اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
به بهانه زادروز نصرت رحمانی شاعر فقید

تأثیرگذاری بر شعر معاصر به زبان کوچه

تأثیرگذاری بر شعر معاصر به زبان کوچه
هوشیار انصاری‌فر شاعر و منتقد

نصرت‌ رحمانی‌ (۱۰ اسفند ۱۳۰۸ تهران- ۲۷ خرداد ۱۳۷۹ رشت) را نمی‌‌توان‌ شاگرد بلافصل‌ نیما دانست. خودش‌ گفته‌ است‌ که‌ به اندازه‌ای و شاید حتی بیش از اینکه‌ دِینی‌ به‌ نیما داشته‌ باشد به‌ هدایت‌ -‌یا به‌ قول‌ خودش صادق‌خان‌- مدیون است‌.

 
 
 
 
 
 البته‌ اینکه ‌شعری‌ که‌ رحمانی‌ می‌نویسد چقدر و چطور به‌ هدایت‌ و فضای‌ فکری‌ و فرهنگی‌ او ارتباط‌ پیدا می‌کند، خودش‌ بحث‌ جدایی‌ است؛ اما تأثیر جدی‌ که‌ نصرت‌ از هدایت‌ می‌گیرد، بیشتر در کاربرد‌ همان‌ زبان‌ کوچه‌ و بازار است. گرچه هدایت‌، شاعر نیست‌ اما در شعر هم، می‌توان از نگاهی که هدایت‌ به‌ زبان‌ دارد و استفاده‌ او از ظرفیت‌های‌ زبان‌ کوچه‌ و بازار اثر پذیرفت.
هدایت‌  نویسنده‌ای‌ است‌ که‌ «وغ‌ وغ‌ ساهاب» را نوشته. همین‌طور «سگ‌ ولگرد»، «سه‌ قطره‌ خون»‌ و آثار متعدد دیگر را. همچنین یکی از مهم‌ترین نمونه مثال‌های استفاده‌ از ظرفیت‌های‌ آن‌ نوع‌ زبان «توپ‌ مرواری»‌ هدایت است. اگر بخواهیم‌ به‌ تأثیری‌ که‌ نصرت‌ رحمانی‌ مدعی ‌است‌ که‌ از هدایت‌ می‌گیرد، حرف بزنیم‌، از ‌این‌ جنبه‌ها و آثار هدایت‌ باید‌ حرف بزنیم. با این‌همه نیما بر کتاب «کوچ» رحمانی مقدمه نوشته است و این لطف کمی نیست که پدر شعر نو فارسی در حق  کسی انجام بدهد. اگر معیارِ «شاگرد بلافصل‌ بودن‌» را نزدیکی‌های‌ فکری‌ و فرهنگی‌ و تأثیرپذیری از آموزه‌های شعر شخص  نیما بدانیم، به نظرم نصرت‌ رحمانی‌ تا حد زیادی از این‌ دایره بیرون است‌. نادر نادرپور هم‌ همین‌طور است‌ و نمی‌توان گفت‌ که‌ شاگرد بلافصل نیما است‌. اگرچه هر دو شاعر -‌به‌ خصوص‌ نصرت‌ رحمانی‌- در میانه حیات شعریشان دوباره تحت تأثیر عمیق‌ شعر نیمایی‌ قرار گرفتند.
نصرت رحمانی اگرچه در سال‌های اولیه شاعری‌اش یک چهارپاره‌سرا و یک شاعر -اگر اصطلاح مناسبی باشد- نئوکلاسیک است اما در همان‌ قالب‌ هم‌ نسبت‌ به‌ شاعری‌ مثل نادر نادرپور یا شاعرانی‌ چون‌ حسن‌ هنرمندی‌، فریدون‌مشیری‌، سایه‌ و کمی قبل‌تر فریدون‌ توللی، جسارت‌ها‌ و تجربه‌ورزی‌های زبانی‌ منحصر به‌ خودش را‌ دارد. تحولات‌ ‌ بعدی هم که در شعر رحمانی‌ اتفاق‌ می‌افتد به‌ کرات‌ جسورانه‌تر و رادیکال‌تر از همه‌ همدوره‌های‌ اوست‌. او از‌ راه رادیکالیسم‌ خودش به‌ جایی می‌رسد که‌  می‌توان شعرش‌ را -دست‌ کم‌ از دهه ‌40 به‌ بعد- در چارچوب‌ شعر نیمایی‌ بررسی‌ کرد. البته او تأثیراتی‌ هم‌ به‌ صورت مستقیم‌ از زبان‌ نیما می‌پذیرد که‌ محدود و سطحی است. می‌توانست‌ این‌ تأثیرها را نپذیرد و همچنان‌ شاعری‌ باشد با همین‌ میزان‌ اهمیت‌ که‌ حالا دارد. کسانی‌ که‌ از شعر نصرت‌ رحمانی‌ تأثیر گرفتند، عمدتاً شاعران هم‌نسل خودش هستند و می‌توان به اخوان به عنوان مهم‌ترین‌‌شان اشاره کرد. مهم‌ترین‌ نقطه شعر نصرت‌ همان‌ ویژگی است که او را با جریانی‌ همکاسه می‌کند که از ایرج‌ میرزا شروع می‌شود و در همان دهه‌ 40 با فروغ‌ فرخ‌زاد به اوج‌ می‌رسد. ‌ فرخ‌زاد‌ در مقطعی تعیین‌کننده‌ متأثر از نصرت‌ رحمانی‌ بوده‌ است‌. دستاورد عمده نصرت‌‌، گشایش‌ ابواب شعر بسیار عصا قورت داده‌ فارسی و باز کردن دری به روی زبان‌ کوچه‌ و بازار است.
کپی