اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹

بازار کساد مرثیه سرایی بیابان‌زایی

بازار کساد مرثیه سرایی بیابان‌زایی
علی حاجی‌ مرادی مسئول واحد فنی ستاد احیای دریاچه ارومیه

به ‌نظر می‌رسد با آنکه دریاچه ارومیه، پسوند دریاچه را با خود به دوش می‌کشد اما قرار است همواره سایه واژه نامتجانس «بیابان» بر سر آن سنگینی کند. چه آن زمان که امواج خروشان با ارتفاع چندین متری آن به شانه راه‌آهن بندر شرفخانه پهلو می‌زد با توجیه آنکه کدام عقل سالمی آب شیرین قابل استفاده را به دریاچه شور بدون استفاده می‌ریزد و چه آن زمانی که در بدترین شرایط لااقل یک قرن گذشته (بنا بر اطلاعات سالانه موجود از آن از سال 1307 تاکنون) در سال 1393 رسیده بود.

حالا هم که بارقه‌های امید و جان دوباره در این دریاچه تا ابد دریاچه ایران روییدن گرفته، باز مورد لطف بیابان‌شناسان ایران قرار گرفته است. اخیراً یکی از مربیان بخش تحقیقات بیابان مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، ستاد احیای دریاچه ارومیه را به‌عنوان نماینده دولت در امر احیای دریاچه ارومیه، متهم به هدر دادن یک میلیارد دلار از منابع مالی دولت بدون هیچ دستاوردی کرده است. این هم از بخت دریاچه ارومیه است که همیشه باید از عینک بیابان شناسان مورد نقد و بررسی قرار گیرد چه آن زمانی که توسط یکی از بیابان شناسان پرسابقه کشور، پیام قطع امید برای احیای آن در کوران روزهای نخست تلاش این دولت برای احیای آن به جامعه و تصمیم‌گیران کشور مخابره می‌شد و چه اکنون که توسط بیابان شناس دیگری سعی در تلخ کردن کام کمی تا نسبتی شیرین مردم خطه شمالغرب کشور در این ایام تلخ کامی معیشتی با بیان اعداد و ارقام غلوآمیز هزینه‌کرد می‌شود.
یکی از اصول خدشه‌ناپذیر حفظ موقعیت رسانه‌ای، استمرار کوبیدن بر طبل نارضایتی مردم از مسئولان است، چه یک بار از روی کوبیدن بر پوسته ناکارآمدی کشور در حل چالش‌ها و چه با کوبیدن روی دیگر این طبل بر عدم تأثیر اقدامات و هدر رفت بودجه‌ها، چه آخر اینکه هدف همان آن است که پیش از سال 1393 نیز خود را در نزدیک‌ترین زمان ممکن به رسیدن به آن یافته بودند. اما چه حیف که هر چه که طی دو دهه رشته کرده بودند، در کمتر از شش سال پنبه شده دیدند. اینها همان جماعتی هستند که طی دو دهه با قلم و سخن خود جای هر گونه جسارت و شهامت مدیریتی برای ورود به حل چالش دریاچه ارومیه را بر حذر داشتند و از سوی دیگر هر روز خود را برای مرثیه‌سرایی بر پیکر بی‌جان دریاچه ارومیه و جشن و پایکوبی بر اثبات ناکارآمدی کشور در حل یک چالش ملی آماده‌تر می‌نمودند. این طیف با وجود نقاب زیست‌محیطی که بر چهره دارند، به گواه سامانه علم‌سنجی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، در حوزه به اصطلاح تخصصی خود در بیابان هم چیزی فراتر از صفر برای نمایش ندارند.
دیگر صحبت از باب دریاچه ارومیه برای قلمفرسایی‌هایی تاریخ مصرف گذشته، در ناامید نگه داشتن و بر طبل یأس و ناامیدی کوبیدن به سر آمده است؛ این دولت حالا چه یک میلیارد دلار و چه در واقعیت کمتر از نیمی از آن را در طی دوره مسئولیت خود برای احیا کردن دریاچه ارومیه هزینه کرده است. اما حفظ محیط ‌زیست برای سایر کشورها آنچنان اهمیت دارد که کشوری همچون امریکا برای رهایی از اثرات مخرب گردوغبار دریاچه‌ای به وسعت 5 درصد دریاچه ارومیه 1.2 میلیارد دلار تنها برای سعی و خطا در تثبیت کانون‌های تولید گردوغبار آن دارد. اما آنچه که از نگاه قضاوت‌کنندگان منصف در نقد عملکرد این دولت از اهمیت بیشتری نسبت به این حجم از سرمایه‌گذاری برخوردار بوده و هست، همان اقدام روز نخست آن در پذیرش تمامی ریسک‌ها و عدم قطعیت‌هایی است که در روز نخست آغاز بکار دولت به آن ورود کرد که اگر چه امروز وضع دریاچه ارومیه به رحمت واسعه الهی این نبود که حالا هست، چه‌ها که بر سر این دولت نمی‌آوردند.

کپی