اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹

سرگیجه‌ای در چنبره سنت و مدرنیته

سرگیجه‌ای در چنبره سنت و مدرنیته
مهدی خطیبی نویسنده

کتاب «بانوان ماه» نوشته «جوخه الحارثی»، نویسنده عمانی و برنده جایزه من‌بوکر 2019 تازه‌ترین اثری است که در نظر گرفتن حق کپی‌رایت و به ترجمه «محمد حزبائی‌زاده» در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. در این رمان کم‌حجم، نویسنده در روایتی غیرخطی، تجربه زیسته زنان را در روستای عوافی عمان، در دوره استعمار و پسااستعمار پیش روی مخاطبان گذاشته که سه خواهر نقطه ثقل روایت‌اند.

 مسأله ازدواج این سه، موجب حضور سایر شخصیت‌ها می‌شود؛ خانواده آنان و همسران‌شان. روساخت روایت دلمشغولی‌ها، ‌نگرانی‌ها، حسرت‌ها و آرمان‌های زنان در مواجهه با جامعه و همسر و فرزند است و ژرف‌ساخت روایت، تحول اجتماعی کشوری سنتی در دوران پسااستعماری است؛ کشوری که تا چند دهه پیش برده‌داری در آن رایج بود و ناگهان به کشوری مدرن تغییر یافت. بنابراین یکی از تم‌های اصلی این رمان تقابل سنت و مدرنیته است؛ این تقابل هم تحول شخصیت‌ها را می‌نماید و هم سازوکار اجتماع را. شکل روایتی این رمان بر پایه فصل‌های کوتاهی ا‌ست که هریک از شخصیت‌ها راهبر آن هستند، گاه به شیوه اول شخص و گاهی هم سوم شخص. حضور سایه‌وار برخی شخصیت‌ها، مثل سلیمان تاجر، راوی را مبدل به یک صدا می‌کند، صدایی که از فرآیندی تکنیکال چون جریان سیال ذهن و فلاش بک و فلاش فورواردهای پیاپی برمی‌آید و گفت‌وگوی درونی راوی با خود یا با روایت‌شنویی غایب را منعکس می‌کند. فرم روایت مثل پازل یا جورچینی ا‌ست که هر جزئی از آن در فصلی ا‌ست. این فرم ترکیب می‌شود با نثری فاخر و شاعرانه  که از زبان شخصیت‌ها گاه حتی شعر را به استخدام می‌گیرد و گاه جلوه پررنگی از فرهنگ عامه را نمایان می‌کند. این جلوه پررنگ با ضرب‌المثل‌ها، باورها، اوراد و اذکار و حتی بازنمایی مراسم زار ملاحتی ویژه به روایت می‌دهد. ساخت تقابلی، ساخت تکنیکال این رمان است. مهم‌ترین تقابل در روابط زنان و مردان جلوه‌گر است. نمونه‌های تیپیکال زنان در این روایت بی‌شمار است: زن مدرن، زن سنتی، زنِ وفادار، زنِ عصیانگر، حتی زنانی که برآمده از فرهنگ برده‌داری‌اند. در کنار اینها، مردان هم حضور دارند. مردان عاشقی مثل عبدالله که اسیر کودکی شکنجه‌زای خود هستند تا عزّانی که دلبسته شعر و زنی به نام «قمر» است و شیوخی که هریک به گونه‌ای چهره‌های گوناگون مردان را در مکان و زمان روایت منعکس می‌کنند. این ویژگی‌ها همراه ترجمه محمد حزبائی‌زاده که با لحن بخشیدن به شخصیت‌های مختلف که از طبقه‌های گوناگون اجتماع هستند و خلق زبانی که از نثر جادومحوری برآمده از سنت «زار» مایه گرفته و آن را با نثری فاخر و شاعرانه‌ گره زده است. روایتی که گذشته از بازنمایی تجربه زیسته شخصیت‌های اصلی و فرعی، به انعکاس درونه هریک در بزنگاه‌های مختلف فردی و اجتماعی نیز می‌پردازد و این انعکاس‌ها به تصویری بزرگ‌تر تبدیل می‌شود که همانا بازنمایی عمان در گذار است.

کپی