اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

کور شوم اگر دروغ بگویم

کور شوم اگر دروغ بگویم
سجاد گودرزی شاعر

از شرایط بد اقتصادی این روزها که بگذریم دلیلی که بر فروش پایین آثار کلاسیک و شاعران پرفروش دهه‌های چهل و پنجاه هم اثرش را گذاشته و تیراژ این آثار را هم گاه به حداقل رسانده، دلایل متعددی باعث مهجوری شعر شده که ذکر تعدادی از آنها قصه تکراری این سالهاست. داستانی با یک مثلث عشقی از شاعر و ناشر و مخاطب.

اصولاً چه در گذشته و چه در حال شعر جدی و سازنده هنری نخبه‌گراست و سطح بینش و آگاهی بالایی را نیاز دارد، امروزه که به نظر داستان از اقبال عمومی بیشتری برخوردار است و طیف بیشتری از مخاطب را جذب می‌کند مزید بر علت شده که شعر بیشتر از همه زمان‌ها و در همه‌ جای جهان در وضعیت حاشیه‌ای‌تری قرار بگیرد. فقدان رسانه‌ای قوی برای ساختن الگویی مناسب و انتشار خیل مطالب سطحی و بی‌مایه در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی باعث شده مخاطب به‌ دنبال مطالب سرراستی برود که نیاز به اندیشیدن ندارد. عموم مخاطبین کم حوصله این روزها به‌دنبال کتابی هستند که نیاز به درنگ و تأمل نداشته باشد، در صورتی که شعر جدی شعری‌ است که علاوه بر تفکر نیازمند دانستن پیشینه ادبی مناسبی از جریان‌های ادبی گذشته و امروز است، به‌عنوان مثال چه انتظاری می‌توان داشت از مخاطبی که شش دهه بعد از نیما هنوز با طرح نویی که نیما در انداخته بیگانه‌است و یک آگاهی سطحی در حد بی‌وزنی از شعر آزاد دارد.
شاعر
سفارش نظامی عروضی به شاعران جوان آن روزها این بوده است: «در عنفوان شباب و در روزگار جوانی بیست هزار بیت اشعار متقدمان یاد گیرد و ده هزار کلمه از آثار متأخران پیش چشم کند و پیوسته دواوین استادان همی خواند و یاد همی گیرد که در آمدن و بیرون شدن از مضایق و دقایق سخن بر چه وجه بوده است تا طریق و انواع شعر در طبع او مرتسم شود.» گر چه در دوران مدرن بواسطه اسطوره زدایی که از شعر شد و باعث شد شعر برخی تعهدات اجتماعی خود را به رسانه‌های دیگر واگذار کند و برای خوانندگان کارکرد شخصی پیدا کرد و باعث شد همه خود را شاعر بدانند و فضای مجازی هم در این آتش دمید، اما فقدان نقدهایی که پشتوانه نظری محکمی داشته باشند نیز علتی شد که روز به روز به خیل عظیم شاعران، شاعر اضافه شود. کسانی که انگار شعرهایشان را از روی دست هم نوشته‌اند و بگذریم که از این میان عده قلیلی از شاعران با لطائف الحیل کتاب هایشان را به چاپ چندم برده‌اند و مختصر مخاطب بی‌خبر و بی‌‌معیار از هر کجا هم فکر می‌کند با خرید کتاب چاپ چندم اثر قابل تأملی را خریده است. شاعرانی که برعکس شاعران دهه چهل و پنجاه نیازی به دانستن تاریخ ادبیات ایران و جهان را نه حس می‌کنند و نه لازم می‌دانند شاعرانی خودشیفته که همه جا پر از شعر و تصویر آنهاست، اما دریغ از یک شاعر جریان ساز. البته سانسور و فقدان و عدم تداوم رسانه‌هایی تخصصی مانند آدینه و دنیای سخن که می‌توانستند بین مخاطب و شاعر نقش مهمی در تشخیص شعر خوب از بد را ایفا کنند نیز مزید بر علت شد که فضای مجازی در تولید و ارائه شعرهای فست فودی و بی‌مایه نقش اول را بازی کند. به اینها اضافه کنیم نبود جایزه‌های مستقل در شناسایی و معرفی آثار قابل تأمل را، هر چند که در این سال‌ها جوایزی با اسم بزرگان شعر راه‌اندازی شد، اما اعمال سلیقه‌های شخصی و حب و بغض‌ها باعث شد که نه جایزه و اعتباری درخور کسب کند و نه شاعر منتخب برجسته شود و نه در فروش مجموعه‌شعر برنده تغییری ایجاد شود.
ناشر
اما تعدد شاعر این‌سال‌ها تعدد ناشر را هم در پی‌داشته و البته ترکیب‌شان نوعی جدید به‌نام ناشر شاعر و حرف همه هم یکی‌ است مثل مقام‌های سیاسی که به‌عنوان تکلیف و به درخواست مردم می‌آیند که مملکت را نجات دهند آمده‌اند که شعر را نجات دهند و به قول فروغ «کور شوم اگر دروغ بگویم» از هیچ شاعری پولی برای انتشار اثر نمی‌گیرند، گاهی مشارکتی اثری را با شاعر منتشر می‌کنند، آن هم معدود، مدیونید اگر فکر بکنید همه پول را از شاعر می‌گیرند و سهم خود را از کتاب‌های فروش رفته برمی‌دارند و فروش نرفته‌ها را به حساب شاعر می‌گذارند که سال‌ها گوشه خانه خاک بخورد. کور شوم اگر فکر کنم که در قرار دادی خیلی کلی که شاعر دستش به هیچ جا بند نشود، تیراژ را می‌زنند دو هزار نسخه، پول دو هزار نسخه را از شاعر می‌گیرند و دویست نسخه چاپ می‌کنند و به شاعر می گویند آن موقع کاغذ ارزان بوده بعد از قرارداد گران شد، برای همین پول شما به دویست نسخه قد داد. کور شوم اگر فکر کنم پخش و توزیع نامناسبی دارند. کور شوم اگر بررس‌ نشری -که پول برای چاپ نمی‌گیرد - را دیده باشم که برای ادیت و چاپ اثر از یک شاعر ناشی طلب پنج میلیون تومان پول، بدون اطلاع ناشر کرده باشد. جدا کردن مخاطب و ناشر و شاعر و شعر خوب هم باشد با شما که کم نیستند اما زیاد هم نیستند، این هم برای نیمه پر لیوان./ایران جمعه

کپی