اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹

زیبایی‌شناسی و سیاست‌های «فرهنگ ماسک» در عصر کووید ۱۹

دیپلماسی ماسک

دیپلماسی ماسک
میترا فردوسی

با گسترش و همه‌گیری کووید ۱۹ نابرابری‌ها مانند زخمی در جامعه دهن باز کردند. دیگر تظاهری وجود ندارد. آشکار است که اگرچه همه ما در یک بدبختی‌ شریک و برابر هستیم اما بعضی‌ها برابرترند،همان‌طور که آنتونیو گوترش رئیس سازمان بهداشت جهانی، در توئیت خود نوشت: «#کووید۱۹ این دروغ بزرگ را آشکار کرده که بازارهای آزاد می‌توانند خدمات درمانی را برای همه فراهم کنند.

این توهمی بزرگ است که ما در جهان پسانژادپرستانه زندگی می‌کنیم. همه ما در یک دریا شناور هستیم ولی برخی سوار قایق‌های لوکس تفریحی هستند و بقیه به تخته‌پاره‌ها چنگ زده‌اند.»

او در این گزارش درباره تاریخچه ماسک‌های جراحی و مهاجرت آنها به دنیای مد و فشن نوشته است

ان پسانژادپرستانه زندگی می‌کنیم. همه ما در یک دریا شناور هستیم ولی برخی سوار قایق‌های لوکس تفریحی هستند و بقیه به تخته‌پاره‌ها چنگ زده‌اند.»
در یکی از لحظات تعیین‌کننده این دوران، اما منظره‌ای وجود دارد که برای همه مشترک است: ماسک‌های جراحی ناگهان همه‌جا حاضر می‌شوند. ماسک‌هایی که اگرچه تنها به نظر یک تکه پارچه بی‌ارزشند،اما پشت خود کارکرد‌ها، سیاست‌ها و انگیزه‌های زیبایی‌شناختی زیادی پنهان کرده‌اند؛ در این گزارش می‌خواهیم به طور خلاصه برخی از آنها خصوصاً ارتباط فرهنگی و ریشه‌های استفاده از ماسک‌های جراحی در ملأعام و همچنین تفاوت‌های فرهنگی میان شرق و غرب را مورد بررسی قرار دهیم. همچنین به جنبه جدیدی از مناسبات سیاسی که حول محور ماسک در جهان شکل گرفته است و سیاست‌زدگی غیرمنتظره‌ای که در پس این مصنوع غیرمعمول زندگی ما در عصر کرونا به وجود آمده بپردازیم. این روزها با دو جریان متقابل روبه‌رو‌ هستیم؛ یک جریان آنچه «سیاست ماسک» چین شناخته می‌شود و دیگری کسانی که آشکارا مخالف پوشیدن ماسک و دلایل علمی پشت این سیاست هستند؛ کسانی امثال دونالد ترامپ، بوریس جانسون، بولسونارو و طرفدارانشان.

ریشه‌های تکامل فرهنگ ماسک‌های جراحی
ماسک‌ها در طول تاریخ بشریت در فرهنگ‌های مختلف، به‌عنوان بیانی از وضعیت اجتماعی، بیانیه مد و نمایشی از تفکیک جنسیتی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. آنها همچنین به‌عنوان رسانه‌ای برای نمایش هویت گروهی و ایجاد همبستگی قبیله‌ای کارکرد داشته‌اند. در این بین کشورهای شرقی مانند چین و ژاپن و کره جنوبی بیش از کشورهای غربی در استفاده از ماسک تجربه کسب کردند؛ از آنجایی که ماسک‌های پزشکی در سال ۱۹۱۰ همزمان با شیوع ذات‌الریه در منچوری، در آسیای شرقی و جنوب شرقی برجسته شدند و هنگامی که اپیدمی آنفلوانزا در سال ۱۹۱۸ همه جهان را فراگرفت ابتدا بر صورت طیف وسیعی از پزشک‌ها و کادر درمان نشستند و کمی بعدتر عموم مردم از آن استفاده کردند و ماسک بدل به نماد «مدرنیته بهداشتی» شد که ریشه در فرهنگ سنتی چین و ژاپن باستان داشت و بعد از آن تجربه جنگ‌جهانی دوم و روند سریع صنعتی‌شدن در چین و ژاپن و آلودگی هوای ناشی از آن و تجربه چند بیماری فراگیر دیگر مثل سارس و آنفلوانزای مرغی در سال ۲۰۰۶ همه و همه باعث تقویت آگاهی عمومی به نفع استفاده از ماسک شد.

ورود ماسک به سبک زندگی جوانان آسیایی
از آن به بعد، کاربرد ماسک‌های جراحی در این فرهنگ‌ها بتدریج تکامل یافت، به طوری که در دهه‌های‌ اخیر کاربرد این ماسک‌ها دیگر تنها برای محافظت فرد از آلودگی‌ها و میکروب‌های موجود در هوا نیست، بلکه بعد دیگری به این واقعیت اضافه شده است و آن هم تبدیل شدن ماسک دراین کشورها به‌عنوان بخشی از سبک زندگی است. بُعد جدید تبدیل به نمادی جدید شد؛ نمادی که پست مدرنیسم و نظام سرمایه‌داری با محوریت آن در یک نقطه به هم می‌رسند؛خیلی زود جوان‌های آسیایی از ماسک استقبال کردند و معانی خود را ساختند. فرهنگ ماسک صورت به کالایی تبدیل شد که توسط برندهای مد سریع (fast-fashion brands) و فرهنگ مد بالا (high-fashion culture) تحت انقیاد در آمد. به این صورت که امروز استفاده از ماسک در فضاهای عمومی بسیاری از شهرهای ژاپن، کره و چین، مانند مترو و سایروسایل حمل‌ونقل عمومی، خیابان‌ها و کوچه‌ها و بازارها به معنای گوشه‌گیری و انزوای داوطلبانه، گمنامی و ناشناس ماندن و ایجاد فضا و حریم شخصی است. این ماسک‌ها توسط نوجوانان به‌عنوان یک  مد مصرف می‌شود و افراد مشهور کی‌پاپ (k-pop) و (J-pop) هم از ماسک استفاده می‌کنند به‌عنوان وسیله اعتراض استراتژیکی مهم در قلب هنگ کنگ.

بازگشت ماسک‌های عجیب و غریب از اعماق تاریخ
اصرار برای تغییر چهره یکی از اولین چیزهایی است که همه فرهنگ‌ها در جهان آن را تجربه کرده‌اند؛ از قاره آفریقا گرفته تا جوامع اینوئیت (اسکیموهای کانادا و گرینلند) تا قبایل ساکن در جزایر اقیانوسیه، مردم باستان از موادی مانند گل، چوب، استخوان، پر و فلزات برای ساختن ماسک‌های صورت استفاده می‌کردند تا در مراسم‌ و مناسک‌ خاص بتوانند با استفاده از آنها خدای باران را راضی به باریدن کنند یا مردگان را با احترام بیشتری تا آرامگاه بدرقه کنند. ‌ علاوه بر این باید مدال شیفتگی طولانی‌مدت‌ به مد ماسک را به زمان الیزابت اول و محبوبیت ویزاردها (Visards) اعطا کرد. این ماسک‌ها که کاغذهای فشرده‌شده با ابریشم بودند و رویه‌ بیرونی آن را مخملی سیاه می‌پوشاند تا سال‌ها نه تنها نمادی از تشخص و اشرافیت بود بلکه برای محافظت از پوست زنان در مقابل نور و آلودگی‌ها به کار می‌رفت.

دیپلماسی ماسک:ماسک به مثابه امر سیاسی
اگر بحران ویرس کرونا یک نماد و نشانه داشته باشد قطعاً آن ماسک صورت خواهد بود. یک اتفاق غیرمعمول در سناریوی سیاسی بین‌المللی رخ داده است که حول محور مضر بودن ماسک‌ها می‌چرخد! برخی از رهبران جهان از پوشیدن ماسک اجتناب می‌کنند تا سرکشی یا سیستم ایمنی قوی خود را به رخ جهان بکشند: «ما زیر بار پوشیدن اجباری یک تکه پارچه بر صورتمان نمی‌رویم!» در این لیست افرادی مثل دونالد ترامپ، بوریس جانسون، جائر بولسونارو و مایک پنس وجود دارند. این نافرمانی! زمانی رخ می‌دهد که دانشمندان، کادر درمان و پزشکان و سازمان‌های بهداشتی در سراسر جهان یکصدا و ملتمسانه از مردم می‌خواهند که همیشه ماسک بزنند، فقط اخیراً ترامپ بعد از چندماه با ماسکی ظاهر شد که مثلاً توجه رسانه‌ها را به خود جلب کند. جائر بولسونارو تست کرونایش مثبت شد و بوریس جانسون تازه بعد از بهبودی از کرونا شروع به پوشیدن آن کرد! این ،آن فلسفه سیاسی است که رهبران جهان تبلیغ می‌کنند؛ قلدرنمایی بی جای سیاسی با تأکید بی‌جاتر بر نمایش قدرت و مدیریت بی‌مبالات وضعیت پیچیده کرونا و تمسخر جدی بودن آن. بماند که در برخی از کشورها در حمایت از این‌ ایده تظاهرات ضد ماسک هم به راه افتاد.
رهبران چین اما به طور فعال آنچه را که  دیپلماسی ماسک نامیده می‌شود  با جدیت دنبال کردند. این بخشی از استراتژی استفاده از قدرت نرم از طریق نمایش حسن نیت برای تثبیت خود به‌عنوان رهبر بهداشت جهانی است. چین برای رفع اضطراب غرب حتی ماسک به متحدان اروپایی ارسال می‌کند تا حال به‌عنوان کانون اصلی شکست کرونا، تصویر منفی ایجاد شده به خاطر اینکه مبدأ بیماری کروناست را تا حدی تغییر دهد. اینها تنها بخشی از سیاست جهانی است که پیرامون ماسک در حال شکل‌گیری است و به نظر می‌رسد خبر از تحولات سیاسی بزرگتر می‌دهد.
منابع: وب‌سایت اینونتیا و وب‌سایت نیویورک‌تایمز

از منقار دکتر طاعون تا پوزخند جوکر

هر چه از اعماق تاریخ به زمان حال نزدیک می‌شویم شاهد دگرگونی در کاربردهای ماسک و تولد معانی فرهنگی جدیدی توسط استفاده‌کنندگان ماسک‌ها هستیم.
ماسک دکتر طاعون را دیده‌اید؟ ماجرا از این قرار است که در سال ۱۶۱۹ همزمان با اوج بیماری کشنده طاعون، در فرانسه لباسی با الگوگیری از لباس رایج مردم روستایی اروپا در آن زمان طراحی شد که همراه ماسکی بود به‌شکل سر کلاغ که منقارش را با گیاهانی خوشبو چون نعنا و کافور پر می‌کردند تا بوی بد اجساد را قابل تحمل کند؛ از سویی، فکر می‌کردند ظاهری ترسناک می‌تواند ارواح شیطانی را از اطراف پزشک و بیمارش دور کند. مردم وقتی این لباس و ماسک را می‌پوشیدند یک عصا هم به دست می‌گرفتند که همزاد عصای توبه کشیشان بود، چرا که باز عقیده داشتند طاعون عذابی است که خداوند بر بندگان نافرمانش نازل کرده است!همین ماسک دکتر طاعون با منقار بلند و کشیده‌اش که در قرن هفدهم توسط پزشکان به امید محافظت از خود در برابر طاعون سیاه پوشیده شد یکی از تصاویر بصری ماندگار آن زمان شد به‌عنوان استعاره‌ای از بی‌چهره بودن مرگ.
مثال دیگر از ماسک‌های معروف دوران معاصر، ‌بلک ماسک‌ها یا ماسک‌های سیاه کتاب‌های کمیک کمپانی دی سی کامیکس هستند که ریشه در ماسک‌های ابداع شده در تئاتر یونان باستان دارند. در تئاتر یونان باستان بازیگران روی چهره خود صورتک‌های چهره‌های غمگین، عصبانی یا شاد می‌گذاشتند تا مخاطبان بتوانند حالات چهره آنها را از دور ببینند؛ در سینمای معاصر نیز مصداق‌هایی از ماسک‌‌‌های استعاری را داریم یادتان هست حتماً جوکر را که پوزخندی رنگ آمیزی‌شده را به‌عنوان یک حالت به سخره گرفته شده روی صورتش نقاشی می‌کرد تا شخصیت و احساس واقعی‌اش را زیر این تصویر پنهان کند./ایران جمعه

کپی