اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹

خردورزی مؤمنانه

خردورزی مؤمنانه
دکتر مهراب صادق‌نیا دکترای جامعه‌شناسی فرهنگ و عضوهیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب

امام علی علیه‌السلام در حکمت 107 نهج ‌البلاغه می ‌فرماید: رُبَّ عَالِم قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ؛ یعنی چه بسیارند عالمانی که نادانی‌شان آنان را به کشتن می ‌دهد. وجود دو کلمه‌ «علم» و «جهل» در این حدیث و اینکه چگونه می ‌شود یک نفر همزمان هم عالم باشد و هم جاهل، کمی برای پژوهشگران دردسرساز شده است.

برای برطرف کردن مشکل، شاید بهتر باشد که «جهل» را مفهومی مقابل «حکمت» معنا کنیم تا مقابل «علم»؛ بر این اساس معنای حدیث این خواهد شد که چه بسیارند عالمانی که بی‌خردی‌شان آنان را به کشتن می‌دهد.

البته این معنا تا اندازه‌ای با حدیثی دیگر از امام صادق علیه‌السلام همخوان است: اَلْعامِلُ عَلى غَیر بَصیرَه کالسّائِرِ عَلى غَیرِ الطَّریقِ؛ یعنی کسی که بدون خِرد، کاری را انجام دهد، مثل کسی است که در بیراهه گام برمی‌دارد. امام علی علیه‌السلام، با آن سخن خود در نهج البلاغه به یک منطق رفتاری مهم اشاره می‌کنند؛ منطقی که می‌گوید: برای عملی کردن دانسته‌ها لازم است که «خردمند» باشیم. در حقیقت از نظر امام علی علیهالسلام چیزی به‌نام «مصلحت» در فاصله‌ دانستن تا عمل کردن وجود دارد که لازم است با خردورزی و حکمت به‌دست آید.

«رفتار خردمندانه» می‌گوید ممکن است هر عالمی مدّعی باشد آنچه را که فهمیده است حکم خداست؛ ولی این بَس نیست؛ برای عملی کردن حکم خدا باید واقعیت میدان عمل و مصلحت را نیز شناخت و سپس عمل کرد.

خردمندی تئوریک کافی نیست

به‌طور معمول وقتی حرف از رابطه‌ «دین» و «عقل» به میان می‌آید، ذهن‌ها همه به سمت اثبات عقلانی گزاره‌های دینی می‌رود؛ یعنی همه فکر می‌کنند که توجیه عقلانی باورداشت‌هایی چون توحید، نبوت یا رستاخیز مردگان می‌تواند سازگاری دین و عقل را نشان دهد.

اندیشمندان زیادی از سرِ دلسوزی برای دین و دفاع عقلانی از تعالیم دینی کوشیده‌اند و گمان برده‌اند که میوه‌ این همه تلاش، امکان تداوم سنت‌های دینی در میان جامعه‌ امروز است. غافل از اینکه برای عقل و دین رابطه‌ای دیگر نیز می‌توان تصور کرد که اگر نادیده انگاشته شود، هر اعتقادی را که به ظاهر توجیه عقلی هم داشته باشد، عقیم خواهد کرد.

اینکه دین به معنای مجموعه‌ای از تعالیم وحیانی موجود در کتاب و سنت، عقلانی نشان داده شوند یک ضرورت امروزی است که آنها را برای گروه‌های مختلف موجّه می‌کند ولی این «خردمندی تئوریک» کافی نیست. یک باور درست و سازگار با عقل، اگر نتواند در میدان عمل، خود را به ارائه‌های عقلانیتِ رفتاری بیاراید، پذیرش عمومی را از دست می‌دهد. یک عقیده، هر چند که با هزار توجیه عقلانی، موجّه نشان داده شود ولی در مقام اجرا و عمل نتایج زیانباری داشته باشد، یا به گونه‌ای زیانبار و غیرعقلانی اجرا شود، از کشش لازم برای دیگران برخوردار نیست.

بر این اساس وقتی که از «خردمندی» حرف می‌زنیم و عقلانیت را در توصیف دین و مؤمنان به کار می‌بریم، باید بدانیم که این عقلانیت هم به باورداشت‌ها معطوف است و هم به رویه‌ها و رفتارها؛ و از قضا آنقدر که قرآن و سنت بر «خرد» از نوع «رفتاری» تأکید کرده‌اند، بر خردمندی از سنخ داشتن باورداشت‌های سازگار با عقل تأکید نکرده‌اند.

این در حالی است که جهان امروز بیش از جهان دیروز بر «عقلانیت رفتاری» تکیه دارد. در دنیای جدید مردم از فهم یا فهم‌های مختلف یا درستی و نادرستی گزاره‌های دینی یا خردمندانه‌ بودن و نبودن آنها کمتر سخن می‌گویند. آنان اغلب از «سودمندی و کارگشا بودن» آنچه به‌عنوان دین به آنان تعلیم داده می‌شود سخن می‌گویند تا از «عقل‌پذیری» آنها. این رویه‌ معمول مردم روزگار ما درباره‌ بسیاری از پدیده‌ها است. در جهانی که ما زندگی می‌کنیم «عقلانیت رفتاری» مهم تر از جهان پیشین است. عقل محاسبه‌گر شهروندان جهان امروز بر «مصلحت» تأکید بیشتری دارد.

سوگواری با خردمندی عملی

سوگواری برای امام حسین علیه‌السلام یک سنت دینی سازگار با عقل و وجدان بشری است. این گونه‌ از عزاداری برای ما ایرانی‌ها از هر علاقه‌ سیاسی، مذهبی و اجتماعی بالاتر و پذیرفتنیتر است. هیچ وقت نمی‌توان آن را از هویت ایرانی‌ها جدا کرد. ما ایرانی‌ها آن را با فرهنگ و روحیه‌ خود سازگار یافته و تمایلات تاریخی خود را در آن دنبال می‌کنیم. حتی در دوره‌هایی که حاکمان این سرزمین به هر دلیل خواسته‌اند با آن برخورد کنند و آن را به حاشیه ببرند و از حوزه‌ عمومی حذف کنند، باز هم ایرانی‌ها روضه و عزا برای امام حسین علیه‌السلام را از طریق مجالس خانگی بازآفرینی کرده‌اند.

برای ما ایرانی‌ها سوگواری برای اولیای دین رفتاری خردمندانه و مستند به عقل و دین است. با این حال، حتی این آیین نیز اگر از خردمندی در میدان عمل فاصله بگیرد می‌تواند «حمایت وجدان جمعی» را از کف بدهد.

امسال که مسئولان بهداشت و درمان کشور اعلام کرده‌اند به‌دلیل فراگیری بیماری کرونا و احتمال شیوع بیشتر آن از طریق اجتماعات گسترده، بهتر است عزاداری‌ها با محدودیت‌ها و همان دستورالعملهای پیشگیری از این بیماری برگزار شود، همان خردمندی رفتاری ایجاب می‌کند که به خواست ستاد مبارزه با کرونا تن دهیم و جامعه‌ خویش را با چالش عزاداری‌های بیشتر و با داغ‌دیدگی‌های گسترده‌تر روبه‌رو نکنیم. مصلحت عمومی و حفظ نظام اجتماعی ایجاب می‌کند که سنت درخشان سوگواری به گونه‌ای برگزار شود که اصل بقای جامعه و سلامت شهروندان تهدید نشود.

این روزها نهاد درمان کشور عمیقاً درگیر مبارزه با ویروسی است که استعداد زیادی در گسترش دارد؛ کادر درمان کشور و بسیاری از نهادهای دیگر شبانه‌روز درگیر کنترل دامنه و حوزه‌ فعالیت این بیماری هستند؛ شمار زیادی از مشاغل متأثر از این بیماری تعطیل شده‌اند، خانواده‌های زیادی داغدار شده یا نگران وضعیت سلامت خود هستند؛ در این شرایط «خردمندی مؤمنانه» آن است که سوگواری به گونه‌ای اجرا شود که در نهایت به گسترش این بیماری دامن نزند و درگیری بیشتری برای کادر درمان پدید نیاورد.

فرق میان اسلام ناب و داعش تنها در اعتبار فهم یا خردمندانه اندیشیدن نیست؛ اگرچه مشاجره بر سر درستی فهم، می‌تواند آغاز یک مشاجره‌ خونین باشد ولی فرق اساسی میان اسلام عقلانی و داعش در این است که اولی براساس لزوم خردمندی و عقلانیت در مقام عمل، همواره معتقد بوده است که فهم درست حکم خدا کافی نیست؛ بلکه برای عملی کردن حکم خدا باید «خردمندی» داشت؛ خردمندی مؤمنانه ایجاب می‌کند که برای امام حسین علیه السلام جوری عزاداری کنیم که عزایی نیفزاییم.

 

کپی