اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹

کلمات کلیدی
گفت‌وگو با پگاه رجامند درباره فضای نقاشی‌هایش

نباید نگاه‌مان تنها به بیرون از ایران باشد

نباید نگاه‌مان تنها به بیرون از ایران باشد
رضا جمیلی روزنامه‌نگار

پگاه رجامند متولد ۱۳۶۷ در ارومیه است. از سال ۹۱ در دانشگاه هنر و معماری شروع به تحصیل کرده و درحال‌حاضر دانشجوی کارشناسی‌ارشد نقاشی است. با او درباره ارتباط هنر تجسمی و بویژه نقاشی با مفهوم انسان ایرانی و دغدغه‌های او در این زمینه صحبت کرده‌ایم.

سازه‌هایی که بخشی از هویت ما را می‌سازند
قسمت عمده تمرکزم روی نقاشی‌هایی است که ساختمان مسأله اصلی آنهاست. همان‌طور که در نقاشی‌هایم قابل‌مشاهده است ساخته‌های دست بشر، اعم از سازه‌های صنعتی، شهر و... مورد توجه من هستند. دلیل‌اش هم این است که فکر می‌کنم هرآنچه که ما انسان‌ها می‌سازیم برآمده از هویت ماست و شباهت‌هایی به خودمان دارد. حتی می‌شود گفت این سازه‌ها بسیار انسانی‌اند. از این جهت که همانند انسان، بدنه‌ای دارند و دارای اسکلت‌بندی‌ و پایه‌های محکمی هستند. از طرفی از بین سازه‌های مختلفی که می‌کشم، سازه‌های نفتی و سکو‌های مرتبط با نفت و گاز و پتروشیمی بیشتر مورد توجهم بوده‌اند. یک دلیل پررنگ‌شدن این المان‌های صنعتی در آثار من، شاید این بوده که ما ایرانی هستیم و نفت در اقتصادمان تأثیرگذار است. وقتی این آثار در یک نمایشگاه به نمایش درمی‌آیند ناخودآگاه توجه هر تماشاگر ایرانی و خارجی به ایرانی بودن اثر جلب می‌شود. این سکوها یا پلتفرم‌ها باعث شده‌اند ما در دنیا شناخته و متمایز ‌شویم. هرچند در سال‌های اخیر بدون هیچ‌گونه وسواسی روی انواع گوناگونی از سازه‌های صنعتی کار کرده‌ام ولی حضور پررنگ سکوهای نفتی در آثارم می‌تواند نشاندهنده این باشد که به‌عنوان یک ایرانی چقدر به این سکوها وابسته هستم. به‌عبارتی من با کمک آنها ایرانی بودنم را بولد می‌کنم.

قدرت و تهدید همزمان ساخته‌های دست‌ما
به‌عنوان هنرمند ایرانی به اتفاقاتی که در ایران و بخصوص در شهر تهران درحال رخ‌دادن است خیلی توجه می‌کنم. نیروی عظیمی که به‌سمت صنعتی‌شدن و تخریب درحال حرکت است همیشه مرا جذب خود کرده است. البته این مسأله در همه‌جای دنیا قابل مشاهده است، ولی من فکر می‌کنم در ایران داریم به‌سمتی می‌رویم که برای پیشرفت و مطرح‌شدن در دنیا دست به‌ هرکاری می‌زنیم.
ما این روزها به محیط ‌زیست هم رحم نمی‌کنیم، به‌همین دلیل مسأله محیط‌‌ زیست از همان دوران دانشجویی برای من جذاب بوده است. اینکه چگونه می‌توانیم اتفاقاتی را که در محیط ‌زیست می‌افتد  به تصویر درآوریم. از خودم می‌پرسم چه‌چیزی باعث تخریب محیط ‌زیست می‌شود و جوابی که به آن می‌رسم این است که هم ایرانی‌ها می‌خواهند مثل دیگر جاهای دنیا زندگی کنند و هم دولت. در نتیجه همه این امیال دست‌به‌دست هم داده و سازه‌های غول‌آسا و مخربی را به‌وجود می‌آورند که هرلحظه باید درانتظار منفجرشدن آنها بود.
حداقل از نظر خود من، بزرگ‌ نمایش‌دادن یک سازه صنعتی در یک کادر، نشاندهنده قدرت سازه‌ای ‌است که به‌شکلی تهدیدآمیز هرلحظه امکان آن وجود دارد که همه اجزای درونی و بیرونی‌اش در مقابل چشم بیننده فرو بپاشند.

چیزهای زیادی باید از هنر ایرانی یاد بگیریم
‌چیزی که در نسل فعلی نقاشان ایرانی بیشتر به چشم می‌آید این است که نقاش جوان ایرانی تمایل دارد با هنرمندان دیگر نقاط دنیا در یک سطح شناخته شود. حتی آثار این هنرمندان شباهت‌های زیادی به آرتیست‌های غربی مثلاً به نیویورکی‌ها دارند.
تصاویر این هنرمندان بیش‌از اندازه فانتزی هستند و معنا و مفهوم آثارشان در قالب اتفاقاتی که در کشور خودشان می‌افتد نمی‌گنجد. درکل خیلی دنباله‌رو نگارگری و نقاشی ایرانی یا حتی تاریخ هنر ایران نیستند. چیزی که به نظر من بیشتر و بولدتر شده این است که هنرمند جوان ایرانی در پی شناخته شدن است. هنرمند ایرانی تمایل دارد علاوه‌بر کشور خودش در دنیا هم دیده شود.
از طرفی شباهت‌هایی در تاریخ همه ملت‌ها وجود دارد و اتفاق‌ها و مشابهت‌هایی هست که ما می‌توانیم آنها را وارد نقاشی‌هایمان بکنیم. انگار این روزها خیلی مهم نیست که کجا زندگی می‌کنیم. اندیشه، فصل مشترکی ا‌ست که می‌تواند تصاویر مشابهی را رقم بزند. من فکر نمی‌کنم دنبال کردن این شباهت‌ها اتفاق بدی باشد. اتفاق بد آنجاست که ما تصور کنیم هنر ایران چیزی نداشته به ما بدهد و نگاه‌مان تنها به بیرون باشد. وقتی معلم‌ها و دانشجویان روی چیزی که دارند تمرکز نکنند، همین اتفاق خواهد افتاد. چیزهای زیادی وجود دارد که می‌توانیم از نگارگری ایران یاد بگیریم و تنها با همان زوایایی که غربی‌ها می‌شناختند جلو نرویم.
در نقاشی ایرانی از نظر رنگ، ترکیب‌بندی سطوح و... نکته‌های زیادی برای آموختن وجود دارد. اگر استادان دانشگاه بیایند و این نکته‌ها را به‌عنوان یک آرتیست، به آرتیست دیگر منتقل کنند ترکیبی از یک هنر ایرانی به‌وجود خواهد آمد. این اتفاق درکار هنرمندان معدودی افتاده است ولی باز هم به‌‌نظر من طعم غربی آن خیلی بیشتر از ایرانی است.

کپی