غیبت اندیشیدن

فرهنگی /
شناسه خبر: 80352

آلبر کامو می‌گوید:«آغاز اندیشیدن، یعنی آغاز تحلیل رفتن... خوره در روح انسان است و در آنجا باید جست‌و‌جویش کرد... آدمی در دنیایی که ناگهان از توهمات و آگاهی‌ها عاری شود، خود را بیگانه احساس می‌کند. چنین غربتی را نمی‌توان چاره کرد چون از خاطرات موطنی گمشده، یا امید دست‌یافتن به سرزمینی موعود بی‌بهره است.

ایران آنلاین /این جدایی میان انسان و زندگی‌اش، میان هنرپیشه و صحنه بازیگری‌اش، دقیقاً همان احساس پوچی است.» کامو از وضعیتی نفسگیر سخن می‌گوید که انسان در مواجهه با خود و با این جهان، خود را بیگانه‌ پنداشته و سلاحی جز اندیشه‌‌اش ندارد که آن هم به محض تأیید به تکذیب خود برمی‌خیزد، و سپس این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان به توجیه وضعیتی پرداخت که در آن جز با سرباززدن از دانستن و زیستن نمی‌توان به آرامش دست یافت، «وضعیتی که در آن، میل به استیلا با دیوارهایی که تسلیم یورش نمی‌شوند، برخورد می‌کند؟» و در همین وضعیت (بی‌معنایی زندگی) به جای تن‌سپردن به یأس، از زمینه‌ای گشوده برای بهتر زیستن سخن می‌گوید:«زیستن به معنی به زندگی واداشتن پوچی است. به زندگی واداشتن آن، پیش از هر چیز، مستلزم توجه به آن است» از همین جا، به سراغ عصیان می‌رود. عصیان به معنای رو در رویی مداوم انسان با ابهامی که با آن مواجه است، «مطالبه شفافیتی ناممکن» و جهان را ثانیه ثانیه با تردید نگریستن و نه «تسلیم‌شدن به محدودیت خویش» و سرانجام، خودکشی! کامو در کتاب «اسطوره سیزیف» که با ترجمه خوبی از مهستی بحرینی منتشر شده است، مشخصه انسان معمولی را غیبت اندیشیدن می‌داند که تمایلش به تئاتر و نمایش، عرصه نمایش بسیاری از سرنوشت‌ها را پیش روی او می‌گشاید تا از رؤیاها و خیالپردازی‌های موجود در آن سرشار شود و به سوی «امیدی نامعلوم» رهسپار گردد و در مقابل، به سراغ انسان پوچ‌گرا می‌رود. «انسان پوچ‌گرا از جایی آغاز می‌کند که این یک به پایان می‌برد» یعنی جایی که در ذهن خود به ستایش از بازی پایان داده و خود در آن شرکت می‌کند. از نظاره‌گر به کنشگر بدل می‌شود و سکوت غیرمنطقی جهان را که چنین فاصله‌ای را ایجاد کرده با عصیان پر می‌کند و این ندای شورانگیز انسان است در زمانه‌ای که آوار ملال، تنهایی و غربت، او را به تمامی در برگرفته است. کامو در نقدی بر رمان «تهوع» اثر ژان پل سارتر، می‌نویسد:«رسیدن به بیهودگی زندگی پایان نیست، آغاز است، این حقیقتی است که تقریباً همه روان‌های بزرگ از آن آغاز کرده‌اند.»/روزنامه ایران

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.