اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹

کلمات کلیدی
سال 1348(نیمه دوم)

«قیصر» از سنت تا اعتراض

«قیصر» از سنت تا اعتراض
فرزانه قبادی

دهم دی ماه 1348 بود که فیلم «قیصر» بعد از هفت ماه توقیف، در دوازده سینمای تهران روی پرده رفت. فیلمی که خیلی زود توانست نظر منتقدان و تماشاچیان را به خود جلب کند و افتخاراتی را به‌نام خود ثبت کند

 . قیصر اما فارغ از تمام این افتخارات، به‌عنوان نقطه عطفی در سینمای ایران شناخته می‌شود. فیلمی که بسیاری آن را آغازی بر سینمای اعتراضی در ایران می‌دانند. داستان فیلم درباره انتقامی شخصی است، اما دیالوگ‌ها نشان می‌دهد مسعود کیمیایی کارگردان بیست و هشت ساله قیصر، نگاهی فراتر از یک انتقام شخصی را در فیلم دنبال کرده است: «این نظام روزگاره، یعنی این روزگاره خان‌دایی. نزنی می‌زننت»، «من بچه‌ام آره من خیلی بچه‌ام، واسه اینکه هر کی تو گوشم بزنه می‌زنم تو گوشش، اما تو چی دلت می‌خواد تو گوشت که می‌زنن بگی من پهلوونم، پهلوون هم باس افتاده باشه»
روند داستانی فیلم و یکه تازی نقش اول آن برای اجرای عدالت که گویی حاکی از ناامیدی او از اجرای قانون است، یکی از عوامل توقیف این فیلم بود. کیمیایی سال‌ها بعد در گفت‌و‌گویی در مورد علت توقیف فیلم گفت: «آن‌ها نمی‌گفتند قیصر چه اضافاتی دارد. می‌گفتند چرا کم دارد؟ رقص و آواز ندارد. چرا قاتلش زبان‌درازی می‌کند؟ چرا پاشنه کفشش‌ را ور‌می‌کشد و دنبال متجاوز می‌گردد؟ چرا به دادگستری نمی‌رود؟ چرا اصلاً تا به آخر می‌رود؟... فقط این نبود که قیصر، قاتل خواهر و برادرش را از میان بردارد. او با آن نظم ساختگی در افتاد و این به مذاق خیلی‌ها که حتی مسئول دولتی هم نبودند، اما تابع نظم بودند، خوش نیامد. من محکوم شدم که از مملکت قانون، شهر هرت ساخته‌ام. من ساختم؟ نبود؟»نجف دریابندری همان روزها درباره قیصر و انتقاداتی که منجر به توقیف آن شده بود نوشت: «می‌گویند که چرا قیصر به کلانتری نرفته‌ است تا افسر نگهبان با کمال جدیت به کارش رسیدگی کند؟ سؤال مهملی است. این از قضا سرگذشت آدمی است که به کلانتری نرفته‌ است. آن‌هایی که به کلانتری رفته‌اند، سرگذشت دیگری دارند.» با وجود چنین نگاهی در فیلم، بعضی منتقدان این فیلم را رجعتی به گذشته‌ای غنی و بازگشت به سنت‌ها دانستند، پرویز دوایی آن سال‌ها در ستایش قیصر نوشت: «قیصر قصه مرگ دورانی است که ارزش‌هایش آخرین رشته‌ای بود که جامعه ما را به زندگی خاص و ناب ایرانی می‌پیوست.انتقام قیصر انسانی‌ترین، سالم‌ترین و لذت‌بخش‌ترین عملی است که از مردی چون او می‌توان انتظار داشت.» بعضی منتقدان فیلم در مطبوعات آن روزها تا جایی در ستایش قیصر پیش رفتند که آن را «نخستین فیلم ایرانی» دانستند.
قیصر دومین تجربه فیلمسازی کیمیایی بود. «بیگانه بیا» که یک سال پیش از آن اکران شد، چندان مورد اقبال قرار نگرفت، اما قیصر پختگی لازم را برای بالا بردن نام کیمیایی به‌عنوان کارگردان مؤلف داشت. فیلمی که از جهات بسیاری پیشتاز بود. یکی از مواردی که بعد از فیلم قیصر در سینمای ایران مرسوم شد، توجه به موسیقی متن به‌عنوان بخشی مجزا در سینما بود. موسیقی متن قیصر اثر اسفندیار منفردزاده است.او در قیصر دومین تجربه ساخت موسیقی فیلم را در کارنامه کاری خود ثبت کرد.برای نخستین بار در جشنواره داخلی «سپاس» اثر منفردزاده در قیصر به‌عنوان بهترین موسیقی فیلم انتخاب شد. جشنواره سپاس، رویدادی مستقل بود که علی مرتضوی مدیر مجله «فیلم و هنر» آن را در شش دوره برگزار کرد. منتخبین این جشنواره با نظرسنجی از مخاطبان این مجله انتخاب می‌شدند. دومین دوره جشنواره (سال1349) بود که برگزارکنندگان بخش موسیقی متن فیلم را هم به جشنواره اضافه کردند. در این سال علاوه بر منفرد‌زاده که جایزه بهترین موسیقی فیلم را دریافت کرد، قیصر به‌عنوان بهترین فیلم، مسعود کیمیایی بهترین کارگردان، بهروز وثوقی بهترین بازیگر نقش اول مرد و ایران دفتری به‌عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل زن انتخاب شدند.اسفندیار منفردزاده در مورد ساخت موسیقی ماندگار این فیلم می‌گوید: «موسیقی قیصر ثمره و محصول زندگی دوران کودکی من زیر بازارچه است. قصه آشنای بازارچه، عصاره زندگی دوران کودکی و نوجوانی‌ام... من آن زندگی را دیده بودم. تجربه کرده بودم، با تمام وجودم لحظه به لحظه‌اش را زیسته بودم. صدای ضرب و زنگ زورخانه -که در موسیقی قیصر از آن استفاده کردم- بارها و بارها، مرا جلو زورخانه «علی تک‌تک» زیر بازارچه، سر جا میخکوب کرده بود... تمام حسی را که در طول سال‌های نوجوانی، هنگام شنیدن ضرب زورخانه وجودم را پر کرده بود، در موسیقی قیصر خالی کردم. موفقیت این کار گمانم مدیون همین انرژی متراکم شده بود.» منفردزاده بعد از اقبالی که از فیلم در سینماها شد، تصمیم گرفت به‌صورت مجزا موسیقی فیلم را هم منتشر کند. موسیقی متن قیصر روی صفحه گرام 45 دور با جلدی که عباس کیارستمی آن را طراحی کرده بود منتشر و با اقبال بسیاری روبه‌رو شد.
 
کپی