اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹

کلمات کلیدی
سال 1335(نیمه دوم)

در خیابان های تهران

در خیابان های تهران

تهران، پایتخت بزرگ کشور ما مرکز تضادها و تناقض‌های عجیب و غریب و حیرت انگیز است. می‌گویند تضادها در همه شهرهای بزرگ جهان کم و بیش وجود دارد ولی آنها که تضاد شهرهای بزرگ اروپا و آسیا را دیده‌اند، براین عقیده‌اند که در هیچ جای دنیا، آنچنان تضادی که در تهران دیده می‌شود وجود ندارد. در این هفته رپورتاژنویس ما برای تهیه صحنه‌هایی از این تضادها و تشریح زندگی ایرانی، شما را بنقاط مختلف شهر می‌برد و این مناظر عجیب و متضاد را به شما نشان می‌دهد.

 ëدر رستوران‌های درجه یک
در تهران رستوران‌های متعددی وجود دارد که مخصوص طبقه اعیان کشور است. اغلب خارجی‌های مقیم تهران هم برای صرف غذا به آنجا می‌روند... هر روز ظهر و شب صدها نفر از زنان و مردان تهران در حالی‌که البسه بسیار شیک و گرانبها پوشیده‌اند به رستوران‌های درجه یک شهر می‌روند و با صرف مبالغ هنگفتی بهترین اغذیه را نوش جان می‌کنند. در همان ساعتی که آنها همه روزه با نهایت اشتها مشغول خوردن اغذیه فرنگی گرانقیمت هستند در رستوران‌های دیگری که در گوشه و کنار میدان‌های عمومی شهر وجود دارد یک مشت لخت و برهنه مشغول خوردن غذا می‌باشند. آنها نیز غذایی را که خریداری کرده‌اند با حرص و ولع می‌خورند.
ëجغور بغور
رستوران‌هایی که مختص مردم لخت و برهنه تهران است سقف ندارد، چهاردیواری هم ندارد بلکه در شارع عام، در کنار زباله دانی بساط آنها گسترده است و شکم برهنگان در آنجا سیرمی‌شوند. اگر شما گذارتان به میدان گمرک، میدان امین‌السطان یا بازارچه سید اسمعیل افتاده باشد چه بسیار پلوفروش دوره‌گرد و جغوربغوری که پشت هم بشقاب‌ها را پرمی‌کنند و به‌مشتریان خود می‌دهند.
جغوربغور یکی از غذاهای بسیار مطبوع و خوشمزه برهنگان تهران است. چه بسیار روزها که آنها با خوردن یک شکم جغوربغور کار می‌کنند و زحمت می‌کشند و وقتی پول خوردن جغوربغور را به‌دست آوردند خوشحال و خندان نزد جغوربغور فروشی می‌روند. جغوربغوری‌ها در گوشه و کنار میدان گمرک و امین‌السطان روی زمین بساط خود را پهن کرده‌اند. بوی مطبوع دل و جگر سرخ شده از چند قدمی به‌مشام می‌رسد و با صرف مبلغ ناچیزی مواد اولیه جغوربغور را که عبارت از پیه و جگر سفید و دل و قلوه می‌باشد تهیه می‌کنند و بعد آنها را در میدان در انظار مردم آماده طبخ می‌سازند و هنگام ظهر مشغول سرخ کردن جغوربغور می‌شوند. بزرگترین رقم فروش جغوربغور سه ریال و کمترین آنها دهشاهی می‌باشد.
ëبا یک ریال می‌شود پلو خورد
درحالی‌که جغوربغور فروش مشغول سیرکردن شکم عده‌ای می‌باشد در چند قدمی او شخص دیگری با یک دیگ پلو که روی آتش قراردارد، مشغول سیرکردن شکم عده دیگری می‌باشد. وضع این پلوفروش دوره گرد هم بسیار جالب توجه شده است. سرمایه او را یک دیگ قراضه با چند بشقاب و یک کفگیر تشکیل می‌دهد. او هر روز 6 یا 7 کیلو برنج  پخت می‌کند. جالب اینکه بزرگترین رقم فروشش 2 الی 3 ریال و کوچکترین رقم فروشش یک‌ریال است. آنها که پلوی این پلوفروش‌های دوره گرد را خورده‌اند اظهار می‌دارند که بسیار خوشمزه است. اغلب مشتری‌های این پلو فروش‌ها را حمال‌ها، کارکنان میدان و زنان و اطفالی که سرپرست ندارند و با گدایی و دوره گردی زندگی خود را می‌گذرانند تشکیل می‌دهند. یکی از این پلوفروش‌ها می‌گفت در روز به‌طور متوسط بین 5 تا 10 تومان درآمد دارم و البته غذای خود و خانواده‌ام را از همین پلو که می‌بینید تأمین می‌کنم.
کاسبی دیگری که چرخ زندگی عده‌ای از مردم بینوا را می‌چرخاند دستگاه امتحان وزن است، شما در اغلب خیابان‌های تهران اطفال خردسال یا اشخاصی را می‌بینید که یک دستگاه تعیین وزن مقابل خود در گوشه پیاده رو گذاشته و مرتب فریاد می‌زنند: «امتحان وزن با دهشاهی»
مجله تهران مصور- یکشنبه  4 آبان 1335
کپی
پیشنهاد سردبیر