اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹
مشکلات خرید کتاب؛ از زیرپله های میدان انقلاب تا بدقولی بانک های کتاب

سفارش اول ترم، تحویل بعد از امتحان

سفارش اول ترم، تحویل بعد از امتحان
مریم طالشی گزارش نویس

آخرین پنجشنبه قبل از تعطیلات دو هفته‌ای تهران، میدان انقلاب مثل همیشه پر رفت و آمد است، حتی شلوغ‌تر از هر وقت دیگر. همه عجله دارند هرچه زودتر کارشان را راه بیندازند. ساعت نزدیک 2 بعداز ظهر است و چند ساعتی بیشتر فرصت نیست برای خرید حضوری.

یک ورقه دستشان گرفته‌اند و از این کتابفروشی به آن کتابفروشی می‌روند و بیشترشان دست خالی برمی‌گردند. دانشجویان علاوه بر مشکلات تحصیل که به خاطر محدودیت‌های کرونایی ایجاد شده، یک دردسر بزرگ هم دارند؛ پیدا کردن کتاب‌های منبع.
«هرجا می‌روم همین است، ندارند که ندارند؛ یا می‌گویند تمام شده یا اینکه دیگر تجدید چاپ نمی‌شود مگر اینکه در کتابفروشی‌های سطح شهر پیدا کنید. مگر می‌شود تک تک کتابفروشی‌های شهر را گشت؟! حتی با خود انتشارات هم که تماس می‌گیری، درست جواب نمی‌‌دهند.»
این را دختر جوانی می‌گوید که دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد است. آخرین امیدش همین مؤسسه انتشاراتی است که حالا پشت در بسته‌اش مانده چون دولتی است و ساعت کارشان تا 2 بعدازظهر و از حالا که یک ربع مانده به 2 در را بسته‌اند و دختر عصبی و ناراحت است.
«این فقط مشکل من نیست. بقیه همکلاسی‌هایم هم مشکل تهیه کتاب دارند. من خودم پی دی اف خواندن برایم راحت نیست و نمی‌شود همه کتاب‌ها را پی دی اف خواند. به هر حال‌‌ کتاب‌های منبع مهم است و باید تهیه کنیم. الان هم از کرج راه افتاده‌ام و آمده ام میدان انقلاب ولی دست خالی باید برگردم. فقط دو تا از کتاب‌هایم را پیدا کرده‌ام که آن هم کمکی است و کتاب اصلی نیست.»
محمد که محل کارش حوالی میدان انقلاب است هم اقبال خاصی در پیدا کردن کتاب‌ها ندارد. او حتی به قول خودش زیرپله‌ها را هم برای پیدا کردن کتاب‌های مورد نظرش گشته اما نتیجه‌ای نگرفته است.
«الان کاری که می‌شود انجام داد این است که اینترنتی به بانک‌های کتاب و سایت‌های فروش سفارش بدهیم. به ظاهر هم مشکلی ندارد. من خودم عناوینی را که می‌خواستم، سفارش دادم و در سایت هم کتاب‌ها موجود بود و پولش را هم پرداختم. قرار بود فردای روز سفارش، کتاب‌‌ها را تحویل بگیرم اما مدام امروز و فردا کردند و این تأخیر یک هفته طول کشید. بعد از یک هفته اعلام کردند که نتوانسته‌اند کتاب‌ها را پیدا کنند و موجود نبوده به خاطر همین پولم را برمی‌گردانند.  درواقع فقط یک هفته معطل شدم بدون اینکه نتیجه‌ای بگیرم و این داستان همچنان ادامه دارد. سؤال من این است که اگر کتابی موجود نیست، چرا در سایت اعلام می‌‌کنند که موجود است؟! بهتر نیست از همان اول تکلیف خریدار را مشخص کنند؟»
 اولین جست وجو در موتور جست وجوگر، نام بانک کتاب معروف را می‌آورد که بالاتر از بقیه سایت‌ها و بانک‌های کتاب است. تقریباً هر کتاب را بخواهید در آن موجود است و در ضمن از تخفیفات سایت هم می‌توانید استفاده کنید. به ظاهر همه چیز مرتب و به قاعده است اما خریداران کتاب از این بانک حرف‌های دیگری می‌زنند؛ کسانی که در یک گروه دانشجویی به بیان مشکلاتشان در این باره می‌پردازند.
«من ساکن ارومیه هستم. اینجا که اصلاً هیچ کدام از کتاب‌ها پیدا نمی‌شود و از اول هم امیدی نداشتم که از کتابفروشی بخرم. به سایت سفارش دادم و بعد از 10 روز پیغام داده‌اند که کتاب‌ها موجود نیست. الان همین طوری ترم دیرتر شروع شده و ما وقت زیادی تا امتحانات پایان ترم نداریم. کارشناسی ارشد هم بدون کتاب منبع بی معنی است. گرچه جزوه‌ها را سر کلاس می‌نویسم اما وقتی منبع امتحان و تحقیق، کتاب است، چطور می‌شود دانشجو خودش را برساند، آن هم در این وقت کم و این حجم درس؟ تازه همان جزوه نوشتن با توجه به کندی اینترنت و گاهی قطع آن خیلی مشکل است.»
یکی از دانشجویان به تأخیر 20 روزه در تحویل کتاب‌ها اشاره می‌کند: «من که دیگر امیدی ندارم کتاب‌ها به دستم برسد. اگر موجود می‌بود حتماً تا حالا فرستاده بودند. در این 20 روز فقط منتظر بوده‌ام. استاد سر کلاس می‌گوید فلان بخش را از کتاب بخوانید اما کتابی در دسترس نیست. می‌ترسم آخر بعد از امتحان کتاب‌ها به دستم برسند. مسأله این است که بعضی کتاب‌ها حتی پی دی اف اش هم موجود نیست. در ضمن وقتی قیمت کتاب‌های پی دی افی آنقدر بالاست، آدم اصلاً به خریدشان ترغیب نمی شود. خود کتاب 60 هزار تومان است و پی دی افش 35هزار تومان. این منطقی است که آدم به خاطر 25 هزار تومان اصل کتاب را نداشته باشد؟ در ضمن بگویم که بعضی کتاب‌ها نه خودشان پیدا می‌شوند و نه پی‌دی‌اف‌شان.»
یکی دیگر از دانشجویان هم قضیه را این طور تحلیل می‌کند: «آدم خیال می‌کند مافیایی شکل گرفته در بحث توزیع کتاب. انگار در انحصار عده‌ای درآمده و فقط از جاهای خاصی می‌شود بعضی کتاب‌ها را تهیه کرد. به نظرم بانک‌های کتاب هم بیشتر به این قضیه دامن می‌زنند. خودشان کاری می کنند که بازار سیاه برای کتاب ها درست شود. چرا باید دلال های کتاب در میدان انقلاب فلان کتاب را چند برابر بفروشند چون پیدا نمی شود؟»
برای بررسی مشکلی که در ارتباط با بانک‌های کتاب موجود است، با یکی از آنها تماس می‌‌گیرم که اتفاقاً جزو معروف ترینشان است و این روزها بین دانشجویان به بدقول ترین شهرت پیدا کرده است.
مسئول فروش از کم طاقتی خریداران گله مند است: «الان به خاطر کرونا ما هم دچار مشکل شده‌ایم و مردم باید این را درک کنند.»
فروش کتاب اینترنتی چه ارتباط خاصی به کرونا دارد، آن هم با توجه به اینکه ساز و کار فعالیت شما از ابتدا به صورت آنلاین بنا نهاده شده است. از این سؤال خوشش نمی‌آید و این طور جواب می‌دهد: «به هر حال‌‌ ما هم مشکلات خودمان را داریم خصوصاً در بخش تأمین. بیشترین مشکل ما بدقولی تأمین کننده است. کتاب را سفارش می‌گیریم و نهایت تلاشمان را می‌کنیم که آن را از منابع مختلف تأمین کنیم اما گاهی این اتفاق نمی‌افتد و مجبوریم از خریدار پوزش بخواهیم و هزینه‌ای را که پرداخت کرده عودت دهیم. الان شما از هر سایت خرید اینترنتی حتی معروف ترینش هم که خرید کنید، پیش می‌آید که با تأخیر جنس را به دستتان برساند.»
اما همان سایتی که می‌گویید اگر جنس را آماده نداشته باشد، از ابتدا اعلام می‌کند که در بازه زمانی یک هفته‌ای یا 10 روزه آن را به دست شما می‌رساند.
این حرفم دیگر او را عصبانی می‌کند. با تندی جواب می‌دهد: «به هر حال‌‌ شرایط ما همین است و در وضعیت موجود کار دیگری نمی‌شود کرد.»
تماس قطع می‌شود و من فکر می‌کنم اگر قرار باشد پول هرکسی بین یک هفته تا 10 روز و گاهی حتی بیشتر در حساب بانک‌های کتاب بماند و بعد بدون حاصل به آنها برگردانده شود، چه عددی می‌شود و چقدر سود دارد؟
این البته بدبینانه است اما خریداران هم حق دارند بدانند چرا از ابتدا به آنها گفته نمی‌شود که کتاب مورد نظرشان موجود نیست. مگر نمی‌شود اول نسبت به موجود بودن کتاب مطمئن شد و استعلام گرفت و بعد سفارش خرید آن را قبول کرد؟ درست مثل سایت‌های فروش اینترنتی که اگر کالایی در آن موجود نبود، جمله «عدم موجودی» زیر آن درج می‌شود.
در گفته آن دانشجو که نگران بود کتاب‌ها بعد از امتحان به دستش برسند، طنز تلخی وجود دارد. تحصیل در این شرایط همین طوری هم سخت است چه برسد به اینکه استرس تأمین منابع درسی هم به آن اضافه شود؛ چیزی که چند نفری را حتی به فکر حذف درس هم انداخته. شوق قبولی جای خودش را به فشار روانی ناشی از کمبودها داده است.




 

کپی