اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹

سال 1348(نیمه اول)/ درگذشت جلال آل احمد

مرگ نویسنده

مرگ نویسنده

عصر هجدهم شهریور 1348 بود که سیمین، شمد [روانداز ] سفید را در آن اتاقک کوچک روی صورت جلال کشید تا قصه نویسنده به پایان برسد.

  فردا روزنامه‌ها نوشتند: «مرگ نویسنده معروف معاصر ایران بر اثر سکته قلبی در خانه شخصی وی در خلیف آباد اسالم»؛ جلال را به تهران منتقل کردند و در شبستان مسجد فیروزآبادی شهرری به خاک سپردند. سیمین بعدها علت مرگ همسرش را آمبولی ریه عنوان کرد و شمس آل‌احمد مدعی شد که برادرش به دست ساواک به قتل رسیده است. اما این فرضیه همیشه از سوی همسر جلال رد شد. سیمین در مصاحبه‌ای گفته است: «چگونه جلال را ساواک کشت که ما نفهمیدیم؟ ‌باید خیلی مهارت به خرج داده باشد. آیا ما آنقدر خنگ و خرفت و بی‌عرضه بودیم؟ مهین توکلی و من و خدمتکارمان نظام نگهبان خانه‌‌‌ها، با جلال در اسالم بودیم. مواظب خورد و خوراک و دیدارکنندگان جلال هم بودیم. چرا که چند بار جلال به مرگ تهدید شده بود. در تجریش در خانه‌‌مان که بودیم زنگ در را که می‌‌زدند من نمی‌‌‌گذاشتم جلال دم در برود. می‌ترسیدم تیر خلاص را بزنند. خودم در را باز می‌کردم و اگر خودم نبودم به خدمتکارمان می‌‌سپردم که خودش دم در برود. بیشتر تصور می‌کنم جلال را دق‌ کش کرده باشند تا کشته باشند.» با وجود این هنوز راز مرگ این نویسنده تأثیرگذار ادبیات ایران سر به مهر باقی مانده است.
جلال سال‌ها بود که به تعبیر خود «سیاست را بوسیده و کنار گذاشته بود» همان روزهایی که شهر بوی کودتا می‌داد و نویسندگان و اهالی اندیشه هر بار به بهانه‌ای احضار یا بازداشت می‌شدند. پاییز 1332 هم جلال بازداشت شد. فعالیت‌های سیاسی در حزب توده و حزب زحمتکشان و همچنین ترجمه‌های جنجالی او که پایش را تا مرز تکفیر هم کشانده و باعث شده بود تا علاوه بر حوزه ادبیات، تبدیل به چهره‌ای شناخته شده در عرصه سیاست شود.
نام جلال آل احمد در دهه چهل و با انتشار کتاب «غربزدگی» باز به سر زبان‌ها افتاد و در فاصله کوتاهی «در خدمت و خیانت روشنفکران» از او منتشر شد، کتابی که به‌گفته خود او: «طرح اولیه آن در دی ماه ۱۳۴۲ ریخته شد. به انگیزه خونی که در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از مردم تهران ریخته شد و روشنفکران در مقابلش دست‌های خود را به بی‌اعتنایی شستند.»
کپی