اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰
«بین‎ المللی ‌سازی آموزش عالی» در گفت‌وگو با دکتر عباس قنبری باغستان (استاد ارتباطات دانشگاه تهران)

از دیپلماسی علمی تا دیپلماسی دانشجویی

از دیپلماسی علمی تا دیپلماسی دانشجویی
فرزانه اسکندریان

در دنیای امروز یکی از شاخص ‌های اصلی توسعه، «بین ‌المللی ‌سازی آموزش عالی» است و کشورهای پیشرفته، به‌ طور ویژه بر این ایده سرمایه‌گذاری‎ می‌کنند. به این اعتبار، در اوایل قرن 21، دنیا یک تحول پارادایمی در نظم نوین جهانی را تجربه کرد و آن‌ گذار به «دیپلماسی علمی» بود.

دکتر عباس قنبری باغستان، نویسنده کتاب «بین‎ المللی ‌سازی آموزش عالی» بر این باور است که برای کشوری با مختصات آموزش عالی ایران، با توجه به اینکه حدود 50 هزار دانشجو در اقصی نقاط جهان دارد، «دیپلماسی دانشجویی» راهگشاتر است. او در تحقیق خود با مطالعه نقش دانشجویان در تولیدات علمی بین‌المللی نشان می‌دهد که به‌عنوان مثال در یک بازه زمانی 10 ساله (2015-2005)، دانشجویان ایرانی در مالزی بیش از 5 هزار سند علمی بین‌المللی ‌برای ایران تولید کرده‌اند. حتی او در این کتاب به‌طور مستند تصریح می‌کند که دانشجویان ما در امریکا، کانادا، انگلستان و دیگر کشورهایی که ما هیچگاه رابطه رسمی یا حسنه با آنها نداشته‌ایم هم، به همین میزان یا حتی بیشتر فعال بوده‌اند و سهم بسیار زیادی از تولیدات علمی بین‌المللی ما مرهون همین دانشجویان است. از این رو، تأکید دارد که در بحث «دیپلماسی دانشجویی» نیاز به نقشه و برنامه‌های محرک برای بازیگران اصلی آن، یعنی همین دانشجویان و بدنه هیأت علمی داریم. گفت‌وگوی ما با دکتر قنبری باغستان، استاد ارتباطات و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، نکات قابل تأملی دارد که در ادامه می‌خوانید:

جناب دکتر قنبری، ایده «بین‌المللی‌سازی آموزش عالی» در دنیای امروز چه ضرورت و الزاماتی دارد؟
نخست اینکه «بین ‌المللی ‌سازی» یک اندیشه است، شعار نیست. یعنی ما با شعار دادن و هر سال یک برنامه اعلام کردن، بین ‌المللی نمی‌شویم بلکه باید در هر کنش علمی هر عضو از بدنه آموزش عالی «بینش بین ‌المللی» وجود داشته باشد. دیگر اینکه، در حوزه آموزش عالی «بین ‌المللی ‌سازی» یک نظام درهم تنیده جهانی است که در آن نمی ‌توان به ‌صورت جزیره‌ای عمل کرد. نکته سوم اینکه، بر اساس تجربه عمده کشورها (به‌ عنوان مثال ترکیه، مالزی، کره‌جنوبی و...) تنها عرصه ‌ای که در مسیر جهانی‌ سازی سربلند بیرون آمده، عرصه آموزش عالی است. چون بازیگران آن، نخبگان و فرهیختگان جامعه هستند و به این اعتبار، نباید از آن ترسید.

اجرای این اندیشه نیازمند چه فاکتورهایی است؟ و ما در ایران در کدام مؤلفه‌ها موفق ظاهر شده‌ایم و در کدام بخش‌ها نیاز به اصلاح یا تمرکز بیشتری داریم؟
بین‌المللی‌سازی آموزش عالی، طیف وسیعی از کنشگری علمی، آموزشی و تحقیقاتی را دربر می‌گیرد که واقعاً نمی‌توان با توجه به تحولات سریع در این عرصه، کرانه‌های آن را محدود کرد. البته، در کشور ما عمدتاً دو محور «چاپ مقالات بین‌المللی» و «جذب دانشجوی خارجی» بسیار مورد توجه قرار گرفته و این ضعف بزرگی است!
با این حال در سطوح کلان، تشکیل بانک‌های اطلاعاتی علمی به زبان خارجی، به رسمیت شناختن حق دسترسی آزاد به متون علمی، مرجع‌سازی اسناد علمی بومی، تدوین استانداردهای کیفی و حرفه‌ای رشته‌های دانشگاهی و تلاش برای بین‌المللی کردن آنها، عضویت و حضور در بوردهای علمی و استانداردهای بین‌المللی، تشکیل اتحادیه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی دانشگاهی، پایش ساختار جذب و پذیرش دانشجویان خارجی و بین‌المللی، جذب مشاوران و اعضای هیأت علمی خارجی، بین‌المللی کردن سیلابس‌ های درسی، آموزش آنلاین و یادگیری مادام ‌العمر، استانداردسازی و تقسیم‌ بندی حوزه ‌های آموزشی و پژوهشی کشور، بین‌ المللی کردن تحقیقات، ارائه جوایز علمی بین‌ المللی و... نیز سویه‌ ها و ابعاد مهم بین‌المللی ‌سازی هستند که کمتر به آنها توجه شده است.
در سطوح فردی، یعنی بدنه دانشگاهی که نیروی محرکه اصلی محسوب می‌شوند نیز، رفع موانع زبانی و ارتباطی، تلقی بین‌ المللی‌ سازی به مثابه تعهد ملی، بهینه ‌سازی فرمت‌ های نوشتاری متون علمی بر اساس الگوریتم‌ های فنی وب، حرکت در مسیر مطالعات بین ‌رشته‌ای، بین ‌المللی کردن پژوهش ‌ها، آشنایی با فنون تبلیغ و ترویج تولیدات علمی، حضور در نظام‌ های آموزش عالی خارج، مدیریت رفرنس‌ ها و منابع اسناد علمی، رصد شاخص ‌های نوین علم‌ سنجی (شاخص ‌های آلتمتریک) و رعایت اخلاق علمی از جمله ویژگی‌ هایی است که باید به آنها توجه بیشتری شود.
---

شما در کتاب «بین ‌المللی‌ سازی آموزش عالی» به استراتژی‌ ها، راهبردها و تکنیک ‌ها در توسعه ارتباطات علمی پرداختید. در این مسیر مهم‌ترین چالش‌ ها و راهکارهای کاربردی ما کدام ‌ها هستند؟
یکی از ویژگی‌ های این کتاب، تفکیک سه سطح از کنشگری نظام حکمرانی آموزش عالی (دولت، مؤسسات آموزش عالی و بدنه دانشگاهی) در عرصه بین‌ المللی ‌سازی است. من در این کتاب مدلی برای توسعه ارتباطات علمی ارائه داده‌ ام که اسمش مدل «هرم وارونه نقش‌ها و مسئولیت‌ها» است. متأسفانه این مدل در ایران، تقریباً معکوس است و علت آن نیز سنگین بودن بوروکراسی نسبتاً عریض و طویل در این زمینه است.
به یک مقایسه ساده دقت کنید: ما در ایران به‌طور مشخص 4 نهاد سیاستگذار، 6 سند بالادستی و 10 بازیگر اصلی (غیر از دانشگاه ‌ها) در حوزه بین‌ المللی ‌سازی آموزش عالی داریم. درحالی که در کشور مالزی، یک نهاد سیاستگذار، دو سند بالادستی و تنها دو بازیگر اصلی (غیر از دانشگاه‌ ها) وجود دارد. همین وضعیت بوروکراسی را ما در سطح خُردتر، در دانشگاه‌ ها و مؤسسات آموزش عالی نیز داریم. این بوروکراسی، کنشگری در ارتباطات علمی بین‌ المللی را برای بازیگران اصلی که همان بدنه علمی دانشگاهی هستند، سخت کرده است.
به این اعتبار، من با تأکید بر شعار «بین ‌المللی‌ سازی در خانه»، مهم‌ترین اولویت را اصلاح ساختار حکمرانی آموزش عالی در عرصه بین ‌المللی‌ سازی (گذار از سیاستگذاری محض، تمرکززدایی، مقررات‌ زدایی، حذف آیین‌نامه‌های دست و پاگیر و تسهیل فرآیندها و مسیرهای بین‌المللی‌سازی آموزش عالی) می‌ دانم به نحوی که منجر به مشارکت بیشترین تعداد کنشگران علمی در این فرآیند شود. برآورد شخصی من در این کتاب این است که در شرایط فعلی کمتر از 20 درصد ظرفیت آموزش عالی در زمینه بین‌ المللی‌ سازی فعال شده است. درحالی که می‌توان با برخی اصلاحات ساختاری، که عمده راهکارهای آن در کتاب آمده است، امکان شکوفاسازی بیشتر این ظرفیت‌ها را فراهم کرد.

با توجه به فعالیت روزافزون دانشجویان و محققان ایران در تولیدات علمی جهان، نقش «دیپلماسی علمی» را در بین ‌المللی‌ سازی آموزش عالی ایران چگونه می‌بینید؟
در اوایل قرن 21، دنیا یک تحول پارادایمی در نظم نوین جهانی را تجربه کرد و آن ‌گذار به «دیپلماسی علمی» بود. اما من فکر می‌کنم برای کشوری با مختصات آموزش عالی ایران، «دیپلماسی دانشجویی» راهگشاتر است. البته اینها هر دو به هم وابسته‌اند، اما مهم است که من در اینجا بر نقش «دانشجویان» تأکید کنم؛ هم دانشجویان ما در داخل و هم در خارج. ما اکنون حدود 50 هزار دانشجو در اقصی نقاط جهان داریم. به گفته سن مارتین، اینها به معنی واقعی کلمه سفیران ما در خارج هستند. بیایید یکبار قدرت نرم و نقش آنها را در تولیدات علمی بین ‌المللی کشور مطالعه کنیم. من این کار را انجام دادم؛ در یک بازه زمانی 10 ساله (2015-2005)، دانشجویان ایرانی در مالزی بیش از پنج هزار سند علمی بین‌ المللی ‌برای ایران تولید کرده‌ اند. حالا بیاییم این را مقایسه کنیم با کل خروجی قراردادهای همکاری که به‌صورت رسمی و در قالب اتحادیه‌ها و کارگروه‌های مشترک دانشگاهی با کشورهای روسیه، آلمان، فرانسه، اتریش و... در همین بازه زمانی امضا شده است. اصلاً قابل مقایسه نیست. دانشجویان ما در امریکا و کانادا، انگلستان که هیچگاه رابطه رسمی یا حسنه با آنها نداشته‌ ایم، هم به همین میزان یا حتی بیشتر فعال بوده ‌اند. سهم بسیار زیادی از تولیدات علمی بین ‌المللی ما مرهون همین دانشجویان است. بنابراین ما در بحث «دیپلماسی علمی یا دانشجویی» نیاز به نقشه و برنامه ‌های محرک برای بازیگران اصلی آن، یعنی همین دانشجویان و بدنه هیأت علمی داریم. بیایید بررسی کنیم پکیج ‌های تشویقی برای فعالیت علمی بین‌ المللی چیست؟ آیا آیین‌ نامه‌ ها و دستورالعمل‌ های مربوط به فعالیت بین ‌المللی جاذبه بیشتری دارد یا دافعه بیشتر!

سال گذشته سعی شد مدلی بومی برای «بین ‌المللی‌ سازی دانشگاه ‌های علوم پزشکی ایران» طراحی شود. نظر شما درباره این طرح چیست؟
دقت نمایید که مدل بین‌ المللی‌ سازی ما نباید و نمی‌ تواند بومی باشد! مشکل اصلی اینجاست که ما با ذهنیت بومی و نگاه بومی دنبال بین ‌المللی ‌سازی هستیم. این امکان‌ پذیر نیست. الگوی بین ‌المللی ‌سازی ما باید بین ‌المللی‌ باشد چون هم اساس علم جهانی است و هم اینکه دانشگاه ‌های ما تنها در تعامل با طرف‌ های خارجی می ‌تواند موفق باشد.
یک مثال ساده این است که ما در دانشگاه‌های علوم پزشکی بهترین رشته‌ها، بهترین استادان و بهترین آزمایشگاه‌ ها را داریم. در دانشگاه تهران و شریف و امیرکبیر هم بهترین رشته‌ های مهندسی را داریم. اما اینها نمی‌ توانند در سطح وسیع دانشجو جذب کنند؛ چرا!؟ چون به‌ عنوان مثال رشته‌ های پزشکی ما تأییدیه نظام پزشکی بسیاری از کشورها را ندارد. یا مثلاً رشته ‌های مهندسی ما استاندارد بین‌ المللی واشنگتن آکورد را ندارند و تلاشی هم برای کسب این استانداردها نشده است. لذا هرقدر ما در داخل تلاش کنیم و شعار دهیم و هزینه کنیم، مادامی که آن حلقه اتصال در تعاملات بین ‌المللی‌ ایجاد نشود، به وضعیت مطلوب نخواهیم رسید.

دانشگاه‌ های کشور چگونه می‌توانند در زمینه جذب دانشجوی خارجی به بازاریابی و درآمدزایی برسند؟
در سطح بین‌ المللی، آموزش عالی، تجاری شده و رقابت در آن بسیار شدید است. آموزش عالی جزء 10 صنعت پردرآمد بلوک ‌های بزرگ آموزش عالی است. به نظر من در یک ساختار بوروکراتیک و دولتی، دانشگاه‌ ها الزامات تجاری شدن و رقابتی شدن را ندارند. از طرفی، با توجه به غلبه نگاه بومی در الگوی بین‌ المللی‌ سازی ما و از آنجایی که در کوتاه مدت امکان فعال شدن بخش خصوصی نیست، به نظر من اگر دانشگاه ‌ها به جای جذب دانشجوی تمام وقت خارجی، دنبال دانشجوی بین ‌المللی باشند، موفق ‌تر خواهند بود. یعنی دانشگاه ‌ها جزئی از دوره‌ های آموزشی بین ‌المللی باشند که طی آن، دانشجویان بین‌ المللی فقط بخشی از دوران تحصیل خود را در دانشگاه‌ های ما سپری کنند. البته این تنها یک راهکار است و نمی‌ توان به‌ همین راهکار محدود ماند. در درازمدت، باید بخش خصوصی را وارد کرد. راهکار اصلی در بازاریابی خلاقانه است که در توان بخش خصوصی نیست. امروزه بزرگترین دپارتمان دانشگاه ‌های مشهور، دپارتمان بازاریابی است، برعکس دانشگاه‌ های ما که به احتمال زیاد چنین دپارتمانی نداریم.

دانشجویان برای حضور در دانشگاه ‌های ایران، باید به زبان فارسی مسلط باشند، شما نقش زبان انگلیسی برای ارائه درس‌ها به زبان بین‌المللی را در این میان چگونه می‌بینید؟
 اجازه بدهید به این موضوع از یک افق کلان‌ تر بنگریم. هدف از جذب دانشجوی خارجی یا بین ‌المللی، تأثیرگذاری علمی و فرهنگی بر نسل آینده محققان، پژوهشگران و اندیشمندان و به نوعی بر رهبران آینده آن کشورها است. به این اعتبار، زبان فارسی تنها مزیت علمی و فرهنگی ایران اسلامی نیست. اساساً فرهنگ و تمدن ایرانی فراتر از بحث صرف زبانی است. ژاپنی‌ها تجربه خوبی در این زمینه دارند که می ‌گویند هر دانشجوی خارجی صرف‌ نظر از اینکه زبان ژاپنی بیاموزد یا خیر، در نهایت جهان را از لنز جهان‌بینی، فرهنگ و تمدن ژاپنی خواهد دید. لذا آنها خیلی راحت بحث ارائه آموزش به زبان‌های خارجی را آزاد گذاشته‌اند. در کشورهای در حال توسعه مثل کره‌جنوبی، سنگاپور و مالزی نیز همین است.
لذا به‌نظر من به دو دلیل خیلی نباید با محدود ساختن آموزش دانشجویان خارجی به زبان فارسی، موضوع جذب آنها را تحت ‌الشعاع قرار داد. اول اینکه با توجه به غنای علمی و فرهنگی تمدن ایران، قطعاً هر دانشجوی خارجی پس از اقامت در ایران، به‌ طور خودکار جذب فرهنگ و زبان فارسی خواهد شد. دوم اینکه اگر قرار است زبان فارسی به زبان علم تبدیل شود، بهترین راه همین جذب دانشجویان خارجی و سپس در معرض علم و دانش بومی و فارسی قراردادن آنها در داخل کشور است. اما این کار ظرافت خاصی را می‌ طلبد و نیازمند حضور بیشتر دانشجویان، محققان و اندیشمندان بین‌ المللی در کشور است.
کپی