اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹
فعالان سیاسی در گفت‌و‌گو با «ایران» تأکید کردند

آدرس درست، کاخ سفید است نه پاستور

آدرس درست، کاخ سفید است نه پاستور

گروه سیاسی/ «یک عده‌ای به خاطر منافع غلط گروهی و باندی به مردم آدرس غلط ندهند. آدرس صحیح تمام جنایات و فشار بر مردم عزیز ایران، واشنگتن دی سی و کاخ سفید است.» این بخشی از سخنان دیروز رئیس جمهوری در جلسه ستاد ملی مقابله با کروناست.

 علی ربیعی سخنگوی دولت هم روز گذشته در یادداشتی که در روزنامه ایران منتشر شد اشاره داشت به اینکه «برخی به دلایل سیاسی حتی از به کار بردن کلمه «تحریم» نیز گریزانند؛ فکر می‌کنند سخن گفتن از وجود جنگ اقتصادی، یعنی تأیید دولت. گویی تحریم قرار است اسم رمز یک جناح علیه جناحی دیگر باشد.» به نظر می‌رسد این سخنان ناظر بر مواضع و اظهارنظرها یا حتی برخی اقداماتی باشد که با نادیده گرفتن اقتضائات شرایط کشور، تلاش دارد همه مشکلات را در سبد دولت گذاشته و با بی‌توجهی نسبت به تبعات سنگین تحریم‌ها بر کشور، ماهی جناحی و انتخاباتی خود را صید کنند. این‌گونه است که به نظر می‌رسد چه بسا برخی جریان‌های سیاسی که به تعبیر روحانی رقابت‌های انتخاباتی را ناتمام می‌دانند، از تداوم تحریم‌ها هم استقبال کنند تا آن را مصداق ناکارآمدی دولت مستقر معرفی کنند. این‌گونه است که همین جریان‌ها که در ادعا خود را مخالف سرسخت غرب می‌دانند و در شعار دم از مقاومت می‌زنند، در عرصه عمل اما حاضر به پذیرش هزینه‌های مقاومت نیستند و آن را به دولت حواله می‌دهند. بر همین اساس برخی کارشناسان سیاسی در گفت‌و‌گو با «ایران» هشدار می‌دهند که منافع و مباحث کلان کشور که ارتباط مستقیم با وضعیت زندگی مردم دارد نباید ابزار رقابت‌های سیاسی و جناحی شود. به گفته آنها نادیده گرفتن تحریم‌ها، آدرس‌های غلط دادن با تحلیل‌های غیرواقعی و تنها گذاشتن دولت در میدان جنگ اقتصادی آنجا که منجر به ناامیدی مردم شود دیگر برای خود این رقیبان سیاسی هم فایده‌ای نخواهد داشت.

سوء‌استفاده از تبعات جنگ اقتصادی ممنوع

محمدرضا تابش
فعال سیاسی اصلاح‌طلب
 واقعیت جنگ اقتصادی در شرایط فعلی بر کسی پوشیده نیست. حتی رهبر معظم انقلاب به عنوان عالی‌ترین مرجع سیاسی کشور هم به طور مکرر تأکید فرموده‌اند که ما هم اکنون در شرایط جنگ اقتصادی با دشمن قرار داریم. در هر جنگی از جمله جنگ اقتصادی واقعیت‌هایی وجود دارد که انکارناپذیر هستند؛ اول اینکه جنگ توسط دشمن خارجی علیه کلیت یک کشور و ملت اعمال می‌شود و تفکیکی در آن وجود ندارد. دوم اینکه مهم‌ترین اصل برای رسیدن به پیروزی در جنگ عدم گرفتار شدن در اختلافات و دعواهای جبهه داخلی است. سوم هم اینکه هیچ جنگی نیست که بدون تبعات، خسارت و صدمه انجام بپذیرد و آثار منفی از خود بر جای نگذارد. نادیده گرفتن هر کدام از واقعیت‌های مسلم و تجربه شده جنگ و از جمله جنگ اقتصادی و مشخصه بارز آن یعنی تحریم‌ها تنها به یک چیز منجر می‌شود و آن هم افزایش حجم خسارات و تلفات است. با این توصیف کشاندن دامنه منازعات سیاسی داخلی به جبهه جنگ، چه از نوع جنگ نظامی باشد و چه جنگ اقتصادی یکی از غیرمدبرانه‌ترین و خسارت‌بارترین کارهایی است که می‌تواند صورت بگیرد. اختلاف در جبهه خودی تنها و تنها به معنای کاهش توان در مقابله با دشمن است که می‌تواند در مواقعی منجر به شکست گردد. چنین رفتارهایی بیش از هر چیز به دلیل تبعات آن از منظر انسانی، ملی و شرعی غیرقابل قبول است. چرا که تضعیف جبهه خودی فقط هزینه‌ها را افزایش می‌دهد و همان طور که گفته شد، توان دفاع و مقاومت را پایین می‌آورد.
اما حتی اگر بپذیریم برای برخی، اهمیت ابعاد منفی ملی، شرعی و انسانی این دست رفتارها روشن و مهم نباشد، اما حداقل ابعاد سیاسی آن باید محل تأمل باشد. گروه‌هایی که می‌پندارند مزاحمت‌ها و خسارت‌های منفی جنگ اقتصادی می‌تواند برگ برنده‌ای برای آنها در رقابت‌های داخلی جهت به زیر کشیدن رقیب و اینجا مشخصاً دولت مستقر است، از منظر سیاسی نیمه مهم‌تر ماجرا را نمی‌بینند. آن مسأله این است که با به زیر کشیده شدن رقیب، خود آنها وارد قدرت می‌شوند و از آنجاست که باید نشان دهند با جنگ اقتصادی چه می‌توانند بکنند و به قول معروف در این میدان «چند مرده حلاج هستند؟»این همان جایی است که سوء استفاده سیاسی از تبعات جنگ اقتصادی حتی در صورت موفقیت‌آمیز بودن در قدم اول برای این دست گروه‌ها، در قدم‌های بعدی برای خودشان تبدیل به چالش و سختی‌های فراوانی می‌شود.
امروز باید بپذیریم که هم از منظر منطق سیاسی و هم از دیدگاه انسانی و ملی، بهانه قرار دادن موضوعی مانند تحریم‌ها و فشارهای خارجی که کلیت کشور و ملت را هدف قرار داده، در رقابت‌های داخلی نه اخلاقی است و نه عقلانی.

آدرس درست؛ کاخ سفید یا پاستور

محمد مهاجری
فعال رسانه‌ای
می شود هر روز یک دور تسبیح به دولت انتقاد کرد؛ می‌شود از صبح تا شب به دولت بدوبیراه گفت. می‌شود همواره مثل آدم‌های غرغرو به جان دولت افتاد و دائماً نق زد. می‌شود با ناسزاگویی به این وزیر و آن مدیر، این مدیرکل و آن استاندار عقده‌گشایی کرد. می‌شود در فضای مجازی یک لشکر آدم واقعی و دروغین راه انداخت که به فلان رفتار دولت حمله کنند. می‌شود کمپین راه انداخت که آهای ایهاالناس علیه فلانی بسیج شوید و با سر به زمینش بکوبید. برای این کارها زحمت زیادی لازم نیست. تنها هنری که می‌خواهد، بستن چشم است. هرچه عصبانی‌تر مؤثرتر؛ هرچه الفاظ تند‌تر برنده‌تر. هرچه بی‌ادبانه‌تر، پر لایک‌تر...
خب. آخر شب که از این همه مجاهدت! فارغ می‌شویم، چه چیزی به سفره مردم رفته؟ پراید ارزان شده یا دلار یا سکه یا نخود و لوبیا و شیر و پفک؟ آخر شب که در خانه دور هم نشسته‌ایم کدام‌یک از جنگاوری‌های طول روز برای زن و بچه‌مان، یک لقمه محبت است؟
کلاه‌مان را قاضی کنیم. خداوکیلی چنددرصد از انتقادهایی را که می‌کنیم از روی بغض و غیظ نیست؟ چه مقدارش برای زمین زدن دولت و انتقام از رأی بیست و چندمیلیونی انتخابات 92و96 نیست؟ چه میزانش برای خنک شدن دل‌مان نیست؟
در این وانفسای تحریم اقتصادی که سردسته‌اش یک چاقوکش سیاسی به نام ترامپ است، چقدر از ناسزاهایی را که باید به رئیس جمهور امریکا بدهیم، راه را نزدیک‌تر می‌کنیم و به آدرس پاستور پست می‌کنیم؟ نانی که در تنور کاسبی تحریم پخته می‌شود چقدر خوشمزه است؟ به این فکر کرده‌ایم که اگر به جای حسن روحانی، یک چهره اصولگرا بر صندلی ریاست جمهوری نشسته بود و در برابر این همه فشار اقتصادی قرار می‌گرفتیم رفتارمان چه تفاوتی داشت؟ مگر ما اصولگراها در برابر مذاکرات هسته‌ای دولت سابق و دود شدن صدها میلیارد دلار پول مملکت، موضع حمایتی نگرفتیم؟ امریکای آن روز با امریکای امروز چه فرقی کرده که دیروز مرگ بر امریکا را توی بوق می‌کردیم و امروز حتی حاضر نیستیم مقصر اصلی تحریم‌ها را محکوم کنیم؟ این کار چه فرقی دارد با رفتار کسانی که در دوران دفاع مقدس، جهاد رزمندگان در برابر صدام عفلقی را اشتباه می‌دانستند و عملاً سلاح دشمن را تیز می‌کردند؟ نق زدن و نقدهای توخالی و هتاکی به این و آن، خربزه است. باید فکر نان کرد. اگر همین دولت با همین ویژگی‌هایش را کمک نکنیم، در دولت بعدی هم آش همین است و کاسه همین. اگر گمان بریم که با تضعیف قوه مجریه، کباب دولت بعد را باد می‌زنیم، به خطا رفته‌ایم.
انتخابات اسفند98 نشان داد وقتی بی‌خیال مردم می‌شویم، چطور واکنش نشان می‌دهند. اگر هنوز مفهوم آن مشارکت حداقلی را نفهمیده‌ایم، خب راه باز است و جاده دراز. باز هم لجبازی کنیم و باز هم دهن‌کجی خلایق را ببینیم.
پایان این راه هم معلوم است: هرکه گریزد زخراجات شهر/بارکش غول بیابان شود.

همه راه‌ها به قوه مجریه ختم نمی‌شود

محمد هاشمی
فعال سیاسی
کسی منکر این نیست که بخشی از مشکلات موجود در کشور را باید به عملکرد و مدیریت دولت هم نسبت داد اما نمی‌توان از تأثیر چشمگیر تحریم‌ها نگفت و آن را نادیده گرفت.
از منظری دیگر، مشکلات نه محصول امروز و دیروز بلکه ساختاری و نتیجه سال‌ها مدیریت مدیران و دولت‌ها و مجالس مختلف است. گذشته از آن، در بروز وضع موجود نیز مسئولیت‌ها تنها متوجه قوه مجریه نیست بلکه باید به مسئولیت قوا و نهادهای دیگر هم توجه کرد. به عبارت دیگر، هرکس که در این کشور نقش مدیریتی دارد، اعم از اینکه این نقش سیاسی و اجرایی باشد یا نظارتی، باید در ایفای مسئولیت خود نیز کوشا باشد. بنابراین درست نیست همه مسئولیت‌ها در کشور به عهده یک قوه و آن هم شخص رئیس جمهوری باشد یا به تعبیر رئیس جمهوری آدرس غلط داده شود. همه مسئول هستیم و همه باید مطابق مسئولیت خود، مسئولیت‌پذیر هم باشیم. زیرا ما در نظام اسلامی مدعی پیروی از حضرت امیر(ع) هستیم که می‌فرمایند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» به این معنی که هرکس به تناسب اختیارات خود باید مسئولیت هم بپذیرد و نمی‌توان به گونه‌ای رفتار کرد که همه مسئولیت‌ها متوجه قوه مجریه و در قوه مجریه هم تنها متوجه شخص رئیس جمهوری باشد. بلکه مجلس، قوه قضائیه و نهادهای حاکمیتی هم در این میان مسئولیت دارند.
از سوی دیگر وقتی واقع‌بینانه به مسائل نگاه کنیم، می‌بینیم که تحریم‌ها تأثیر چشمگیری در بروز وضعیت فعلی داشته است. وقتی فروش نفت کشور از دو میلیون بشکه در روز به کمتر یک میلیون رسیده است و تازه درآمد حاصله نیز به کشور بر‌نمی‌گردد، چه توقعی می‌توان داشت؟ این درحالی است که به رغم تحریم‌ها، به هزینه‌های دولت اضافه شده، از درآمدهای آن کاسته شده و در عین حال توقعات از دولت هم کم نشده است. در کنار اینها، وقتی به سیاست‌های به‌جا مانده از گذشته نگاه می‌کنیم، مانند یارانه ماهانه که همچنان در این وضعیت تداوم دارد، می‌بینیم که حاصل جمع این توقعات و هزینه‌ها به علاوه درآمد کاهش یافته، دولت را با گرفتاری‌هایی افزون یافته روبه‌رو کرده است.
منظور از اشاره به این واقعیت‌ها این است که نباید مشکلات کشور را به یکدیگر یا تنها  به یک نهاد خاص حواله داد. مهم‌تر اینکه نباید از تحریم‌ها یا دیگر سختی‌های موجود در کشور، بهره‌برداری سیاسی کرد. بلکه انتظار می‌رود همه دلسوزان ایران و نظام، پشت یکدیگر قرار گرفته، انسجام ملی خود را حفظ کرده و افزایش داده و همه تلاش کنیم تا به سهم خودمان در جهت رفع مشکلات بکوشیم.
اینکه برخی در بیان مشکلات، به مسأله فشار امریکا و تأثیرات تحریم‌ها اشاره نمی‌کنند، چیزی جز بهره‌برداری سیاسی از این واقعیت نیست. آنان مترصد هستند با این بهره‌برداری جناحی انتخابات پیش‌رو را تحت تأثیر قرار بدهند تا بدون حضور رقیب به پیروزی دست یابند. این درحالی است که مشارکت بسیار پایین در انتخابات مرحله دوم انتخابات مجلس، باید زنگ خطری را برای همه طرف‌ها به صدا درآورده باشد. بنابراین ما باید کاری کنیم که جمهوریت و مشروعیت نظام لطمه نخورد. به عبارت دیگر، نباید با مقصر دانستن این و آن، عملاً دشمنی امریکا و تأثیر آن بر کشور را فراموش کنیم.

باید پشت این دولت بایستیم

ناصر ایمانی
فعال سیاسی اصولگرا
بسیاری از اقتصاددانان بارها در اظهارنظرهای خود گفته‌اند که تنها بخشی از مشکلات کشور مربوط به تحریم‌هاست اما همین یک بخش هم کاری با کشور کرده که لازم است اقدامی برای روشن کردن افکار عمومی صورت بگیرد. اینکه ایالات متحده امریکا و کشورهای اروپایی چه رفتاری با ایرانی که دو سال وقت خود را صرف مذاکره کرده، داشته‌اند و توانستند از تعهدات خود طفره بروند، موضوعی است که باید به مردم توضیح داده شود تا در حافظه تاریخی ملت باقی بماند.
نگارنده با صحبت‌های دیروز رئیس جمهوری و توصیه ایشان مبنی بر اینکه لعن و نفرین خود را به آدرس درست بفرستید، موافقم و پیشنهاد می‌کنم که صاحب‌نظران بیایند و به ملت بگویند که از جانب همین غربی‌ها چه‌ها که بر ملت نیامده است. همان‌طور که 28 مرداد 32 از حافظه مردم ما پاک نمی‌شود، رفتار کشورهای غربی بخصوص بلایی که در مورد مسائل انسان‌دوستانه بر سر ما آورده‌اند هم نباید به فراموشی سپرده شود. اما اگر بخواهیم دلیل همه مشکلات را فقط تحریم‌های غربی بدانیم، اشتباه است. تحریم‌های غربی تأثیرات قابل ملاحظه‌ای گذاشته اما بخشی از این مشکلات هم مربوط به سیاست‌های دولت است. وقتی رشد نقدینگی 400 درصد افزایش می‌یابد نباید آن را به تحریم‌ها مربوط کنیم.
با وجود این، اگر مقصر مشکلات کشور را صرفاً دولت بدانیم-کما اینکه بسیاری بر همین عقیده هستند- و با نادیده گرفتن تحریم‌ها، همواره علیه مسئولان اجرایی موضع بگیریم راه اشتباهی را انتخاب کرده‌ایم. ما باید پشت این دولت بایستیم و همچون دوران جنگ تحمیلی به وحدت در برابر مشکلات برسیم. بهترین راه برای دستیابی به این هدف دنباله روی از خط مشی رهبری است. سیاست‌های ایشان کاملاً مشخص است و به‌طور تمام و کمال از دولت حمایت می‌کنند و مصر هم هستند که این دولت تا روز آخر به کار خود ادامه دهد. ایشان قوای دیگر را هم مؤکداً به حمایت از دولت و وحدت فراخواندند. پیام رهبری در زمان آغاز به‌کار مجلس یازدهم و یا تشکیل شورای سران سه قوه راهی برای اقدامات با قدرت دولت است. اینها نشان می‌دهد که رهبری معظم بسیار به وحدت بین قوای کشور و مسئولان تأکید دارند. البته این امر به معنی عدم انتقاد به دولت نیست بلکه هدف تقویت دستگاه اجرایی کشور است. کسانی که دلسوز انقلاب هستند و داعیه گوش به فرمان بودن به منویات رهبری را دارند باید توجه کنند که خواسته ایشان فعالیت دولت تا روز آخر و با قدرت است. این هدف حاصل نمی‌شود جز اینکه از دولت حمایت کرده و حتی اگر از برخی سیاست‌های آن ناراضی هستیم برای حل مشکلات مردم و عبور از وضعیت فعلی کشور از آن حمایت کنیم.


 

کپی