اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹

پشتوانه‌های سیاست خارجی و دیپلماسی

پشتوانه‌های سیاست خارجی و دیپلماسی
سید علی محمودی استاد دانشگاه

درعرصه سیاست خارجی، مذاکره در جهت تأمین منافع ملی و امنیت ملی، بدون پشتوانه‌های محاسبه‌پذیر ملی، محکوم به شکست و در نهایت، خضوع و تسلیم در برابر طرف قدرتمند مذاکره است. در مذاکره، هر کشور براساس توانمندی‌ها و امکاناتش می‌تواند منافع خود را به‌پیش ببرد.

 اگر در ترازوی قدرت، کفه توانمندی‌های ملی یک کشور بسیار پایین و ضعیف باشد، به هیچ وجه با صرف وقت زیاد و استفاده از عبارات پر طمطراق یعنی پرحرفی، عصبانیت و تهدید، چیزی به‌دست نخواهد آمد. اینکه یک طرف و یا دو طرف مذاکره از دایره علم سیاست خارج شوند، واقع‌بینی را کنار بگذارند و شروع کنند به رجزخوانی، حماسه سرایی، خیالپردازی، تهدید و ماجراجویی، هیچ فایده‌ای به دست نخواهد آمد.
موضوع دیگر رضایت شهروندان از قدرت حاکم و اعتماد متقابل به عنوان پشتوانه سیاست‌ورزی و دیپلماسی است. اگر رضایت و اعتماد درکار نباشد و فاصله ملت-دولت فزونی گیرد، خود به‌خود خبر آن به دیگر کشورها در فراسوی مرزها می‌رسد و مذاکره‌کنندگان با درنظر گرفتن اطلاعاتی که از داخل آن کشور دارند، تراز خواسته‌ها و میدان مانور خودشان را در مذاکرات تعریف و تعیین می‌کنند.
دیپلمات‌هایی که می‌خواهند از رهگذر مذاکره در تحقق هدف‌های ملی بکوشند و با دست پر میز مذاکرات را ترک کنند، باید کشورشان دارای ترازنامه‌ای مثبت و برجسته در عرصه رشد اقتصادی و توسعه همه‌جانبه، متوازن و پایدار به‌عنوان پشتوانه ستبر سیاست خارجی باشد. این کشور باید در دانش، اقتصاد، رفاه، فرهنگ، همبستگی ملی و توسعه در سطح رضایت‌بخش و قابل اعتنایی باشد تا در عرصه دیپلماسی توفیق با او یار شود. دراین صورت است که طرف مذاکره با او از درِ فرصت‌طلبی و سوء‌استفاده برنمی‌آید. در غیر این‌صورت، عرصه بر کشور تنگ می‌شود و در وضعیت انزوا، تحریم، بحران و نابسامانی، مجبور می‌شود پنهانی و یا آشکارا به رقیبان و دشمنان خود امتیاز بدهد و استقلال و عزت مردم و کشور خود را بفروشد. آن چیزی که مذاکره را تعریف و تحدید می‌کند، توانمندی هرکشور است. پشتوانه‌های مذاکره شامل مواردی است که علم سیاست آن را تعریف و تعیین می‌کند. بنابراین خیلی مهم است که شاخص‌ها، نه در حرف و ادعا بلکه به زبان نمودار و اعداد و ارقام محاسبه‌پذیر (ریاضی) پشتوانه مذاکرات در نظر گرفته شود تا طرف مذاکره‌کننده بفهمد که طرف مقابلش چقدر قدرت مانور و توان به کرسی نشاندن خواست‌های منطقی و قانونی خود را دارد. این گزاره بنیادین را نباید هیچگاه از خاطر برد که آن معیاری که روابط کشورها را تعریف و تنظیم می‌کند و ثابت باقی خواهد ماند، منافع متقابل است، نه دوستی‌ها و دشمنی‌ها.
افزون بر اینها، روابط یک کشور با کشورهای همسایه و جهان بایستی دوستانه، بدون تنش و به دور از بحران باشد. نمی‌توان در مسیر همکاری صلح‌آمیز، مذاکرات سودمندی انجام داد و سیاست‌ورزی خردمندانه و درستی داشت، مگر اینکه به استقلال کشورهای دیگر و تمامیت‌ارضی آنها پایبند بود و احترام گذاشت. این اصلی برابر و متقابل میان کشورهاست. همینطور کشورها نباید در امور داخلی یکدیگر، مستقیم و یا غیر‌مستقیم و نیابتی مداخله کنند و انتظار داشته باشند روابط میان آنان صلح‌آمیز و دوستانه باشد و همبستگی‌های منطقه‌ای آنان تقویت شود و به شکوفایی برسد. این کار، بازی با کلمات و امری محال است. روابط خارجی کشوری که می‌خواهد استقلال خود را حفظ کند و در حل و فصل اختلافات موفق باشد باید از یک سیاست خارجی آرام، نرم، دوستانه و توأم با اعتماد متقابل برخوردار باشد. چنین نیست که همسایه‌ها بتوانند با دخالت در امورد داخلی یکدیگر، زندگی درست و صلح‌آمیزی داشته باشند. دو همسایه باید بتوانند با یکدیگر «همسایگی» کنند و با اعتماد متقابل، زیر سایه یکدیگر باشند. امکان ندارد یک کشور بکوشد کشوری دیگر را تحت‌الحمایه خود کند، خاک آن‌ را به آشوب بکشاند و «ستون پنجم» در آن تأسیس کند و در عین حال بتواند روی خوش ببیند و مردمش با عزت، سربلندی، آرامش، رفاه و آسایش در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اگر کشوری از مدار مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی خارج شود و راه انزوا در پیش گیرد، هم به مسئولیت ملی خود عمل نکرده، هم به مسئولیت منطقه‌ای و هم به تعهداتی که در قبال حقوق بین‌الملل دارد. نمی‌توان توقع داشت جهانی داشته باشیم پر از عدل و انصاف، اخلاق، برابری و همکاری‌های سازنده که در عین حال در آن شعله‌های جنگ و ناامنی زبانه بکشد. رهنمود عقلانیت و واقع‌بینی این است که کشورها ناامنی‌ها، جنگ‌ها، تجاوزها، اجحاف‌ها، خودسری‌ها و افزون‌خواهی‌ها را در سایه مذاکرات سودمند، همکاری‌ها و ائتلاف‌ها تبدیل کنند. نیز این کشورها در حد امکان، زمینه‌های صلح پایدار و نهادینه کردن فرهنگ صلح و دوستی را به‌سوی جهانی عاری از خشونت فراهم آورند. اگر راهی جز این بروند، به باور من یکسره خواب و خیال و سراب است. در مسیر دستیابی به امنیت‌ ملی و منافع ملی، نمی‌توان از کشورهای جهان فاصله گرفت، نمی‌توان از نهادهای بین‌المللی، بویژه سازمان ملل متحد، فاصله گرفت. باید پای میز مذاکره رفت و نه از جایگاه بالا، بلکه در یک موقعیت برابر، با کشورهای جهان گفت‌و‌گو و مذاکره کرد و در راه رفع مشکلات منطقه‌ای و جهانی کوشید. چنین رویکردی می‌تواند ضریب موفقیت مذاکرات را بالا ببرد و با دستاوردهای ملموس در جهت استقلال و منافع ملی همراه باشد. حتی اگر جنگی هم بین دوکشور رخ دهد، خرد سیاسی و تجربه کشورداری حکم می‌کند که باب مذاکره و گفت‌و‌گو بین کشورهای درگیر جنگ، همواره باز و فعال باشد.

کپی