اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹

مفهوم مرز و اولویت همسایگان‌ در سیاست خارجی ایران

مفهوم مرز و اولویت همسایگان‌ در سیاست خارجی ایران
محسن بهاروند معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه

مـــرز و مــــرزبــــانی مفاهیمـــی هســـتند که قدمتی به درازای تاریخ و پیشا تاریخ بشر دارند. اولین انسانی که بر در یک غارعلامتی گذاشت و گفت این قلمرو من است یا آن که بر دور قطعه زمینی اولین تحجیر را بنا نهاد مرز را اختراع کرد. مرز و قلمرو در غریزه انسانها و حیوانات قرار دارد و ریشه آن در حس داشتن مالکیت و تملک است.

 حق مالکیت قدیمی‌ترین حق بشری است. مرز و قلمرو در مفهوم مدرن آن که پیوندی هم با مفاهیم دیگری مانند ملت، حاکمیت ملی، امور داخلی، عدم مداخله و غیره پیدا کرد یک محصول اروپایی است و مبنای آن معاهده ۱۶۴۸ وستفالی بود. معاهده وستفالی یک تحول عظیم در سیاست و حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود. در این مقطع ملت – دولت‌ها جای امپراطوری‌ها  را گرفتند و مرزهای ملی تعیین شد. امپراطوری‌ها فرو پاشید و به قطعه‌های کوچک‌تری به نام کشور تبدیل شدند.
اولین مرزها برای جدایی، جدا سازی و افتراق ایجاد شدند. آنها به سختی کنترل می‌شدند تا ورود به و خروج از آنها محدود و بشدت تحت کنترل باشد. مرزهای جدید به هویت ملی و گاهی ملی‌گرایی افراطی دامن زد و چه جنگ‌ها که بر سر تصاحب تکه زمینی رخ نداده است. اروپایی‌ها بعداً بین خودشان از تفاسیر سختگیرانه از مفهوم مرز و قلمرو و افراط‌گرایی ناشی از آن عبور کردند ولی میراث آنها در سایر نقاط جهان و به همان سختی اولیه باقی ماند. خالی از لطف نیست که اشاره کنم که مفاهیم بسیار دیگری هستند که برساخته غرب بوده و در طول زمان با شرایط روز تطبیق داده شده و از آنها عدول شد ولی در سایر کشورها چنان بر این مفاهیم وارداتی اصرار ورزیده‌اند که نه تنها گرهی از مشکلات سیاست و حکومت کم نکرده بلکه باعث ناکارآمدی و عدم کارکرد صحیح حکومت‌ها شده‌اند. از آن جمله می‌توان به مفهوم تفکیک قوا اشاره کرد که پس از انتقال آن از اروپا به سایر کشورها جزایر جداگانه‌ای ایجاد شد که به جای تفکیک قوا به رقابت قوا تبدیل گردید تا قوا نیروی یکدیگر را خنثی و ثمره‌ای جز ناکارآمدی و مشکل آفرینی در کار حکومت به بار نیاورد.
در رابطه با موضوع بحث کشور ما از مزیت قابل توجهی برخوردار است. مساحت کشور و عمق استراتژیک آن، مرزهای طولانی با کشورهای همسایه و همسایگان زیاد امکان کم بدیلی به ما اعطا نموده است.
محیط پیرامون ایران بالغ بر ۸۷۳۱ کیلومتر است که حدود ۲۷۰۰ کیلومتر آن مرز دریایی و ۶۰۳۱ کیلومتر آن مرز زمینی است. حدود ۲۰۴۵ کیلومتر از مرزهای ما رودخانه‌ای باتلاقی یا دریاچه‌ای است.
تعریف ما از همسایگان شامل همه کشورهایی است که با ما مرز خشکی دارند بعلاوه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و کشورهایی که در دریای خزر از طریق این دریا به ما مرتبط و متصل می‌شوند.
 فروپاشی شوروی سه همسایه بزرگ و مستقل (ارمنستان، ترکمنستان و آذربایجان) به همسایگان ایران افزود. روسیه نیز که جانشین شوروی شد به‌عنوان یک کشور بزرگ و قدرتمند همسایه ایران، سیاستهای خصمانه شوروی را که ناشی از رقابت بلوک شرق و غرب بود طبعاً به کناری نهاد و روابط سیاسی و اقتصادی با این کشور تغییر ماهوی زیادی را تجربه کرد. اکنون روابط ایران و روسیه نسبت به صدها سال روابط دو کشور در بالاترین وضعیت قرار دارد و هر روز یک قدم جدید در راستای تقویت این روابط مهم برداشته می‌شود.
 همچنین فروپاشی شوروی و آزادی کشتیرانی، اعمال حاکمیت و صلاحیت قضایی در پهنه آبی دریای خزر باعث شده است که حدود ۳۸۰ تا ۴۰۰ هزار کیلومتر مربع یعنی کمی کمتر از یک سوم مساحت فعلی به مساحت کشور ما افزوده شود. محتاطانه‌تر این است که بلاشک این مساحت بزرگ حداقل به حوزه حاکمیت و صلاحیت ملی ایران اضافه شده است. به همین میزان هم به سایر کشورهای ساحلی افزون شده است. این خاصیت وضعیت مشا بودن است.
 در حالی‌که شوروی با زور گویی مطلق و به‌صورت غیر قانونی حاکمیت دولت ایران و تردد اتباع و شناورهای آن را بیش از هفتاد سال در محدوده یک خط فرضی خودساخته بین دو سوی ساحل خشکی ایران یعنی آستارا در غرب و بندر حسینقلی در شرق خزر محبوس کرده بود و رژیم سابق ایران دست بسته صرفاً نظاره گر این اجحاف بود. اکنون با گشایش این مساحت به روی ایران تحول بزرگی در موقعیت ژئوپلیتیک کشور ما رخ داده است. هیچ تقسیمی از دریای خزر چنین امتیازی را به کشور ما اعطا نمی‌کند. بلاتکلیفی حقوقی و حاکمیتی در دریای خزر ممکن است لطمه‌ای استراتژیک به کشور ما وارد نماید لذا نباید بیش از این در نهایی کردن کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر تعلل نمود.
با تعریفی که از همسایگان شد ایران دارای پانزده کشور همسایه است که به‌صورت بالقوه و بالفعل فرصت بزرگ روابط خارجی ما محسوب می‌شوند. ایران به‌عنوان یک کشور بزرگ و قدرتمند متقابلاً همین مزیت را بر همسایگان خود دارد.
ما با کشورهای همسایه خود دارای اشتراکات فراوانی هستیم. تاریخ ما را محکم به هم پیوند زده است. از طرفی اشتراکات مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و تجاری و از طرف دیگر تهدیدات مشترک اقتصادی، امنیتی و نظامی ناشی از قدرتهای خارج از منطقه، ایجاب می‌کند که با در نظر داشتن تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر تقویت روابط با کشورهای در ارتقای سطح روابط و تقویت آن بیش از پیش تلاش نموده و به‌صورت جدی در این راستا برنامه‌ریزی نماییم.
 در بازدیدهایی که شخصاً برای انجام وظایفم در رابطه با مسائل حقوقی مرزها از مناطق مرزی داشته و بالعینه شاهد پتانسیل‌های عظیمی در این مناطق بوده‌ام که پیش از این در تصور هم نمی‌گنجید.
به نظر می‌رسد در اولویت دادن به کشورهای همسایه در روابط خارجی حداقل باید دو هدف عمده را در نظر داشت: اول، ارتقای هرچه بیشتر امنیت کشور و ملت در مقابل تهدیدات خارجی و تروریسم بین‌المللی و دوم، تقویت هر چه بیشتر روابط اقتصادی، تجاری و تبادلات سرمایه‌گذاری و مالی. این دو موضوع مکمل یکدیگر بوده و تفکیک پذیر نیستند. به‌عنوان مثال شاید اگر ما با همسایگان جنوبی خود در دهه‌های گذشته دارای روابط مستحکم اقتصادی و فرهنگی بوده و از سرمایه گذاری‌های مشترک قابل توجه و پروژه‌های عظیم صنعتی مشترک در دو سوی خلیج فارس برخوردار بودیم و روابط همسایگی را به مسائل سیاسی و رقابت‌های بیهوده محدود نمی‌کردیم اکنون وضعیت روابط ایران و همسایگان جنوبی تا این حد آسیب پذیر نبود.
اما در بحث امنیت باید گفت که ما و همسایگان‌مان نیاز به یک کمربند امنیتی یا یک حاشیه امن با شعاع مناسبی برای مقابله با تهدیدات فوری داریم. اتکای اصلی ما در مقابله با تهدیدات سخت به قدرت دفاعی و بازدارندگی است که توسط جوانان هوشمند و برومند ایران ایجاد و بومی‌سازی شده است. البته این بنیه دفاعی در ابتدای راه است و تا بازدارندگی کامل راه زیادی را باید طی کند. بازدارندگی در هر سطحی نیازمند یک مکمل در حوزه ابزارهای قدرت نرم است. گفتمان مطلوب فرهنگی، اعتماد سازی، اصل همسایگی مطلوب، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، ارتباطات مستمر و برادرانه ما و کشورهای همسایه و گسترش روابط اقتصادی و تجاری به‌صورت متقابل از جمله این ابزار است.
 تقویت روابط تجاری و اقتصادی با همسایگان بلافصل کشورمان می‌تواند با سرعت بیشتری انجام شود، هزینه حمل‌ونقل را کاهش دهد، تردد تجار و فعالان اقتصادی را تسهیل نماید، از مزاحمت‌های تروریسم اقتصادی تأثیر کمتری بپذیرد و به‌صورت تهاتر انجام شود. این مزیت‌ها ایجاب می‌کند که روابط با همسایگان را اولویت داده تسهیل نموده و آن را تقویت نماییم.
ما در روابط خود با کشورهای همسایه به‌دنبال سود یک طرفه نیستیم بلکه معتقدیم که برای ایجاد روابط مستحکم و باثبات همواره باید نفع و منافع طرف مقابل را نیز در نظر گرفت در غیر این‌صورت روابط همواره ناپایدار و در معرض خطر قرار خواهد داشت. این روابط باید به گونه‌ای باشد که دو ملت در دو طرف مرزها از آن بهره‌مند شوند و آنها را چنان به هم پیوند دهد که همواره سود یک طرف سود طرف مقابل و زیان یک طرف زیان طرف دیگر هم باشد. بازی بر اساس تئوری حاصل جمع صفر که زیان یکی سود دیگری باشد یا برعکس سود یک طرف،زیان طرف دیگر باشد از نظر نخبگان و رهبران سیاست خارجی ایران یک فرمول منسوخ و ناکارآمد است و مدت‌ها است کارآیی خود را از دست داده است. بویژه در رابطه با همسایگان بازی بر این اساس به مصلحت هیچ‌یک از طرفین نخواهد بود.

کپی