اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
سیدمحمد غرضی، وزیر نفت دوران جنگ تحمیلی در گفت‌و‌گو با «ایران» از مقاومت زیبای نفتی‌ها می‌گوید

پالایشگاه‌ها یک دژ محکم بودند

پالایشگاه‌ها یک دژ محکم بودند
عطیه لباف خبرنگار

سال 1359 درست در چنین روزهایی طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم شروع شد. عراق به ایران حمله کرد و شیپور 8 سال جنگ تحمیلی دمیده شد. اما این 8 سال اصلاً با معادلات بعثی‌ها جور نبود.

  صدام حسین گفته بود که 3 ساعته خرمشهر و 3 روزه خوزستان را تصرف می‌کند. اما جنگ 8 سال طول کشید و در نهایت هم نقشه‌هایی که برای خوزستان، قلب تپنده ایران داشتند، به گنج نرسید. گنجی که به طلای سیاه معروف است و صدام حسین، رئیس‌جمهوری وقت عراق، برای آن برنامه ریخته بود. البته علل متفاوتی درباره حمله عراق به ایران ذکر می‌شود؛ از جمله سقوط جمهوری اسلامی، رهبری جهان عرب در منطقه در چارچوب جاه‌طلبی صدام و دسترسی عراق به شمال خلیج فارس. اما سیدمحمد غرضی، سیاستمدار ایرانی که در دوران جنگ استاندار خوزستان، وزیر نفت (سال 1360 تا 1364) و پس از آن وزیر پست و تلگراف بود، اهمیت تجزیه خوزستان را برجسته می‌داند و می‌گوید:«شاپور بختیار برای گرفتن خوزستان در عراق مانده بود و می‌خواستند با گرفتن خوزستان یک کشور نفتی قوی تأسیس کنند.» او در گفت‌و‌گو با روزنامه «ایران» از روزهای جنگ، بمباران پالایشگاه‌ها و تأسیسات نفتی و نحوه برخورد مردم با مشکلات می‌گوید و مردم را پیروز این نبرد می‌داند.

 

---
 
 
شروع جنگ تحمیلی را چگونه به خاطر می‌آورید؟
استاندار خوزستان بودم که جنگ شروع شد. روزهای سخت و گرفتاری‌های زیادی بود. غربی‌ها بخصوص امریکایی‌ها قصدشان این بود که خوزستان را از ایران جدا کنند و جنگ برای ایجاد یک کویت دیگر بود. می‌خواستند خوزستان را از ایران جدا کنند و انقلاب را هم به عهده ایران بگذارند تا شکست بخورد. لذا ابتدا نقشه کودتای نوژه را کشیدند و پس از آن هم جنگ شروع شد. از نزدیک شاهد بودم که مردم خورستان چه فداکاری‌ها و ایستادگی‌هایی کردند.
یک روز پسر فرمانده یک لشکر عراق کشته شده بود و اعلام کرد با 70 تانک به اهواز حمله می‌کنیم. ما صبح زود ساعت 7 در رادیو اعلام کردیم که‌ ای مردم هرکه می‌خواهد بیاید و مقابل دشمن بایستد. حدود 200 هزار نفر با دوچرخه، موتور، کامیون و تریلی همه آمدند و مقابل عراقی‌ها ایستادند. عراقی‌ها مجبور شدند که 70 کیلومتر عقب نشینی کنند و به نزدیکی مرز بروند.
بعدها از زبان دو افسر عراقی اسیر شده شنیدیم که به خاطر همین ایستادگی مردم، عقب رفته بودند. آن دو اسیر می‌گفتند که خبر رسیده بود اهواز خالی است اما دیدیم که یک لشکر بی‌انتها جلوی ما سبز شده است و نمی‌توانیم مقاومت کنیم و به همین خاطر تصمیم به عقب نشینی گرفتیم. سال‌های جنگ پر بود از خاطراتی این چنین و معتقدم که خاطرات آن سال‌ها باید به خون نوشته شود. به اعتبار و ایمان باید نوشته شود. ملت ایران در مقابل همه دنیا ایستاد و 243 هزار شهید داد.
4 سال جنگ شما وزیر نفت بودید. یکی از بخش‌هایی که عراق مدام به آنها حمله می‌کرد، تأسیسات نفتی بود. چگونه این تأسیسات را سرپا نگه می‌داشتید؟
روزهای سختی بود. بارها به پالایشگاه‌ها و تأسیسات نفتی کشور حمله شد. پالایشگاه آبادان بی‌وقفه مورد حمله قرار می‌گرفت. اما در آن 4 سال حتی یک روز تولید نفت و صادرات آن متوقف نشد و یک روز نبود که پالایشگاه‌ها تعطیل شود.
حتی 4 سالی که در این صنعت مسئولیت داشتم، درآمد کشور خیلی خوب بود. مجلس 18 میلیارد دلار در بودجه در نظر گرفته بود و ما 23 میلیارد دلار به دست آورده بودیم.
علت اصلی آن تخصص شخصیت‌های نفتی بود. انسان‌های کاملی که متخصص بودند و با اعتماد کشور به آنها از جان شان مایه گذاشتند. تخصص مردم ایران در نفت از همه چیز با ارزش‌تر بود.
به‌خاطر می‌آورم که پالایشگاه اصفهان 200 هزار بشکه در روز تصفیه می‌کرد و متخصصان و کارگران و مهندسان دست به دست هم دادند و این 200 هزار بشکه را به 350 هزار بشکه در روز ارتقا دادند. به‌همین دلیل هم توانستم گازوئیل و بنزین را آزاد کنم.
آن زمان در نتیجه حملات، چاه‌های نفت آتش می‌گرفت و مهار آتش در تخصص امریکایی‌ها بود. اما به یاد می‌آورم که 8 کارگر و متخصص توانستند 5 چاه نفت را ببندند.
یک روز پالایشگاه‌ها تعطیل نشد. پالایشگاه کرمانشاه از نفت شهر تغذیه می‌شد. نفت شهر را عراق گرفته بود و نفت به پالایشگاه نمی‌رسید و یک پیمانکار را صدا کردم و گفتم از خط لوله نفت در خرم آباد یک خط به کرمانشاه بکشید و آنها هم 6 ماه ایستادند و کار را انجام دادند، روزی که کار تمام شد به من گفت که سه تا از مهندسان و همکارانم را از دست داده‌ام اما کار انجام شد.
مواردی از این دست زیاد بود. ایستادگی ملت ایران جریان خیلی زیبایی است و شاید اگر تمامی داستان نویسان دنیا بخواهند موضوعی پیدا کنند که مملو از فداکاری‌ها باشد، داستان استقامت 8 ساله ایران یکی از برجسته ترین‌ها و خواندنی‌ترین‌های آن باشد.
یعنی ایستادگی مردم را عامل سرپا ماندن صنعت نفت، اقتصاد جنگ و در نهایت ایران می‌دانید؟
بله. به‌عنوان یک تجربه می‌خواهم بگویم که ما هر وقت گرفتاری داشتیم و به مردم رجوع کردیم شاهد بروز تخصص‌ها و فداکاری‌ها بودیم و از آن مهمتر کسانی که فداکاری می‌کنند بعداً طلبکار نیستند.
دراین چند وزارتخانه‌ای که من بودم، از نزدیک دیدم هر وقت تخصص، مدیریت و سرمایه‌ای لازم بود، جامعه کمک کرده و تخصص‌ها پای کار آمده‌اند. در همان سال 1360 وزیر نفت شدم، تنها 100 هزار مشترک گاز در شیراز، تهران و مشهد بود و باید که طراح فرانسوی و متخصص ایتالیایی می‌آمد تا بتوانیم گازرسانی کنیم. اما آنقدر این تخصص در داخل ایران فراوان بود و ما توانستیم به آنها اعتماد کنیم که امروز در نتیجه کار این متخصصان داخلی بیش از 93 درصد مردم کشور به شبکه سراسری گاز متصل شده‌اند. آن زمان تهران هیچ نداشت.
در همه زمینه‌ها این کلام پیامبر گرامی(ص) ساری و جاری است که وقتی از ایشان پرسیدند که چرا به سلمان فارسی علاقه مندید، پاسخ دادند سلمان از ملتی است که اگر علم در ثریا باشد می‌رود و می‌آورد. من این را واقعاً در کشور دیده‌ام.
به افزایش ظرفیت تولید پالایشگاه اصفهان اشاره کردید. تولید پالایشگاه‌های دیگر چگونه بود؟
آن زمان تهران، اصفهان، شیراز و تبریز پالایشگاه داشت و همگی چند برابر ظرفیت خودشان تولید می‌کردند و این اتفاق با همه دشواری‌ها بواسطه توان نیروها و استعدادهای ایرانی انجام می‌شد. متخصص‌هایی که در دوره تصدی بنده حتی نمی‌آمدند به ما بگویند مشکل داریم و نمی‌توانیم فلان کار را انجام دهیم.
کمپرسور گازی داشتیم که باید فشار نفت را در لوله‌ها تقویت می‌کرد. این کمپرسور را از سوئیسی‌ها خریده بودیم وآن را فرستاده بودند و ما نصب کرده بودیم. اما آنها مسئولیت ضمانت داشتند و باید به ایران می‌آمدند و آن را ضمانت می‌کردند. نیامدند و گفتند ایران جنگ است و خودتان آزمایش‌های لازم را انجام دهید. ما هم همین کار را با تکیه بر دانش ایرانی‌ها انجام دادیم و الان 40 سال است که این کمپرسور گاز در مناطق نفت خیز خوزستان کار می‌کند و فعالیتش نشان می‌دهد که ایرانی‌ها چگونه از شرایط سخت آن سال‌های دفاع مقدس عبور کردند.
 
چطور ایرانی‌ها توانستند کارهایی را که تا به حال انجام نداده بودند، خودشان پیش ببرند؟ چرا پیش از این از دانش متخصصان ایرانی استفاده نشده بود؟
وقتی پشتیبان پیدا کنید، فداکاری‌ها و تخصص‌ها ظاهر می‌شود. عین مسأله ارتش است. حکومت شاه از آنها دفاع نکرد اما مردم از آنها حمایت کردند و آنها هم جرأت به خرج دادند و پا در میدان گذاشتند. 
به تعبیری، وقتی تخصص هست اما حمایت نیست، بروز تخصص متوقف می‌شود. اما وقتی تخصص هست و حمایت هست، این تخصص ظهور پیدا می‌کند.
البته این تعمیرات مداوم در دوران جنگ و زمانی که می‌برد، بستگی به سطح خرابی داشت. برخی‌ها همان موقع انجام می‌شد و برخی هم طول می‌کشید. اگر قطعات نیاز داشت، می‌رفتند و قطعات را قاچاقی می‌آوردند و بعد خودشان کار را در دست می‌گرفتند.
کشور ما وسیع است و منابع نفتی خیلی زیاد است. برکت الهی آنقدر زیاد بود که در زمان وزارت نفت، با همان بنزین 3 تومان و گازوئیل 2 ریال بودجه تأمین می‌شد و به اکثر تشکیلات هم کمک می‌کردیم. پول اضافه می‌ماند و مجوز‌ها را می‌گرفتیم و کمک می‌کردیم.
مهندس موسوی روزی اعلام کردند که ارومیه 500 بار حمله هوایی شده هر که می‌تواند کمک کند. من همان موقع تلفن زدم و یک میلیارد و 250 میلیون تومان پول دادیم. 
مهندس موسوی سال‌های بعد گفتند که آن پول خیلی برکت داشت و برای بازسازی و نوسازی به مردمی که خانه هایشان خراب شده بود، کمک کردیم.
پس‌از آن هم هرجا رفتم برکت‌ها فراوان بود. لذا من نگران کشور نیستم. به اندازه کافی متخصص، ایثارگر و سرمایه هست. کشور ما خیلی ثروتمند است. حتی از اسکاندیناوی ثروتمندتر است.
گفته می‌شود که در بین پالایشگاه‌ها، پالایشگاه آبادان بی‌وقفه مورد حمله قرار می‌گرفت. چرا؟
این پالایشگاه نزدیک به مرز بود و شاید به همین خاطر بیشتر مورد حملات قرار می‌گرفت؛ اما علت اینکه آبادان مثل خرمشهر سقوط نکرد، وجود همین پالایشگاه بود. 
از نظر فیزیکی، پالایشگاه قوی و مانند سنگر بود و هم آدم‌هایش خیلی خوب بودند و تا وقتی جنگ بود از آبادان تکان نخوردند. 
در این سال‌ها که پالایشگاه آبادان مدام بمباران می‌شد، یک نفر تقاضای مرخصی نکرد و تعدادی از این کارگران عزیز پالایشگاه شهید شدند اما یکی نیامد مرخصی بگیرد و این داستان خیلی زیبابی است.
از جان گذشتگی برای مردم و وطن حرف اول را می‌زد. باور بفرمایید که وقتی هم استاندار خوزستان بودم و جنگ شد، یک نفر از این مدیران استان نیامد بگوید که کار دارم و مرخصی می‌خواهم. در تمام مناطق نفت خیز جنگ بود و شهید می‌دادند. شرکت لوله‌سازی اهواز یک روز 22 شهید داد اما کار تعطیل نشد.
دائم تلمبه خانه‌ها توسط صدام بمباران می‌شد. بازهم می‌ایستادند و نفت را به داخل و خارج می‌رساندند. حاضر بودند که شهید شوند اما سوخت به مردم برسد. یک نفر نیامد که بگوید از خانواده من شهید شدند و کمک می‌خواهم.
اشاره کردید که صدام به‌دنبال جداسازی خوزستان بود. این مستند است؟
بله. این در اسناد عراقی‌ها بود. بعدها که صدام سقوط کرد، اسنادی به دست کشور رسید که نشان می‌داد، بختیار موقع کودتای نوژه در بغداد بوده و می‌خواست که خوزستان کودتا شود و به آنجا بیاید و خوزستان را مستقل کند. می‌خواستند که کشور نفتی قوی برای خودشان درست کنند.
چه چیزی جلوی این برنامه را گرفت؟
همدلی ملت و دولت. آن زمان اصلاً دولت جزئی از مردم بود و سیاستمدار از ملت فاصله نداشت. فراموش نکنیم که همیشه ملت‌ها، دولت‌ها را تشکیل می‌دهند و اگر امتیاز طلب شوند از بین می‌روند. صدام کجاست؟ امریکایی‌ها کجا هستند؟
اما ملت‌ها می‌مانند. سر حق خیلی سنگین است و نگاهش به زمین است. دولتی که وظایف خود را انجام می‌دهد؛ آن وقت نعمت‌های الهی نصیبش می‌شود.
ملت ایران هم ایثارگر است. ایران متکی به یک ملتی است که 243 هزار نفر شهید می‌شوند و آب از آب تکان نمی‌خورد و کشور می‌ماند و رشد می‌کند.
بعد از گذشت بیش از 3 دهه از انقلاب و جنگ، فکر می‌کنید به آنچه مردم انقلابی آن روزها می‌خواستند، رسیدیم؟
اجازه دهید یک مثال دقیق بزنم. 22 بهمن سال گذشته در میدان آزادی بودم. خبرنگاران دور من را گرفتند و به نوعی همین سؤال را کردند. گفتند که انقلاب به اهداف خود رسیده است؟ من پاسخ دادم که از اهدافش عبور کرده است. 
برای این حرف مصداق دارم. در سال 57 کشور حدود 36 میلیون نفر جمعیت داشت و 6 میلیون نفر از امام(ره) استقبال کردند؛ 2 میلیون از تهران و 4 میلیون از استان ها. یعنی یک ششم جمعیت به استقبال امام آمدند.
10 سال بعد امام خمینی به رحمت خدا رفت و 9 میلیون نفر امام را مشایعت کردند و 45 میلیون نفر جمعیت کشور بود که به این ترتیب یک پنجم جمعیت امام را مشایعت کردند.
40 سال بعد دونالد ترامپ، سردار قاسم سلیمانی را شهید کرد و 25 میلیون نفر ایشان را مشایعت کردند که با جمعیت 80 میلیون نفری می‌شود حدود یک سوم جمعیت ایران.
به شما قول می‌دهم که اگر به انقلاب آسیب برسد، یک دوم جمعیت فداکاری می‌کند. انقلاب سر جای خودش هست و سوءاستفاده کنندگان به جهنم واصل می‌شوند.
البته در اینجا ذکر کنم که انقلابی بودن به اسم نیست. به رفتار است و همان موقع هم عده‌ای برای انقلاب نقشه می‌کشیدند که به جای پیروزی انقلاب، خودشان پیروز شوند. اما انقلاب سر جای خودش است و سوء استفاده کنندگان از بین می‌روند. اعتبار به گفتار نیست؛ به کردار است.  خیلی‌ها در زمان جنگ حتی حاضر بودند که خودشان را روی مین بیندازند و بعد هم صاحب منصب شدند. اما الان کجا هستند؟ در امریکا و کانادا.
فکر می‌کنید که اگر دوباره جنگ شود، مردم مانند آن روزها از کشور جانانه دفاع می‌کنند؟
الان هم مردم پای کار هستند. این همه فشار وارد می‌شود و عکس‌العمل نشان نمی‌دهند. آن زمان به لحاظ اقتصادی امکاناتی بود که بین همه تقسیم می‌شد و راضی بودند. اما وقتی یک نفر خانه 700 میلیارد تومانی دارد و دیگری حتی یک اتاق 30 متری هم ندارد؛ شرایط سخت می‌شود. نباید از جیب فقرا درآورد و به جیب اغنیا ریخت. آن موقع مردم عدالت اجتماعی را بین خودشان و ستاد کشور می‌دیدند.
در پایان، وجه تمایز ملت ایران و کشورهای دیگر درگیر جنگ را چه می‌دانید؟
ملت ما خیلی قوی هستند. فکر می‌کنید علت اینکه دولت اوباما در امریکا رأی آورد چه بود؟ این بود که قول داد امریکا را از جنگ خارج کند و گفت جنگ را ادامه نمی‌دهم.  مردم امریکا 4 هزار کشته داده بودند و برای رهایی از این وضعیت دولت خود را عوض کردند. اما در مقابل می‌بینیم ملتی دولتش را عوض می‌کند و 243 هزار شهید می‌دهد و حکومتش تکان نمی‌خورد. ملت ایران در مقایسه با تمام دنیا بی‌نظیر است.
می گفتند که در «فاو» به اندازه تمامی جنگ جهانی اول و دوم گلوله ریخته شد؛ اما تکان نخورد. صدام 10 هزار تانک خریده بود و دائم روی سر ما گلوله می‌ریخت اما اثر نکرد.
و به‌دنبال ایران مردم افغانستان، عراق، سوریه و یمن را ببینید. این حرف شیطانی است که برویم جنگ کنیم، تصرف کنیم و ملت‌سازی کنیم. این خواست طیف راست امریکاست. البته این حرف را می‌زنند اما درست عکس آن عمل شد.
ایران موحد بوده و خواهد ماند. ایرانی سرزمینش را دوست دارد و زیر بار زور و حرف نامربوط نمی‌رود. به‌عنوان آخرین کلام می‌خواهم به حکومت، دولت، مجلس و قوه قضائیه بگویم، ملت ایران شریف هستند. نباید اجازه داد که حقوق مردم ضایع شود. اگر کسی امتیاز طلبی کرد و حقوق مردم را ضایع کرد دنیا و آخرت را باخته است. 
با تکیه بر همین تجربه 70-60 ساله خود می‌گویم که برتری‌جویی نباید کرد. فقرا دعایشان مستجاب می‌شود. هرکه حقوق فقرا را ضایع کند خدا در کمینش است. این کشور توسط مغول خراب شد، اما همین ملت آن را دوباره آباد کردند. این ملت بیدار است.

 

کپی