اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹

از دانستن بچه‌ها نترسیم

از دانستن بچه‌ها نترسیم
نلی محجوب فعال حوزه ادبیات کودک و نوجوان

دوران نوجوانی فرزندان برای برخی از والدین به دغدغه و دردسر تبدیل می‌شود. نوجوانی دورانی‌ گذار از کودکی به بزرگسالی، گاه همراه با سرکشی، ستیزه‌جویی، زیاده‎‌خواهی و مخالفت و... نگرانی والدین را دوچندان می‌‌کند. نوجوانی دوره تجربه و آزمون است و همراه با پوست اندازی. این پوست انداختن درست همان لحظه‌ای است که ممکن است نوجوان در بی‌پناه‌ترین حالت به طعمه بدل شود.

معمولاً این دوره ممکن است با درگیری‌هایی همراه باشد که باعث عدم صمیمیت و فاصله گرفتن اعضای خانواده باشد و نوجوان با نبود الگوی مناسب رفتاری یا تنهایی و عدم همراهی والدین مجبور شود سؤالات و مشکلاتش را با گروه همسالان درمیان بگذارد یا با افراد اشتباه طرح مسأله کند. کمبودهای عاطفی، مشکلات معیشتی خانواده و این روزها محدودیت‌های کرونایی، بلاتکلیفی و نداشتن برنامه منظم، قطعاً بر معضلات نوجوانان افزوده است. گاهی خانواده آنچنان دچار استیصال می‌شوند که نوجوان را رها می‌کنند و گاهی آنچنان عرصه را بر او تنگ می‌کنند و کنترل‌گر می‌شوند که نوجوان برای رهایی و کم کردن فشار چاره‌ای جز گریز ندارد. اما نوجوانی با همه سختی‌ها که گاه برای برخی از والدین کابوسی وحشتناک است و با همه بحران‌های نوجوان قابل کنترل است، اگر پایه و اصل دوستی، الگوسازی، گفت‌و‌گو، مدارا و... در کودکی بنا شده باشد. متأسفانه برخی از والدین از آگاهی دادن و مطالعه فرزندانشان و آشنایی آنها با معضلات و مشکلات اجتماعی و هر آنچه ممکن است آنها را تهدید کند می‌ترسند. می‌ترسند که بچه‌ها کتاب بخوانند و در کتاب با موضوعات اعتیاد، عشق، فرار از منزل و... آشنا شوند. اما قطعاً یکی از راه‌های جلوگیری از آسیب ارائه تصویر ملموس و زنده از آسیب و وضعیت خطرناک پیش رو است. بچه‌هایی که به مطالعه عادت دارند و درباره آن صحبت می‌کنند، می‌توانند تصویرها و تجربیات زیادی از زندگی‌‌های گوناگون کسب کنند، مطالعه نه اینکه عامل صددرصد بازدارنده باشد، اما می‌تواند راهکار و کورسوی امید در شرایط خاص ارائه بدهد. خواندن و دانستن چیزی نیست که از آن بترسیم. ندانستن ترسناک‌تر است و پرخطرتر. متأسفانه در شرایط کنونی دسترسی بچه‌ها به همان زنگ‌های نصفه و نیمه انشا و کتابخوانی و گاه مربیان دلسوز و همراه کم شده، معضل خرید کتاب هم برجای خود باقی است – که البته قبلاً هم اشاره کردیم می‌توانید با خلاقیت و ایجاد گروه‌های محلی و خانوادگی و دوستانه، کتابخانه‌هایی کوچک راه انداخته و به تبادل کتاب بپردازید- هرچند جای برنامه‌های کتابخوانی نوجوان آن هم از نوع خلاق در فضای رسانه‌ای ما بسیار خالی است تا بچه‌ها فرصت گفت‌و‌گو و آشنایی با کتاب‌ها را داشته باشند و این مجالی باشد برای دور شدن از تنهایی، اعتیاد و تخلیه فشارهای روانی و...
بچه‌ها در کتاب‌ها می‌توانند در اوج سختی راه را از طریق شخصیت داستان پیدا کنند حتی در تلخ‌ترین تجربه‌ها مثل کتاب «زیر نور ماه شیشه‌ای» که ماجرای اعتیاد نوجوانان است و نویسنده (ژاکلین وودسون) برای نوشتن آن یک سال در مرکز بازپروری زندگی کرده است؛ یا «کتاب برایم شمع روشن کن» با موضوع دغدغه و تنهایی نوجوان، «زیبا صدایم کن» که از نوجوانی تنها می‌گوید که دردسرهای زیادی را در اوج تنهایی از سر می‌گذراند.
شما به‌عنوان، والد، مربی و... می‌توانید با توجه به مشکلات نوجوانانی که دور و برتان هست به آنها کتاب‌های مناسب هدیه بدهید که آن هم راه دارد؛ با مراجعه به فهرست کتاب‌های مناسبی که قبلاً هم اشاره کردیم مانند شورای کتاب کودک، لاکپشت پرنده، کانون پرورش، رشد و شهید غنی‌پور و کتاب سال جمهوری اسلامی. اما یادمان باشد دانستن ترسناک نیست از اینکه بچه‌ها بدانند و حتی بیشتر از ما بدانند نترسیم. دانستن حق بچه‌هاست.

کپی