اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹

سیاست ورزی، نه توصیه ورزی

سیاست ورزی، نه توصیه ورزی
منصور بیطرف دبیر گروه اقتصادی

معروف است که آلن گرین اسپن، رئیس اسبق فدرال رزرو امریکا، در خصوص نقش سیاستمداران گفته است که سیاستمدار باید پیشرو باشد و اگرنه باید دنباله روی کند،البته این توصیه گرین اسپن بالذات به خودش هم بود.

او در مدت 19سالی که ریاست فدرال رزرو را بر عهده داشت -چهار رئیس‌جمهوری ایالات متحده اعم از جمهوریخواه و دموکرات - در عمل هدایت سکان اقتصادی آن کشور را در دست گرفته بود. به عبارتی او بر خلاف رؤسای خلفش، پیشرو بود نه پس رو. اکنون جرمی پاول - رئیس فعلی فدرال رزرو امریکا - را نگاه کنید، به نظر می‌آید او یکی از ضعیف‌ترین رؤسای فدرال رزرو یک قرن اخیر باشد که حتی جرأت ایستادن در مقابل طرح و برنامه‌های پوپولیستی رئیس جمهوری امریکا ندارد و در برابر او هیچ مقاومتی از خود نشان نمی‌دهد. همچنین معروف است که گرین اسپن در مدت دوره ریاستش کمتر حرف می‌زد و به جز گزارش‌های فصلی که باید به کنگره می‌داد تقریباً در برابر خبرنگاران حرفی نمی‌زد یا نظری نمی‌داد، زیرا می‌دانست که کوچکترین حرف و نظرش می‌تواند بازار سهام و سرمایه آن کشور را متلاطم کند؛ در واقع او سیاست ورزی می‌کرد نه توصیه ورزی. اصولاً مسئولان اقتصادی کشورهای توسعه یافته بر خلاف کشورهای در حال توسعه، کمتر حرف می‌زنند یا توئیت می‌کنند یا در شبکه‌های مجازی یادداشت می‌نویسند، زیرا می‌دانند که آنها دیگر در جایگاه یک استاد دانشگاه یا فرضیه پرداز نیستند که نظر بدهند و نظرشان در اقتصاد تأثیری نداشته باشد ،بلکه آنها سیاست‌ورز هستند و سیاست‌ورزی می‌کنند آن هم در چارچوب اقتصاد.
فی‌الواقع فرق یک اقتصاددان با یک سیاست ورز اقتصادی در همین حوزه و عرصه سیاست است؛ به وزرای اقتصاد یا رئیسان کل بانک مرکزی یا  وزیر نفت کشورمان نگاه کنید. آنها تا زمانی که در جایگاه مسئول هستند کوچکترین نظرشان می‌تواند بازار سرمایه، پول و ارز یا نفت را متأثر سازد، اما زمانی که از این جایگاه کنار رفتند هزاران نظر یا تئوری آنها هیچ اثری بر بازار نمی‌گذارد، زیرا بازار می‌داند که آنها دیگر سیاستگذار نیستند و اگر هم حرفشان کاربرد داشته باشد مدت زمانی طول می‌کشد تا عملیاتی شود؛ در واقع آن جایگاه وزارت یا ریاست کل است که به سخنان آنها ارزش می‌دهد، نه خود آنها. همین مورد برای دیگر جایگاهها هم صدق می‌کند.
این نکته‌ای است که متأسفانه کمتر سیاستگذاری در کشور ما به آن توجه می‌کند. زیرا جایگاه سیاستگذاری در کشور ما به گونه‌ای تعریف شده است که هر فردی که به آن جایگاه رسید این گمان را می‌برد که باید حتماً در خصوص موضوع و محور مورد نظر، نظر و توصیه بدهد، فارغ از آنکه توصیه او چه اثری بر بازار می‌گذارد. ما این رفتار را متأسفانه در خصوص حوزه های اقتصادی و... می‌بینیم و مدام توصیه‌های بزرگان این حوزه را می‌شنویم. اما این بزرگان و سیاستگذاران بهتر است بدانند که بازار اعم از ارز و کالا، سیاست ورزی می‌خواهد نه توصیه ورزی.

کپی