اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹

مارادونا؛ حامی جنبش ضدامپریالیسم

مارادونا؛ حامی جنبش ضدامپریالیسم
حمیدرضا آصفی سخنگوی سابق وزارت امور خارجه

بدون تردید مارادونا یکی از نوابغ فوتبال جهان است و با فاصله زیاد جزو بهترین ها در عرصه ورزش محسوب می شود اما او زندگی پرفراز و نشیبی داشت.

مارادونا یک شخصیت سیاسی داشت که شخصیت سیاسی او همراه بودن با جنبش ضد امپریالیسم بود. او در محله فقیرنشین به دنیا آمد به این دلیل نگاه ویژه‌ای به فقرا داشت و این موضوع باعث شد تا نظام سرمایه‌داری علیه او باشد. مارادونا همیشه حامی فقیران بود و یکی از دغدغه‌های اصلی‌اش زندگی فقیران کشورش و سراسر دنیا بود. او در همه حال سیاسی بوده و عقاید سیاسی خودش را داشت و مطالعات گسترده ای در زمینه سیاست در امریکای لاتین داشت. 

این فوتبالیست نامدار بارها مخالفتش را با امپریالیسم اعلام داشت و در نشست کشورهای امریکایی در سال ۲۰۰۵ مخالفت خود را بارها اعلام داشت و در آنجا با پوشیدن تی شرتی با عنوان «بوش را متوقف کنید» و اشاره به بوش به عنوان آشغال انسانی با حضور جورج دبلیو بوش در آرژانتین مخالفت کرد. با این حال جورج بوش در سال 2005 به آرژانتین سفر کرد که رهبر تظاهرات علیه رئیس جمهوری امریکا دیگو مارادونا بود. او با توجه به محبوبیتی که در کشورش داشت از هموطنانش می‌خواست علیه بوش به خیابان‌ها بریزند و هزاران نفر به خواسته اسطوره خود عمل کردند و به خیابان‌ها ‌آمدند و علیه سیاست های امریکا شعار سر دادند.

مارادونا از مخالفان سرسخت کاخ سفید بود و رابطه نزدیکی با فیدل کاسترو داشت و بارها به ملاقات کاسترو رفت. مارادونا با رهبران سیاسی امریکای لاتین رابطه خوبی داشت به طوری که فیدل کاسترو از او دعوت به عمل آورده بود برای ترک اعتیادش به کوبا برود و او هم این کار را کرد و در کوبا یکبار مداوا شد اما متأسفانه او مجدداً با اعتیاد روبه رو شد و اعتیاد نگذاشت که بتواند بیشتر از 60 سال زندگی کند و اعتقادات خود را به مردم سراسر دنیا منتقل کند. او یکی از طرفداران پروپاقرص چاوز بود. مارادونا عاشق چه گوارا بود و مانند او روحیه ظلم ستیزی و مبارزه جویی داشت تا جایی که معتقد بود روح چه گوارا در بدن اوست. 

او ایران را دوست داشت و زمانی بحث حضور او به عنوان سرمربی در تیم ملی مطرح بود اما او شخصیت دووجهی داشت و حضورش در ایران به دلیل برخی از مسائل شدنی نبود. اما یک وجه از شخصیت او در صورت حضورش در ایران برای ما برد به حساب می آمد. از این نظر که آمدن او به ایران باعث می شد تا تفکرات منفی مردم آرژانتین نسبت به ایران پاک شود. ما  در امریکای جنوبی تقریباً با اکثر کشورها رابطه خوبی داریم بجز آرژانتین و حضور او باعث می شد تا این نگرش تغییر کند. بعد از انفجار آمیا، صهیونیست ها توانستند چهره ایران را در کشورشان خراب کنند. گرچه بعدها مشخص شد این انفجار یک انفجار صوری بوده و ایران هیچ نقشی در آن نداشته است، اما باز هم رابطه ایران و آرژانتین خوب نشد و دو کشور نتوانستند رابطه برقرار کنند. ما تبرئه شدیم اما باز هم یخ روابط دو کشور باز نشد.

مارادونا در کشورش شخصیتی مشهور و محبوب بود. او یک ورزشکار یا مربی معمولی نبود و یک انسانی بود که همانند حضورش در زمین فوتبال جادو می کرد. مارادونا مواضع روشنی در خصوص فلسطین داشت، مواضعی که نزدیکی بسیاری با مواضع کشور ما داشت. او طرفدار سرسخت مردم فلسطین بود و از ظلمی که امریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین می کردند، ناراحت بود. او بارها مواضع خود را در خصوص ظلم رژیم صهیونیستی و امریکا به مردم فلسطین بیان کرد و هیچ ابایی از بیان این مواضع نداشت به این دلیل که محبوبیت زیادی در جامعه جهانی داشت. در جام جهانی برزیل با او روبه رو شدم و زمانی که او متوجه شد من ایرانی هستم با روی باز با من سلام و علیک کرد. جمهوری اسلامی در افکار عمومی مردم دنیا چهره خوبی دارد و تبلیغات غربی ها هیچ‌گاه باعث خراب شدن وجهه نظام نشده است. مارادونا و مردم عادی، جمهوری اسلامی را سمبل مقاومت می دانند و چنین تفکر و گرایش هایی در خصوص نظام ما در سراسر دنیا وجود دارد. علاقه او به ایران تا جایی بود که در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد پیراهن خود را به رئیس جمهوری وقت کشورمان اهدا کرد و از این طریق علاقه اش را به ایران نشان داد. حقیقتاً تعداد چنین انسان‌هایی با مواضع کاملاً روشن بسیار اندک است و جهان ورزش و سیاست همانند مارادونا را نخواهد دید.

بیشتر بخوانید:

ناگفته‌های مارادونا؛ ۶۰ سال درخشش، افتخار و جنجال

کپی