اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹

کارگردان «آنتیگونه» از تجربه پرفورمنس این نمایش می‌گوید

می‌خواستم بگویم تئاتر زنده است

می‌خواستم بگویم تئاتر زنده است
کیومرث مرادی مدرس و کارگردان تئاتر

در ابتدای اجرای آنلاین یا بهتر است بگوییم پرفورمنس نمایش «آنتیگونه» در ویدئویی که پخش شد به این نکته اشاره کردم که باور دارم تئاتر هنری‌است که با حضور مخاطب شکل و تمامیت پیدا می‌کند چون مخاطب با ورود به سالن تئاتر و نشستن پای یک اثر نمایشی سعی می‌کند از روزمرگی خود دور شود و به‌نوعی بازگشتی به خویشتن داشته باشد و آمال و آرزوها و در نهایت خودش را بر صحنه تئاتر و در روایت بازیگرها و... ببیند.

 با این‌همه بستر این اتفاق از تحقیقات سالیان سال من در مورد «گوسان‌»ها سرچشمه می‌گیرد که مدت‌های مدیدی‌است روی آنها کار تحقیقی می‌کنم. گوسان‌ها در واقع اولین نقال‌های قصه‌ در ایران باستان در دوره پارتی‌ها بوده‌اند و شهر به شهر و روستا به روستا می‌رفتند و قصه‌هایشان را با تکنیک‌های خاص خودشان برای مردم آن منطقه به نمایش می‌گذاشتند. کار من هم برآمده از همین تحقیقات است و تکنیک‌هایی که این گوسان‌ها در برخوانی قصه‌ها از آن استفاده می‌کردند و من هم سعی کردم از این تکنیک‌ها تا حدود زیادی استفاده کنم. به‌همین دلیل است که مخاطب در نگاه اول توقع داشت و فکر می‌کرد قرار است مخاطب نمایشنامه‌خوانی باشد اما در جلسه گفت‌وشنود آنلاین هم به این نکته اشاره کردم که این کار نوعی از هنر اجرا یا همان پرفورمنس است و تلاش داشتم در تجربه این روزهای کرونایی و بی‌تئاتری و... از این مدیا و تکنیک‌ها و عناصر استفاده کنم تا مخاطب را درگیر قصه کنم و این قصه در ذهنش تصویر شود. این همان کاری‌است که گوسان‌ها می‌کردند.

یعنی همان‌طور که در سطور بالا به آن اشاره شد گوسان‌ها هم از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر می‌رفتند و برای مردم از قصه سرزمین‌هایی می‌گفتند و مردم هم با کمک همین تکنیک‌های روایت به قصه سرزمین‌های دیگر گوش می‌کردند. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که بسیاری از هنرمندان چه در ایران چه در خارج از ایران، همچنان در شوک تأثیری هستند که کرونا بر زندگی شخصی و هنری‌شان گذاشت و هر کسی، شبیه خودش به مسأله واکنش نشان می‌دهد. مثلاً بسیاری هنوز باورش ندارند یا اینکه مدام می‌خواهند در ذهن خود این اپیدمی را نادیده بگیرند و... برخی هم گاردی دفاعی در برابر پدیده‌ها و امکانات تازه دارند و این دوری کردن به ترس یا از ترسی می‌آید که آنها را به این سمت سوق می‌دهد که از هر کار خلاقانه‌ای که بر پایه مدیاهای جدید باشد دوری کنند. به هر صورت واکنش افراد به مسائل متفاوت است اما من سعی کردم که از هر امکانی که وجود دارد استفاده کنم و تجربه و اطلاعات و دانش خود را به آن اضافه کنم تا بگویم تئاتر زنده است.

وقتی هیچ کمکی از طرف مثلاً صداوسیما نمی‌شود و متوجه می‌شوی مدیران این رسانه کمترین اطلاعاتی در حوزه نمایش ندارند و آن را نمی‌شناسند و از قدرت و توانایی‌اش بی‌خبر هستند ما جامعه تئاتری نمی‌توانیم دست‌روی‌دست بگذاریم و فقط نظاره کنیم تا ببینیم در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد. تلویزیون ما در این ماه‌ها چقدر می‌توانست تله تئاتر تولید کند و چقدر می‌توانست از آرشیو خود تله تئاتر پخش کند یا ایده‌هایی داشته باشد برای این روزها؛ اما هیچ کدام از این کارها را انجام نداد چون آنها نمی‌دانند یا شاید نمی‌خواهند بدانند که هنر نمایش از دل فرهنگ و آموزش می‌آید و نسل امروزی که بسیار تشنه این فرهنگ و آموزش است چقدر به این هنر نیاز دارد. بگذارید با مثالی دقیق‌تر به لزوم این فرهنگ‌سازی اشاره کنم و این یادداشت را به پایان ببرم. برگردیم به دهه شصت و نگاهی به فیلم‌های درجه یکی کنیم که در حوزه دفاع مقدس ساخته شد. آثار درخشانی مثل آثار ملاقلی‌پور، حاتمی‌کیا، مجیدی و... یکی از دلایل ارتقای بحث فرهنگ و آموزش در آن دوره بود و آیا کسی می‌تواند کتمان کند که این آثار چقدر به لحاظ فرهنگی روحیه ایرانی و اسلامی «در کنار هم بودن» را تقویت کرد؟

کپی