جستجوی پیشرفته
از تاریخ:
تا تاریخ:
سرویس:
متن جستجو: کلید واژه ها:  ( جداسازی با , )  
اشک هایی به درشتی انجیر
پای درد دل کشاورزان معمولان لرستان
«سیل فقط خانه‌هایمان را نبرده، تیشه به ریشه زندگی‌مان زده. الان صدها خانوار نمی‌توانند زمین‌های کشاورزی‌شان را آبیاری کنند.
سفرنامه سیل؛ معمولان
زهرا کشوری؛ ​​​​​​​معمولانی‌ها هم مثل همه لرها زبان رکی دارند، صریح هستند. همان لحظه اول که به شهر می‌رسیم می‌گویند آمده اید برای سلفی گرفتن. بعد هم لبخند تلخی کنج لبشان می‌نشانند و می‌روند. هیچ کدام، نمی‌مانند برای شنیدن جوابی. این جمله از دهانی به دهان دیگری می‌چرخد. ترجیع بند کلامشان همین است می‌گویند و می‌روند.
سیل با زنان بی رحم تر است
روایتی زنانه از مصائب سیل
«صاحب جان» دستم را می‌گیرد و کنار خودش بر خرابه‌های خانه‌ می‌نشاند. کار هر روز همسایه 70 ساله کشکان دیوانه همین است؛ مویه‌ای بی‌صدا درانجیرستان معمولان، بر ویرانه خانه‌اش.