ion

جستجوی پیشرفته
از تاریخ:
تا تاریخ:
سرویس:
متن جستجو: کلید واژه ها:  ( جداسازی با , )  
وصیتی که لبخند را به مردم محروم‌ترین روستای سیستان و بلوچستان بخشید
همه چیز از وصیت یک مرد بزرگ آغاز شد. او که در تمام طول زندگی اش به فکر یاری رساندن بود، بعد از مرگش هم یاری رسان شد. اصالتش به روستای جاسب در استان مرکزی باز می گشت، اما 70 سال قبل کسب و کار ساده اش را از یک کارگاه کوچک در شهر ری آغاز کرد.
سایه مهربانی های پدربزرگ بر سر جنگارک
تلاش برای تبدیل روستاهای محروم به دهکده های امید
«یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است.» جنگارک می‌تواند همان ده باشد؛ محروم‌ترین روستا در بخش مرکزی چابهار. همان که حکایت بیماری، بیکاری و بی‌شناسنامگی اهالی‌اش به گوش پایتخت‌نشینان رسید و آه از نهادشان درآورد. روستایی که به محض ورود به آن، بچه‌های کوچک دوان دوان خودشان را به ماشین می‌رسانند و غرق تماشا می‌شوند. بی‌ آنکه حرفی بزنند نگاهت می‌کنند و در چهره‌های کودکانه‌شان آثاری از شادی نمایان می‌شود.
آیا «جنگارک» می‌تواند الگویی در محرومیت‌زدایی شود؟
اینجا هرکه مریض می‌شود، صبر می‌کند؛ فقط صبر. یا خوب می‌شود یا می‌میرد. این، معنی جمله‌ای است که «صدگنج» می‌گوید. زیر سایه درخت چمباتمه زده و وقتی بالا را نگاه می‌کند، گوشه پلک‌ها جوری جمع می‌شوند که خطوط‌شان عمیق‌تر به نظر می‌رسد. صدگنج شاید پیرترین زن روستا باشد، کسی چه می‌داند. خودش هم نمی‌داند. اینجا در «جنگارک» خیلی‌ها نمی‌دانند چقدر عمر دارند. حساب سال‌های رفته، آسان نیست وقتی سجل نداری.
زندگی دشوار مردم  «جنگارک»  در چابهار / نمی‌دانم چند ساله‌ام