اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹

زیر دینم به فداکاری تو

زیر دینم به فداکاری تو

گروه اجتماعی : با شروع بیماری کرونا، اولین گروه هایی که در حوزه بهداشت و درمان به جدال یا مبارزه با این ویروس خطرناک پرداختند پرستاران بودند. آنهایی که با کمترین امکانات در بحرانی ترین شرایط رو در روی مرگ ایستادند و از جان خود مایه گذاشتند. در روز میلاد حضرت زینب، جامعه ایرانی به پاس یکسال تلاش و زحمات شبانه روزی این قشر زحمتکش و ایثارگر به احترام آنها روز پرستار را گرامی می دارند. در زیر یادداشت هایی را از جمعی ازفعالان اجتماعی، ورزشی و اقتصادی به مناسبت این روز می خوانید؛

 

سلامتی‌ام را مدیون  پزشک و پرستارها هستم

محمد ناظم‌الشریعه
سرمربی تیم ملی فوتسال
بعد از اردوی تیم ملی فوتسال من و  مربی(دستیارم) متأسفانه به کرونا مبتلا شدیم و بعد از چند روز علائم آن ظهور کرد. هفته نخست بیماری حالم زیاد بد نبود ولی هفته دوم بیماری به شدت به من غلبه کرد ولی با این حال به دلایلی بیمارستان نرفتم و پرستاری برای مراقبت از من به خانه‌مان آمد و طی آن چند روز با رسیدگی‌هایی که انجام داد توانستم بر کرونا غلبه کنم و روز به روز حالم بهتر شد. البته بهبودی کامل یکماه زمان برد و این سلامتی را مدیون پزشک و پرستاری هستم که با لطف و تلاش و فداکاری خود به هموطنان خود خدمت می‌کنند. در مقابل این همه لطف پرستارها ما هم باید به وظیفه‌مان عمل کنیم و به معنای واقعی رعایت کنیم. توصیه‌های بهداشتی و فاصله‌گذاری اجتماعی آنقدر از سوی مسئولان و متخصصان بیان شده که تبدیل شده به جملات کلیشه ای. ما هم باید به نوبه خودمان به فکر سلامتی این قشر زحمتکش و بی‌توقع باشیم. آنها هم خانواده و عزیزانی دارند که باید سال‌های سال کنارشان زندگی کنند.

فداکاری و ایثارشان فراموش نشدنی است

محمدرضا گرایی
ملی‌پوش تیم کشتی فرنگی کشور
نزدیک 45 روز پیش کرونا گرفتم. این بیماری حتی اگر شما را به بیمارستان نکشاند و فقط بدن درد و از دست دادن بویایی باشد باز هم روح و روان آدم را به هم می‌ریزد. نگرانی از اینکه تبعاتی برای آدم یا اطرافیان بوجود نیاورد و... خب با این وجود وقتی می‌بینیم پرستارها چطور بین بیماران کرونایی مشغول خدمت هستند، هر کسی باشد خجالت‌زده می‌شود از این همه شجاعت و فداکاری.  پرستارها از جان خود مایه می‌گذارند. چند روز پیش تصویری از یک پرستار خوزستانی را دیدم که پس از هفته‌ها آن هم مقابل بیمارستان و به فاصله چند متری دختر کوچکش را ملاقات می‌کرد. خود را جای او گذاشتم و دیدم قابل درک نیست این وضعیت؛ از زندگی و عزیزانت بگذری و برای کمک به هموطنانت که به بدترین بیماری دچار شده‌‌اند این گونه فداکاری کنی. واقعاً نمی‌شود لطف و فداکاری و ایثار این عزیزان را جبران کرد. می‌دانم برخی از این پرستارها در طول سال گذشته و هنگام خدمت به بیماران، مبتلا به کرونا شده‌اند و از دنیا رفته‌اند. غم بزرگی است از دست دادن مدافعان سلامتی که بسیاری از ما را به زندگی برگردانده‌اند.

عظمت روح یک پرستار مرا عاشق طبابت کرد

حسین کرمانپور
مدیر اورژانس بیمارستان سینا
اولین بار که علاقه‌ام به رشته پزشکی بروز یافت از سر عشق و محبت به انسان‌ها بود؛ زمانی که در عملیات کربلای ۵، ترکش به انگشت دست چپم خورد و آن را قطع کرد. امدادگر آن را پانسمان کرد و تکه‌ای از انگشت  را که قصد وداع با دستم را داشت و با کمی پوست و اعصاب آویزان بود  کنار ریشه انگشت گذاشت و باندپیچی کرد و زیر آن همه آتش مرا به عقب فرستاد. تا اینجا هیچ دردی نداشتم و مثل اینکه «گرم بود و نمی‌فهمیدم». تقریباً ساعتی بعد دوست داشتم فریاد بزنم و مثل بچه‌ها اشک بریزم. ۱۵ سالم بود و وقتی به کرسی و گرمی خانه می‌اندیشیدم، درد در دستم زبانه می‌کشید.
سرتان را درد نیاورم، لحظه‌ای که منتظر بودیم تا آمبولانس برسد سر به بیابان گذاشتم تا زیر آن همه هجوم صدای خمپاره‌ها کسی فریاد مرا نشنود؛ دوردست اما نور سنگری مرا به سوی خود خواند. آرام نزدیک شدم و با کمال تعجب فهمیدم بیمارستان صحرایی‌است؛ کسی که روپوش سفید را روی لباس رزم بر تن داشت صدای ناله ام را شنید و به جای آنکه من بخوانمش او دوید و انگار که برادر کوچک‌ترش را دیده باشد در آغوشم کشید! فکر کردم مرا می‌شناسد! بردم داخل سنگر! گرم بود و همه در تلاطم. گفت: اینجا بیمارستان است، من پرستارم و تو داداش گل من! بعد کمپوتی را باز کرد و داد دستم؛ وقتی دید دست دیگرم باندپیچی است با لهجه‌ای که انگار تهرانی بود گفت: عجب نادانی‌ام من‌ها، تو جونت رو دادی من کمپوت رو می‌دم خودت بخوری! نشست پیشم و یکی یکی، با حوصله و مهر تمام گیلاس‌ها را دهانم گذاشت. بعد ِسرم آورد و آرام دستم را بازکرد و شست و شو داد و دوباره پانسمان کرد. جالب است با پارچه نم‌دار خاک از صورتم پاک کرد و گفت: باید بفرستمت اهواز، کارِ اینجا نیست. الان آمبولانس می‌رسد. شاید یک ساعت آنجا بودم. وقتی سوار آمبولانس  و ذره ذره از آنجا دور شدم، درد دوباره مرا متوجه انگشتم کرد. من آنجا فهمیدم هیچ مسکنی به اندازه مهربانی پرستار، برای بیمار کارا و مؤثر نیست. وجودم دو بخش شده بود، بخشی متوجه درد وحشتناک انگشت و پاره اصلی وجودم متوجه لبخندهای پرانرژی پرستاری که انگار، دانه‌ای را در وجودم کاشت تا امروز خود نیز در جایگاه یک طبیب در خدمت انسان باشم.
من این پزشکی را از عظمت روح یک پرستار دارم.

پرستاران، نماد ترویج مهربانی

سید حسن موسوی چلک
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران
آنچه پرستاران در نظام بهداشت و درمان بویژه در ایام کرونا از خود نشان دادند، این بود که انسانیت را نهادینه کردند و نوعدوستی را در عمل به همه نشان دادند. اگرچه نسبت به دشواری‌های کار آنها به این قشر توجه شایسته‌ای نمی‌شود، اما این افراد نشان دادند که نسبت به تعهدات حرفه‌ای و اخلاقی خود از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند. پرستاران، نماد ترویج مهربانی هستند، وقتی خانواده‌ها از درمان بیماری ناامید هستند، این پرستاران هستند که با صبوری خود به آنها امید می‌دهند. هیچ‌وقت، یک پرستار در هیچ شرایطی خستگی خود را به بیمارش منتقل نمی‌کند. من چندین سال با پرستاران کار کردم و از نزدیک دیدم که چگونه عشق خود را با بیماران تقسیم می‌کنند. به نظر من درمان بیماری بدون حضور پرستار امکانپذیر نیست.

جانفشانی برای همنوعان

آلبرت بغزیان
کارشناس اقتصادی
هیچ‌وقت در هیچ شرایطی مانند دوران شیوع کووید ۱۹ نقش پرستار‌ها و کادر درمان را تا این حد در کشور درک نکرده بودیم. از ابتدای همه‌گیری بیماری کرونا همه ما هرروز دیدیم که پرستاران با اعتقادی راسخ در حال خدمات‌رسانی به مردم هستند، حتی در زمان جنگ هم نیروهای نظامی جابه‌جا می‌شوند و برخی از آنها گاهی پشت سنگر می‌روند، اما امروز می‌بینیم که بخش پرستاری ما پشت‌سنگری ندارد و جایگزینی هم در کار نیست. پرستاران در دوران کرونا استراحت هم نداشتند، باید به تمام پرستاران در کل دنیا تبریک بگوییم که به‌طور مستقیم در معرض بیماری قرار دارند اما تا پای جان ایستادگی می‌کنند. در این بازه زمانی نقش آنها بسیار پررنگ و مؤثر دیده شده و تلفاتی هم که این قشر دادند، نشان داده که آگاهانه و ایثارگونه در حال جانفشانی و خدمت‌رسانی به همنوعان خود هستند.











 

کپی