اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۳ مهر ۱۳۹۹
سال 13340(نیمه دوم)/ ازبرعلی حاجوی چگونه به تاریخ پیوست

ماجرای دهقان فداکار

ماجرای دهقان فداکار
حسن مجیدی

شب 13 آبان سال 1340 ازبرعلی حاجوی متولد ۵ اسفند ۱۳۰۹ شهر میانه [درگذشت 11 آذر 1396]، معروف به ریزعلی خواجوی، دهقان فداکار کتاب فارسی سوم دبستان که در آن سال ۳۲ ساله بود، متوجه ریزش کوه و مسدود شدن مسیر قطار شد. او کت خود را آتش زد، در هوا تکان داد و به سمت قطار دوید تا به این وسیله لکوموتیوران را متوجه این حادثه کند. فداکاری این دهقان جان بیش از 2000 مسافر قطار را نجات داد.

  فداکاری یک دهقان جان صدها مسافر را نجات داد
«فداکاری یک دهقان ایرانی در محال هشترود و در حدود ایستگاه‌های راه‌آهن «قرنقو و شیخ صفی» که از صعب‌العبور‌ترین مناطق کوهستانی و سنگلاخ راه‌آهن تهران - تبریز است موجب نجات جان صدها نفر از مسافران قطار مسافربری تبریز- تهران شده است. ... قطار مسافربری تبریز- تهران با بیش از 2000 نفر مسافر روز سیزدهم ماه جاری در ساعت مقرر از تبریز به تهران حرکت کرد... قطار مسافربری تبریز ـ تهران به طرف میانه می‌رفت، هوا سخت طوفانی بود و منطقه کوهستانی قرنقو از شدت وزش باد و ریزش باران به لرزه درآمده بود... در همین لحظه بود که یک دهقان با شرف ایرانی فانوس به‌دست از بیابان به طرف قریه خود که به «بقلاچوک» معروف است می‌رفت، قطار مسافری از تونل هجده گذشت و مسافران آن کوچک‌ترین اطلاعی از سرنوشتی که لحظه‌ای بعد در انتظار آنان بود، نداشتند. در این موقع دهقان فداکار که نام وی ریزعلی خواجوی است هنگام عبور از روی خط، صدای غرش مهیبی شنید که از کوه مجاور «ترانشه» و تونل هجده راه‌آهن برخاست و لحظه‌ای بعد که روی خود را برگرداند متوجه شد که کوه ریزش کرده و راه را مسدود ساخته است.در این موقع بود که دهقان مزبور فرا رسیدن لحظه عبور قطار را از آن نقطه به‌خاطر آورد و به سرنوشت شومی که در انتظار مسافران قطار و همنوعان خود بود، اندیشید. دهقان فعالیت شدیدی را آغاز کرد. وی ابتدا به‌ طرف تونل دوید و فتیله فانوس خود را بالا کشید. سپس برای آنکه راننده قطار کاملاً از وقوع حادثه باخبر گردد نقشه‌ای طرح کرد. دهقان لباس خود را درآورد و با نفت چراغ دستی خود آغشته کرد و با شعله چراغ، آن را آتش زد و به وسیله این مشعل مشتعل به راننده قطار مسافری اعلام خطر کرد. خوشبختانه راننده و رئیس قطار متوجه این علامت خطر شدند.  راننده بلافاصله دست روی شیر ترمز گذاشت و رئیس قطار دستگیره ترمز خطر را باز کرد و بالاخره قطار مسافربری پس از تکان‌های شدیدی که به خود داد از حرکت بازماند.مأموران قطار پیاده شدند و در این موقع بود که تازه متوجه شدند خطر عظیمی سر راه آنها قرار گرفته بود و اگر این اقدام انجام نمی‌شد، قطار پس از اصابت به قطعات بزرگ سنگ‌هایی که از کوه سرازیر شده و در روی خطوط قرار گرفته بود متلاشی می‌شد و عده زیادی از مسافران هلاک می‌شدند.
روزنامه اطلاعات - سه‌شنبه 16 آبان 1340
---

 

کپی