اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹

به مناسبت 8 مهر، روز بزرگداشت مولانا

نگاه مولانا روبه سوی آسمان دارد

نگاه مولانا روبه سوی آسمان دارد
محمود شالویی دبیر شورای هماهنگی پاسداشت زبان فارسی

سخن گفتن درباره جلال‌الدین محمد مولوی را بایستی از دو منظر فردی و فکری مورد بحث و بررسی قرار داد و حق مطلب این است که از هر دو جهت هم کاری بس دشوار است.

از آن روی که وقتی از جنبه شخصی به جلال‌الدین و هیجانات وی نگریسته می‌شود، به یک تجربه عاشقی بدون نسخه مشابه خارجی و در امتداد آن هم به یک تحول درونی و باطنی برخورد می‌کنیم که عالم زاهدی را از زاویه پارسایی و پویایی علوم رسمی به وادی شوریدگی و بازیچگی کودکان کویی در حوالی زندگی خود می‌کشد.
چنین دلبستگی و عشق ورزی، آن هم از یک مرد موجه، معتبر، محترم و سرشناس که در مرز 40 سالگی واقع است و آهسته آهسته بایستی عصای احتیاط بر دست گیرد و برمسند شیخ‌الاسلامی تکیه زند و بنابه نقل گزارشگران و شرح احوال نویسان، در اوج محبوبیت مردمی و عزت و احترام دولتی بسر می‌برد، نسبت به پیرمردی دوره گرد، درویش مسلک، ناشناخته و به ظاهر بی اعتبار که هیچ امتیازی بر وی ندارد، بدون تردید دایره هر تحلیل بیرونی را بشدت محدود می‌کند و عقل هر عاقلی را در گل فرومی‌برد. اگر صدها سال دیگر هم بگذرد و هزاران حدس و گمان و شرح و توضیح و نطق و نظر هم آورده شود به یقین هیچ کدام گره از این پیچیدگی و فروبستگی نمی‌گشاید و هرگز بدان روزنه راه نمی یابد که از سویدای دل دردمند مولانا گزارش درستی را ارائه کند و راز و رمز این شیدایی را آشکار کند. تاریخ بشری نمونه دیگری از این نوع عشقبازی را سراغ ندارد و هیچ مصداق مشخص یا حتی نزدیک به او را برایش پیدا نمی‌کند و او تنها خود می‌داند که چه حالی بر ایشان عارض گشت و به یکباره در کجای کار واقع شد. اما هیچ کس هم انکار نمی‌کند که همین اتفاق، چنان میمون و مبارک آمد که غوغایی جانانه برانگیخت و شعله‌ای برافروخت و از آن مرد آرام بی هیاهوی گوشه‌نشین خراسانی در قلمرو فرمانروای رومی، عارفی الهی، حکیمی صمدانی، اندیشمندی انسانی و نامداری جهانی ساخت و دولتی پاینده بدو بخشید.
از نکات مهمی که در عشق مولانا به شمس وجود دارد و سبب جاودانگی آن هم شده است یکی رویکرد معنوی و معرفتی، به عنوان وسیله‌ای برای نیل به جذبه‌های روحانی و عروج ماورایی و دیگر دوری از هرگونه امیال نفسانی است که مایه شگفتی و وجه شکوفایی او به‌ شمار می‌رود. طبیعی است چنین عشقی که ریشه مادی نداشته باشد و به لذت‌های زودگذر دنیایی نینجامد، هرگز به سیری و سردی هم نمی‌گراید، بلکه روز به روز بر حرارت آن هم می‌افزاید.
از دیگر سو، نکته قابل تأملی هم وجود دارد و آن بررسی اندیشه مولانا است که به یقین مهمتر از ابعاد شخصیتی اوست و تعجب‌آور اینکه همواره به نسبت ویژگی‌های فردی و ماجرای عشق ورزی‌اش، کمتر مورد توجه علاقه‌مندان قرارگرفته و می‌گیرد. در حالی که فروزندگی و برازندگی اندیشه مترقی و متعالی اوست که وی را بر بلندای جغرافیای جهان انسانی نشانده و ماندگار کرده است.  
در همین راستا، همگان حتی آنان که با علم معنا قرابتی ندارند و جز تفسیری ساده از حدود مادی، ساحت دیگری را نمی‌شناسند هم اقرار می‌نمایند که نگاه مولانا رو به سوی آسمان دارد اگرچه خود در زمین ساکن است و احساس او نه تنها دربند محسوسات نمی‌گنجد بلکه از حس دیگری گزارش می‌دهد. در این میان و در انبوه گفته‌های ریز و درشت پیرامون مولوی، از یک نکته که معمولاً هم مورد اشاره نیست نباید غافل شویم و آن اینکه، مولوی با همه احوال و اطوار و در حالی که از همان سنین نوجوانی سرزمین بزرگ خراسان و قلمرو جغرافیایی و فرهنگی و ادبی پارس را ترک کرده و پس از گشت و گذار و اقامت‌های کم و زیاد در بلاد اسلامی و عربی، در نهایت در سرزمین زیر سلطه و سلطنت فرمانروایی روم سکنی گزیده، لیکن به هیچ روی از زبان و خط فارسی دل نبریده و بسان نگاهبانی غیور و غیرتمند از میراث آبا و اجدادی خویش مراقبت نموده و در میان زبان‌های پرزرق و برق و غرورآمیز، همچنان زبان فارسی و مهر مادری، تعلق خراسانی و شناسنامه ایرانی خود را نگاه داشته و هرگز و هرگز تابعیت غیر را نپذیرفته و به تعبیر امروزی‌ها دوتابعیتی و چند تابعیتی نشده است.
در این ایامی که به نام مولوی ثبت و ضبط شده و فرصتی برای گفت‌وگو درباره وی به وجود آمده، بهتر آن است که به مهم‌ترین اثر او یعنی مثنوی معنوی به عنوان برگ زرین حکمت و ادب فارسی که حاصل تلاقی عشق و اندیشه اوست بپردازیم و با حال و حوصله نگاهی عمیق‌تر بدان بیفکنیم. تردیدی نیست که اگر مولوی را از این زاویه بنگریم و در عمق حکایت و تمثیل آن تحقیق و تدبر نماییم ، مولوی دیگری را باز می‌شناسیم که تاکنون او را چنین نمی‌پنداشتیم.

کپی