اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹
گفت‌وگو با دکتر غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه تهران

هنر ظریف «اعتدال»

هنر ظریف «اعتدال»
مهسا رمضانی

در روش و منش اعتدالی بحث بر سر این بود که ما بتوانیم مسأله «سازندگی»، «اصلاحات» و «رشد» را متناسب پیش ببریم که این موقعیت در دوره‌ نخست ریاست ‌جمهوری آقای روحانی تا حدی محقق شد. اما متأسفانه در دوره‌ دوم به دلیل مشکلاتی که در پی برسر کار آمدن ترامپ، ایجاد تحریم‌ها، بی‌انصافی رقبای دکتر روحانی و در عرصه‌هایی هم ضعف خود دولت در ساماندهی ‌ها، دست به دست هم داد و باعث شد اعتدال تمام و کمال ظرفیت‌های خود را محقق نکند.

بیش از هفت سال است که جریان اعتدال، سکان عرصه سیاسی را به دست گرفته است. فرصت را مغتنم دیدیم تا در هفته دولت مروری بر کارنامه این جریان داشته باشیم و بررسی کنیم که چقدر این جریان توانست خود را در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در قالب یک «گفتمان» جاری کند و موانع‌اش در این مسیر چه بود؟ از این رو، به سراغ دکتر غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه تهران، رفتیم و با او در خصوص مسیری که جریان اعتدال در هفت سال گذشته پشت سرگذاشته، به گفت‌وگو نشستیم:

***

*جناب دکتر ظریفیان، به اعتقاد شما، چقدر جریان اعتدال توانست در قامت یک «گفتمان» ظاهر شود؟

 «اعتدال» یک گفتمان نیست بلکه یک «روش» است. ما برای پیشبرد بسیاری از مسائل زندگی‌مان به روش‌هایی نیاز داریم و «اعتدال» یکی از روش‌های توصیه شده‌ است که هم عقلانی است و هم ادیان معمولا به این روش توصیه می‌کنند و به نوعی از آن با عنوان «امت وسط» یعنی امتی به دور از افراط و تفریط یاد می‌کنند.  

با همه این احوال، اعتدال یک گفتمان نیست که بتوان برای آن چارچوب و مبانی تعریف کرد. از این رو، اعتدال را به عنوان یک «روش» می‌توان در گفتمان‌های مختلف رد گیری کرد؛ برای مثال، در گفتمانی مانند مارکسیسم می‌توان هم معتدل بود هم رادیکال.

* در 7 سال گذشته، روش و منش «اعتدال» چه نسبتی با «توسعه» برقرار کرد؟ برخی تحلیلگران چنین اظهار کرده‌اند که «هدف جریان اعتدال بازگشت به یک موقعیت متعادل بود؛ نه یک موقعیت عالی در توسعه». چقدر با این اظهارنظر موافق هستید؟

 دهه‌ اول انقلاب، به دلیل تلاشی که برای از بین بردن آسیب‌های رژیم گذشته و برپایی نظام جدید صورت گرفت،  طبیعتا مناسبات خاص خود را داشت. اما در سه دهه‌ بعدی، ما از یک سو با «گفتمان سازندگی» روبرو بودیم و طبیعی بود که در این دوران به دلیل مسائل پس از جنگ، نتوانیم با «روش اعتدال» مسیر توسعه را طی کنیم.

در «گفتمان اصلاحات» هم با وجود اینکه فرهنگ اصلاحی «فرهنگ مدارا» است اما به دلیل عقب‌افتادگی‌هایی که در برخی زمینه‌ها داشتیم مسیر توسعه را سریع‌تر طی کردیم. اما در روش و منش اعتدالی بحث بر سر این بود که ما بتوانیم مسأله «سازندگی»، «اصلاحات» و «رشد» را متناسب پیش ببریم که این موقعیت در دوره‌ نخست ریاست‌جمهوری آقای روحانی تا حدی محقق شد. اما متأسفانه در دوره‌ دوم به دلیل مشکلاتی که در پی برسر کار آمدن ترامپ، ایجاد تحریم‌ها، بی‌انصافی رقبای دکتر روحانی و در عرصه‌هایی هم ضعف خود دولت در ساماندهی‌ها، دست به دست هم داد و باعث شد اعتدال تمام و کمال ظرفیت‌های خود را محقق نکند. امروز هم می‌بینیم که ما در مسأله اقتصاد، رجوع مردم به عرصه‌ سیاست، انتخابات، فرهنگ عمومی و فرهنگ مدارا با مشکلاتی روبرو هستیم.

*با توجه به اینکه اشاره کردید جریان اعتدال یک «روش» است، فکر می‌کنید چقدر این «روش» و «منش» توانست برای تداومش در عرصه سیاست بسترسازی‌های لازم را انجام دهد چنانکه در گفتمان بعدی‌ ‌توان استمرار داشته باشد؟

واقعیت این است که روش اعتدال به دلایل عدیده‌ای که بخشی از آن درونی و بخشی فشار از بیرون بود، نتوانست خود را چنانکه انتظار می‌رفت، مستقر کند. به تبع، ما امروز نوعی خروج از اعتدال را هم در فرهنگ عمومی، هم در اقتصاد، هم در مناسبات سیاسی و هم در انتخابات‌مان می‌بینیم. بنابراین وقتی جامعه از مسیر اعتدال خارج می‌شود و امکان اعتدال از آن گرفته می‌شود طبیعی است که در دوره‌هایی با افراط و تفریط‌های جدی هم روبرو شود. البته امید دارم با توجه به تجارب و عقلانیتی که سیاست‌ورزان چه در حاکمیت چه در احزاب چه در جامعه‌ مدنی دارند، بتوانیم به مشی اعتدال بازگردیم.

*با توجه به شرایط امروز جامعه و نوع مطالبات سیاسی و اجتماعی که مردم دارند فکر می‌کنید در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 چه گفتمانی با چه شاخصه‌هایی از طرف مردم اقبال بیشتری خواهد داشت؟

جامعه‌ ایران هیچگاه دارای یک گفتمان کاملا شفاف نبوده و در بستر تاریخی‌اش چه در ایران باستان، چه در ایران اسلامی و چه در ایران اکنون، همواره با گفتمان‌های ترکیبی پیوند خورده است. به این معنا که گفتمان‌هایی که در جامعه ایران شکل می‌گیرند از یک سو ریشه در «فرهنگ ایرانی» دارند و از سوی دیگر، از یک پشتوانه «فرهنگ معنوی و دینی» نیز برخوردارند که در پیوند با «گفتمان ملی»‌ قرار می‌گیرند. همچنین در طول تاریخ، برای ایرانیان مسأله‌ پیشرفت و بهره‌گیری از دستاوردهای بشری همواره یک مقوله‌ مهم بوده است. به همین دلیل، در فرهنگ ایرانی علاوه بر خود فرهنگ ایرانی و معنویت، بهره‌گیری و اقتباس از فرهنگ‌های دیگر نیز مشهود است.

اما اگر بخواهیم از گفتمان‌های مسلط یاد کنیم باید گفت که در همه گفتمان‌هایی که تا به امروز از سر گذرانده‌ایم، چند مؤلفه‌ مهم وجود داشته‌ است که در بستر تاریخ این گفتمان‌ها را پایدار کرده است؛ نخست «گفتمان عدالت‌خواهی» است. واقعیت این است که از دیرباز، حتی در فرهنگ قبل از اسلام، دادخواهی و عدالت‌خواهی یک امر مستمر بوده است و در فرهنگ اسلامی بویژه در قرآن تأکید بسیاری هم بر این مفهوم شده است. بر این اساس، فرهنگ عدالت و عدالت‌خواهی یکی از مؤلفه‌های مهم گفتمان ایرانی است که هر از گاهی به دلیل مشکلات و بی‌عدالتی‌هایی که در جامعه‌ پیش می‌آید، برجسته می‌شود.

واقعیت این است که امروز هم به دلیل مشکلات و تنگناهای اقتصادی، بحران‌های ناشی از تحریم، کرونا و... مجدد بحث فاصله‌ طبقاتی به شکل جدی مطرح شده است. طبیعتا، در این فضا «گفتمان عدالت‌خواهی» برای اقشار مختلف جامعه جاذبه‌ بیشتری خواهد داشت و این ظرفیت را پیدا خواهد کرد که همبستگی و پیوندهای جدی ایجاد کند.

از طرف دیگر، حداقل در این 160 سال اخیر، ایرانیان در تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود تلاش کردند که مسأله‌ خودکامگی و استبداد را مورد نقد قرار داده و در دوره‌هایی آن را تعدیل کنند که در مشروطه و انقلاب اسلامی این تلاش صورت گرفت.  اما همچنان مسأله رجوع به آرای عمومی و بحث تعیین سرنوشت جامعه توسط خود جامعه از جمله مؤلفه‌هایی است که در جامعه‌ ما در دوره‌های مختلف تحولات و جنبش‌هایی را ایجاد کرده است. بنابراین، می‌توان گفت که «دموکراسی‌خواهی» از جمله گفتمان‌هایی است که جامعه‌ ما همواره به آن پاسخ مثبت داده است. البته به نظر می‌رسد وقتی جامعه بین تنگنای «عدالت‌خواهی» و «دموکراسی‌خواهی» قرار می‌گیرد ترجیح طبیعی جامعه این است که مسأله عدالت در توزیع منابع ثروت در اولویت قرار ‌گیرد. این در حالی است که تجربه‌ بشری نشان می‌دهد مادامی یک جامعه‌ به توسعه‌ پایدار می‌رسد که توأمان ترکیبی از «دموکراسی‌خواهی» و «عدالت» را در کنار هم داشته باشد.

جامعه‌ ایرانی همواره به دنبال استفاده از دستاوردهای خوب بشری است. مسأله پیشرفت در تاریخ ما مسأله بسیار مهمی است. اگر گفتمانی بتواند سه ترکیب «عدالت»، «دموکراسی» و «پیشرفت» را در کنار فرهنگ معنوی و اسلامی توأمان داشته باشد، می‌تواند قدرت بسیج‌گری پیدا کند. هرچند به ضرورت در هر دوره‌ای ممکن است یکی از این مؤلفه‌ها پررنگ‌تر شود. از این رو، معتقدم، در حال حاضر، «عدالت اجتماعی» مهمترین مؤلفه‌ای است که جامعه به آن پاسخ می‌دهد؛ فقط باید جامعه را متوجه این نکته کرد که مراقب باشد مبادا افرادی با مستمسک به این مؤلفه، به حق تعیین سرنوشت، پیشرفت و فرهنگ معنوی‌ جامعه لطمه بزنند.  

 

 

کپی