلم روی قایقی در استرالیا شروع می‌شود که داستان اندی و همسرش، کِی، به همراه دختر نوزادشان را روایت می‌کند. اندی و خانواده‌اش پس از شیوع یک ویروس به اینجا کشانده شده‌اند. آنها ذخیره‌ غذایی کمی دارند و اندی باید بین رفتن به خشکی به امید پیدا کردن غذا و دیگر نجات‌یافتگان یا پارو زدن به امید رسیدن به یک پایگاه نظامی، یکی را انتخاب کند. اندی تصمیم می‌گیرد روی آب بماند. یافتن یک قایق پر از آذوقه برای او حکم یک معجزه را دارد. با وجود این اندی موجودی شیطانی را درون این قایق پیدا می‌کند. در برگشت به قایق خودشان، تصمیم می‌گیرد چیزی در مورد آن به کِی نگوید. اندی در حال چرت زدن است که کی برای آوردن آذوقه‌ بیشتر به قایق دوم می‌رود و...

   93 روز - 93 Days 
کارگردان:  استیو گوکاس   
سال ساخت: 2016
بازیگران: بیمبو آکینتولا – دنی گلووِر – سومکِله ایاما – الیستر مکنزی

وقتی که پاتریک سویر، یک امریکایی لیبریایی هنگام ورود به فرودگاه بین‌المللی مورتالا محمد در لاگوس نیجریه نقش بر زمین می‌شود و او را به بیمارستان منتقل می‌کنند، متوجه علائمی مشکوک می‌شوند و همان‌جا بستری‌اش می‌کنند. در برابر انکار تماس وی با هر قربانی ابولا در لیبریا، تیم مشاوران، به سرپرستی دکتر آدادِوُف، به سرعت نتیجه می‌گیرند که پرونده وی بیش از مالاریاست. ناگهان آنها خود را در حال رقابت با زمان می‌یابند تا بتوانند جلوی یک بیماری بسیار مهلک را از شیوع و گسترش در یک شهر بزرگ با بیش از 20 میلیون نفر جمعیت بگیرند تا شاهد کشنده‌ترین بیماری که جهان تاکنون شناخته است، نباشند.

   حاملین  Carriers 
کارگردان:  اَلکس پاستور – دیوید پاستور   
سال ساخت: 2009
بازیگران: لو تایلور پوچی – کریس پاین – پایپر پِرابو – امیلی ون‌کمپ

در دنیای ویران شده از شیوع، برایان، دوست دخترش بابی، برادرش دنی و دوست شان کیت در حال سفر به ساحلی هستند که برادران تعطیلات دوران کودکی خود را در آنجا می‌گذراندند و حالا قرار است تا یک پناهگاه باشد. هنگامی که ماشین آنها در جاده‌ای دورافتاده خراب می‌شود، آنها با شخصی به نام فرانک مذاکره می‌کنند که او نیز گیر کرده و بدون بنزین است. او در تلاش است دخترش جودی (که آلوده شده است) را به بیمارستان برساند. همه آنها تصمیم می‌گیرند که با هم سفر کنند. در طول سفر، معضلات گسترده و مختلفی به وجود می‌آید، چون حوادث به یک مارپیچ رو به پایین در حال حرکت است.

   من افسانه‌ام   I am Legend 
کارگردان:  فرانسیس لارنس   
سال ساخت: 2007
بازیگران: ویل اسمیت – آلیس براگا – دَش میهوک

در سال ۲۰۱۰ در امریکا ویروسی پخش شده‌ است که انسان‌ها را از حالت طبیعی خود خارج کرده و نوعی هاری‌ است. همه مردم تبدیل به افرادی هار شده‌اند که انسانیت خود را از دست داده‌اند. از خصوصیات این موجودات این است که نمی‌توانند در روشنایی زنده بمانند. در نتیجه شب‌ها بیرون می‌آیند و دست به تخریب شهر می‌زنند. تنها یک نفر در این شهر سالم است. دکتر رابرت نویل کسی است که هنوز انسان مانده ‌است. او زندگی و ساعت خود را طوری برنامه‌ریزی کرده‌ است که فقط روزها از خانه بیرون بیاید. تنها همدم او سَم، سگ اوست. دکتر رابرت نویل روزها به شکار مبتلایان می‌رود تا روی آن‌ها داروهایی را که برای درمان می‌سازد امتحان کند و...

   حس کامل  Perfect Sense 
کارگردان:  دیوید مکنزی   
سال ساخت: 2011
بازیگران: اِوان مک‌گریگور – اِوا گرین

یک بیماری که حواس بیماران خود را یک به یک از بین می‌برد. در ابتدا، به دلیل غلیان احساسات غم و اندوه، حس بویایی از بین می‌رود. سپس در پی وحشت و گرسنگی حس چشایی نابود می‌شود. پس از آن، خشم حس شنیداری را نابود می‌کند و در نهایت قبل از آنکه همه چیز تاریک شود و حس بینایی هم از بین برود، ‌لحظاتی کوتاه و ناب از عشق و شادی و امید می‌درخشد. این بیماری همه‌گیر است و به سرعت و بی‌وقفه در سراسر جهان شایع می‌شود. جامعه علمی در جلوگیری از رشد آن عاجز و سیاستمداران نیز راه حلی برای حل این مشکل ندارند. حتی هیچ کس نمی‌داند دلیل این بیماری چیست: پاتوژن، سم، مواد رادیو اکتیو یا بیگانگان. هیچ درمانی هم برای آن وجود ندارد و...

چطور این طور شد

    شما را نمی‌دانم اما من این روزها دنبال یکی می‌گردم که دق دلی‌ام را سرش خالی کنم. واقعاً آدم می‌ماند به خفاش فحش بدهد؟ آن آشپز بخت برگشته را نفرین کند؟ یا آن چینی والامقام که آن روز هوس سوپ خفاش کرده بود؟ و حالا شاید میلیون ها نفر عقوبت شکم‌چرانی همون بابا را با همه وجود درک می‌کنند. شاید هم اصلاً ربطی به اینها ندارد. مثلاً یه حکومتی با هدف مشخصی خواسته حال بقیه حکومت‌ها را بگیرد که البته ناخواسته نشسته روی ریموت کنترل و عنان همه چی از دستش دررفته. حالا بیاییم یک جور دیگر به ماجرا نگاه کنیم. این‌طور که یک دانشمندی دنبال ماجراجویی بوده و داشته یک تحقیقاتی انجام می‌داده و توی آزمایشگاه‌اش فعل و انفعالاتی رخ می‌دهد و یک ویروس ناخلف از مسیر خودش خارج می‌شود و جهش می‌زند و می‌شود کرونا. حالا اگر هم خواستین به خفاش و سوپ  ربط‌اش بدهید مشکلی نیست به شرطی که جنبه‌های دراماتیک داستان قوی‌تر شوند.
تقریباً از صد سال پیش یک همچین ماجراهایی وارد داستان‌های امریکایی شد. کسی چه می‌دانست بازی‌هایی که با علم وارد داستان‌ها می‌شود ممکنه یک روز تجسم پیدا کنند یا اتفاق بیفتند. ژول ورن از فضا گفت و از دریا و از ناشناخته‌ها. ایزاک آسیموف از روباتیک گفت و آرتور.سی.‌کلارک از ماهواره‌های مخابراتی. داستان‌ها و فیلم‌های علمی-تخیلی به امور ناآشنا، عجیب، غیرموجود و بیگانه می‌پردازند و سینمای این گونه(ژانر) تلاش می‌کند تا اینها را مصور کند. این فیلم‌ها گاهی با ماجراجویی، فضای آخرالزمانی یا وحشت همراه هستند. گاهی زمان به چالش کشیده می‌شود، گاهی فضا، گاهی آینده و خلاصه جهان این مؤلفان جهان تصور ناشناخته‌هاست.
سینمای علمی-تخیلی خیلی زود کار خودش رو شروع کرد، شاید با ژرژ ملیس و با سفرش به ماه توی همان استودیویی که حقه‌های سینمایی‌اش را آنجا طراحی و اجرا می‌کرد. فرانکشتاین هم دیر وارد سینما نشد؛۱۹۱۰ بود که ترکیبی از سینمای وحشت با گونه علمی-تخیلی روی پرده رفت. فریتز لانگ هم کم جاه‌طلب نبود. متروپلیس را سال ۱۹۲۶ساخت که واقعاً هنوز هم دیدنی‌ست. کار این فیلم‌ها، داستان‌ها و مؤلفان‌شان پیش‌بینی بود. آینده را می‌دیدند و می‌بینند و این ارتباط نزدیکی با تکنولوژی دارد. به‌همین دلیل از دهه هفتاد میلادی که با جنگ‌های ستاره‌ای (جنگ ستارگان) در فناوری سینما انقلابی به پا شد، این‌گونه سینما هم تکانی به خودش داد. امروز می‌بینیم که چه وارثان شایسته‌ای هستند اسپیلبرگ و کوبریک و لوکاس و کامرون و نولان و.... گاهی حتی مرز بین نگاه تکنولوژیک و فیلمیک کم‌رنگ و طناب اتصال‌شان محکم‌تر می‌شود. علم را به‌کار می‌گیرند، درباره‌اش می‌سازند و در جاهایی به لطف همین علم است که سینما، خود علم را به چالش می کشد.
یکی از زیرگونه‌های (ساب ژانر) علمی-تخیلی فیلم‌هایی‌ست که فاجعه را نشان می‌دهند. اصطلاحاً سینمای فاجعه. (که البته این فرق می‌کند با فیلمی که طرف ساخته و یکی دیده و می‌گوید فیلمش فاجعه بود) گونه فاجعه وقتی از نوع علمی-تخیلی باشد (و نه از نوع مبارزه با طبیعت مثل: فوران آتشفشان و سونامی و...) بیشتر روایتی آخرالزمانی دارد. شهری بزرگ مثل لندن را می‌بینیم که خالی‌ست، کلان‌شهر دیگری را می‌بینیم که دچار به‌هم‌ریختگی شده و مردمان‌اش یکی یکی بینایی خود را از دست می‌دهند. فیلمی دیگر انسان‌هایی را نشان می‌دهد که حواس پنجگانه خود را به مرور از دست می‌دهند. گاهی این تصاویر برای ما عجیب به‌نظر می‌رسد همان‌طور که رمان‌های ژول ورن و تصورات و پیش‌بینی‌هایش در دوره خود عجیب به نظر می‌رسید.
انواع ویروس‌ها را در سینما می‌بینیم که هجوم می‌آورند و پاندمیک (عالم گیر) می‌شوند و به‌هیچ سرزمینی رحم نمی‌کنند. ویروسی مثل همین کرونا که اگر فیلم‌اش را می‌دیدیم لابد می‌گفتیم امکان ندارد در قرن بیست‌و‌یکم ویروسی بیاید که آدم‌ها را خانه‌نشین کند، از والدین اجازه دیدن بچه‌های‌شان را بگیرد یا پدر خانواده را توی خانه خودش و در اتاقی دربسته قرنطینه و زندانی کند. اما آمد و هنوز هم نرفته. کرونا و ماجراهایش فیلم نیست که اگر‌ هم باشد، دیگر علمی-تخیلی نیست، رئالیستی‌ست. پس شاید بد نباشد که در دسته‌بندی گونه‌های سینمایی تجدیدنظر کنیم. فاجعه از سینما خارج شده، فاجعه همین‌جاست، جلوی چشم و پشت ماسک‌مان.

کپی