اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹

وقتی ناشنوایان در تلویزیون «دیگری» پنداشته می‌شوند‌

وقتی ناشنوایان در تلویزیون «دیگری» پنداشته می‌شوند‌
زرین زردار عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر شورای عالی سیاستگذاری کرسی ارتباطات علم و فناوری یونسکو‌

تلویزیون به طور خاص که ذیل خدمت عمومی خودش را تعریف می‌کند و پیش فرضش این است که نیازهای متنوع جامعه را تأمین می‌کند، لازم است برای افراد دارای نیازهای خاص مانند نابینایان و ناشنوایان در شرایطی مانند این روزها تدابیری داشته باشد که این افراد هم بتوانند از محتوای آموزشی و اطلاع‌رسانی این رسانه بهره‌مند شوند.

این تدبیر گاهی بسیار آسان است. اینکه به طور مثال ماسک شیشه‌ای برای مجریانش سفارش دهد تا ناشنوایان بتوانند از طریق لب خوانی از محتوای برنامه مطلع شوند، چیزی که اکنون در دنیا متداول است.
اما غیر از این، یک مسأله کلی‌تر هم داریم و تلویزیون به طور خاص موظف است  برای این مخاطبان علاوه بر تدابیر روی صحنه و جلوی دوربین یک پکیج ویژه طراحی کند تا آنها از محتوای آموزشی محروم نشوند، به طور مثال برنامه‌های آموزشی و اطلاع‌رسانی تلویزیون درباره کووید 19 باید زیرنویس داشته باشد ،اما غیر از آن باید یک بخش جداگانه برای مخاطبان با نیازهای خاص اختصاص دهد، چون این افراد باید سهمی از منابع رسمی داشته باشند.
به نظر می‌رسد اطلاع‌رسانی و آموزش برای مخاطبان با نیازهای خاص در رسانه ملی به این دلیل مختل است که مدیران و برنامه سازان این رسانه فکر می‌کنند عده بسیار کمی دچار این مسأله هستند و در نتیجه برای اکثریت مخاطبان محتوا تولید می‌کنند و افراد دارای نیازهای خاص را کنار می‌گذارند؛ درصورتی که اتفاقاً  جمعیت کسانی که دچار معلولیت‌های مختلف اند بسیار زیاد است، به همین دلیل مسأله مهم آگاه کردن برنامه‌سازان تلویزیونی درباره این موضوع آن است که افراد دچار معلولیت جامعه بزرگی هستند و ما با این رفتار آنها را حذف می‌کنیم. رسانه ملی باید محتوایی که برای مخاطبان عام تولید می‌کند برای این افراد مناسب‌سازی کند و از طرف دیگر مسیرهای دیگر ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی را فعال کند که به این مخاطبان دسترسی داشته باشند.
بحث مهمی از مسأله ما در حوزه این مخاطبان این است که شاید صدا و سیما هنوز احساس نمی‌کند می‌تواند نقش مؤثری داشته باشد ، بنابراین با تولید محتوا کارمندی رفتار می‌کند و محتوای تولید شده پویایی ندارد و به روزهم  نمی‌شود.
با این روش در ارتباط با مخاطبان با نیازهای خاص چند اتفاق می‌افتد؛ این افراد به حاشیه رانده و کم اهمیت تلقی می‌شوند؛ با این زاویه دید که مگر این افراد چند نفر هستند؟ از طرفی این مخاطبان «دیگری» پنداشته می‌شوند. جامعه با کاربرد کلماتی مانند «روشندل» به جای نابینا جنبه معنوی به معلولیت‌ها می‌دهد که آن را روی طاقچه بگذاریم و نگاه نکنیم. جامعه نزدیک افراد دارای معلولیت نمی‌شود و برنامه سازها هم از این مسأله مستثنی نیستند، به همین دلیل نیازهای افراد این جامعه را نمی‌شناسد و این تصور را ندارد که افراد ناشنوا و نابینا هم نیاز دارند بدانند در برابر کرونا چه کاری باید انجام دهند؛ در صورتی که ما درباره رسانه ملی صحبت می‌کنیم و رسانه ملی هم رسانه افراد دارای معلولیت است و هم رسانه افراد سالم؛ همان‌طور که شبکه استانی داریم تا قومیت‌های مختلف سهم‌شان آن است که در محتوایی که تولید می‌شود دیده شوند باید بدانیم که جامعه افراد دارای معلولیت هم نیاز آموزشی و اطلاعاتی دارد هم نیاز به سرگرمی اما همه این نیازها را به‌عنوان افرادی که غیر از ما هستند کنار گذاشته‌ایم.‌

کپی