اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹
عباس جوانمرد کارگردان، نویسنده و پژوهشگر تئاتر درگذشت

پهلوان اکبر نمی‌میرد

پهلوان اکبر نمی‌میرد
روح‌الله جعفری مدرس و کارگردان تئاتر‌

عباس جوانمرد ۲۶ بهمن سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد. جوانمرد تحصیل در رشته بازیگری را سال ۱۳۳۲ و در «هنرستان هنرپیشگی» تهران آغاز کرد و سال ۱۳۳۴ دوره کارگردانی و بازیگری را، زیر نظر پروفسور دیویدسون در دانشگاه تهران گذراند و در همان سال گروه هنر ملی را با تنی چند از همفکران خود، در خانه شاهین سرکیسیان بنیان کرد.

سال ۱۳۳۷ دوره‌های آموزش گویندگی و کارگردانی را در تلویزیون ملی ایران تشکیل داد و در سال ۱۳۳۹ سازمان تئاترهای تلویزیونی را در قالب شش گروه تئاتری به سرپرستی عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، جعفر والی، موحد دیلمقانی، رکن‌الدین خسروی و خودش پی‌ریزی کرد. اولین تله‌تئاتر پخش شده از تلویزیون ملی ایران «مارگریت» نوشته آرمان سالاکرو، ترجمه شاهین سرکیسیان به کارگردانی عباس جوانمرد بود. او البته در زمینه تئاتر صاحب پژوهش‌هایی است با موضوع ریشه‌یابی تئاتر اروپا و ایران که نه تنها در رسانه‌های فارسی‌زبان، بلکه در دانشنامه‌ها، جنبش‌های هنری و ایران‌شناسی در سرتاسر جهان منعکس شده است. مشهورترین بازی او برای موسفیدکرده‌های امروزی، «پهلوان اکبر» در نمایش «پهلوان اکبر می‌میرد» است که سال 1344 روی صحنه رفت. سرانجام عباس جوانمرد ۷ مهر ۱۳۹۹ در تورنتو از دنیا رفت.

زمانی با عباس جوانمرد و فعالیت‌هایش در عرصه تاریخ معاصر ایران آشنا شدم که او ساکن ایران نبود و در کانادا اقامت داشت. در واقع برای نوشتن پایان‌نامه کارشناسی ارشدم که موضوعش به فعالیت‌های گروه تئاتر هنر ملی و نقش این گروه در نمایش ما مربوط بود، شروع به مطالعه کردم اما هر چقدر جلوتر می‌رفتم کمتر به اثری که بتواند چهره کاملی از فعالیت این گروه تئاتر هنر ملی و جوانمرد (که سرپرست و جزو جدایی‌ناپذیر این گروه بود) پیدا نمی‌کردم. نه کتابی در این حوزه وجود داشت و نه مقاله‌ای که بتوان از آن به‌عنوان یک منبع مستند استفاده کرد پس شروع کردم به رصد مطبوعات قبل از انقلاب که مختص به فعالیت‌های او در دهه‌های30، 40 و 50 بود اما مشکلی که وجود داشت نبود یک آرشیو دیجیتالی بود و مجبور شدم تمام شماره‌های یک روزنامه را طی یک‌ سال بخوانم تا در نهایت چیزی از این آرشیو دستگیرم بشود یا نه. چند سال طول کشید و زمانی که به مراحل پایانی رسیدم، نیاز داشتم گفت‌وگوهایم را با خود آقای جوانمرد انجام بدهم و به همین دلیل چندین سال به‌صورت تلفنی با او صحبت کردم و هر بار کامل و دقیق سؤال‌ها را می‌شنید و جواب می‌داد و اگر جوابی مبهم می‌ماند با فروتنی و دقت نظر آنقدر توضیح می‌داد که تمامی زوایای کار مشخص شود و درک چنین لطف و همکاری برای من بی‌نظیر و فراموش نشدنی بود. در عین حال، با تمامی همکاران عباس جوانمرد در این گروه نیز مصاحبه کردم. به همین دلیل کار بسیار پیچیده شد و در طول این مدت خود عباس جوانمرد بسیار کمک حال بود و از هیچ لطفی دریغ نداشت تا اینکه این مرحله هم به فرجام رسید. در نهایت او، به ایران آمد و دیدار حضوری ما میسر شد و کار ما شکل جدیدی پیدا کرد و گویی از ابتدا کار آغاز شد. در واقع وقتی همه این عکس‌ها، نقدها و مقاله‌ها کار شد از دل آنها سؤالاتی دیگر پدید آمد که این‌بار در گام بعدی، بدون واسطه و از روبه‌رو گفت‌وگوهای من با عباس جوانمرد از سرگرفته شد و چندین و چند ساعت گفت‌وگو منتج به انتشار کتاب دو جلدی «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان» شد که نشر افراز آن را منتشر کرد و اسفند سال 95 در موزه سینما از آن رونمایی شد و عباس جوانمرد هم برای این مراسم پیامی ارسال کرد که باید آن را برگ زرین و یادگاری گرانبها از او بدانم. جوانمرد، نه تنها صرفاً هنرمندی شاخص در عرصه نمایش بود بلکه انسانی والا نیز محسوب می‌شود که برای پاسداشت کرامت انسانی دلش می‌تپید و در این زمینه هر کاری از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد و در کارهای عام‌المنفعه نیز همیشه پیش‌قدم بود و واقعاً باید بگویم که او به فضیلت هنر و‌ شأن انسان بها می‌داد. به عقیده من کسانی چون عباس جوانمرد هرگز نخواهند مرد و آنها با هنرشان و یادگارهایی که در تاریخ فرهنگ و هنر این مملکت به ثبت رسانده‌اند، مانا خواهند بود و هرگز از حافظه جمعی مردم حذف نخواهند شد.

کپی