اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

کرونا ندارم!

کرونا ندارم!

جلوی داروخانه این پا و آن پا می‌‌کند و منتظر است؛ اول به نظر می‌‌رسید سرک کشیدن‌‌هایش برای این است که آنجا خلوت‌تر شود، ولی بعد از غرولندی کوتاه، می‌‌گوید شوهرش رفته تا بدون نسخه دارو بخرد. می‌‌گوید این چندمین داروخانه‌ای ‌‌است که از صبح سر زده‌اند. می‌‌گوید 43 سال دارد، ولی قد کوتاه و چاقی‌‌اش باعث شده سن و سالش خیلی بیشتر به نظر بیاید. خانه‌‌دار است و سابقه افت پلاکت خون دارد و این روزها دربه ‌‌در واکسن آنفلوانزاست.

زنی دیگر که کنار او ایستاده، برای دلداری‌‌اش می‌‌گوید که سرطان داشته و حالا یک سال از پرتودرمانی‌اش می‌‌گذرد اما زمانی که برای دریافت واکسن به یکی از درمانگاه‌‌ها مراجعه کرده، بعد از ارائه پرونده خود، واکسینه شده است. گفت‌وگوی دو زن برای تبادل آدرس درمانگاهی که افراد دارای بیماری خاص را واکسینه می‌‌کرد، با ورود همسر زنی که افت پلاکت داشت، قطع شد. مرد در حالی که کیسه‌‌ای پر از دارو به دست داشت، به زن گفت که: «ازیترومایسین بدون نسخه ندادند» و شنیدن همین جمله کافی بود تا چند نفری که نزدیک زن ایستاده بودند، چند قدمی از او و همسرش فاصله بگیرند.
زنی که سابقه بیماری افت پلاکت داشت، با قیافه‌‌ای حق به جانب به زنی که سابقه سرطان داشت و از او فاصله گرفته بود، گفت: «من کرونا ندارم اما خانواده شوهرم کرونا گرفتند و ما هم برای اطمینان داروهایی که برای آنها تجویز می‌‌کنند، می‌‌خوریم... فقط هفته پیش من کمی لرز کردم و تهوع داشتم؛ شوهرم هم چند روز بیرون‌‌روی داشت و الان خوب است و من هم خوبم؛ دکتر هم رفتیم، گفت: سرما خوردید؛ ولی مادر، پدر و خواهر همسرم مبتلا بودند، البته تست ندادند ولی حال‌‌شان خوب نبود و شوهرم به آنها رسیدگی کرد تا خوب شدند. به من هم رسیدگی کرد و الآن خوبم. حال دختر و پسرم هم یکی دو روز بد بود و الآن خوب شدند.» دختر جوانی که منتظر خلوت شدن داروخانه بود، به زن گفت: «خانم! شما احتمالاً مبتلا شده‌‌اید، درست نبود که با این وضعیت خودتان و همسرتان به خیابان بیایید و افراد دیگر را آلوده کنید.» زن از این توصیه برآشفت که: «خانم! دوست همسر من دکتر است؛ همسرم مدام با او در تماس است؛ در این یکی دو هفته هم خانواده‌‌اش را به بیمارستان نبرد؛ بلکه دکتر را به خانه آورد. وقتی دکتر به من گفت کرونا نداری؛ شما چه می‌‌گویید؟! کور که نیستید می‌‌بینید ماسک زده‌‌ام؟! من در این مدت باشگاه رفته‌‌ام و مشکلی پیش نیامده» واضح است که ادامه دادن صحبت با این زن بی‌‌فایده است.
همسرش لاغراندام‌تر و منطقی‌تر به نظر می‌‌رسد اما وقتی برای آرام‌‌ کردن چندنفری که آنجا هستند، شروع به صحبت می‌‌کند، معلوم است دست کمی از همسر خود ندارد: «دوست من دکتر است؛ جراح است؛ من خودم هم در این مدت مقاله‌‌های زیادی خواندم و الآن خودم تا حدی تشخیص می‌‌دهم چه کسی کرونا دارد و چه کسی ندارد.» زن جوان می‌‌پرسد: «اگر کرونا نداشتید، چرا دنبال ازیترومایسین بودید؟»، مرد جواب داد: «ما هم کرونا گرفتیم اما از این نوع خفیفش و فقط یکی دو روز علامت داشتیم. الان 2 نوع کرونا وجود دارد؛ شدید و خفیف. ما نوع خفیفش را گرفتیم و خوب است همه همین نوع را بگیرند؛ چون مانند واکسن عمل می‌‌کند و دیگر خیال‌‌تان راحت است که نوع شدیدش را نمی‌‌گیرید. بی خودی از کرونا نترسید. کرونا را الکی بزرگ کرده‌‌اند. مثل سرماخوردگی است؛ حتی سبک‌تر. همه کسانی که از کرونا فوت کردند، بیماری قلبی داشتند شما هم مطمئن باشید گرفته‌‌اید و رد کرده‌اید! از ظاهرتان مشخص است مقاومت بدنی‌‌تان بالاست.» زن جوان با شنیدن این جملات روسری‌‌اش را جلوتر ‌‌آورد و زنِ مرد با شنیدن این جمله، دست شوهرش را به سوی دیگر کشید و بی اهمیت به غرولندها و سرتکان داد‌‌ها سوار خودروی سفیدرنگ‌‌شان شدند. 
کپی