اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹

سنت سترون یا سترگ

سنت سترون یا سترگ
ابراهیم گله‌دارزاده مدیر فرهنگی و استاد دانشگاه

هنرهای نمایشی سنتی ایران راهی برای برون رفت از بن‌بست کنونی است اما علاقه‌مندان به نمایش و تئاتر توجه اندکی به آن دارند. در این هنگامه که نمی‌شود یا نباید با کسی برای مدت طولانی زیر یک سقف ماند و هم نفس شدن خطر جانی دارد، باید راهی برای همدلی و چشم در چشم نشستن یافت.

بی‌گفت‌‌وگو می‌دانیم آفرینش هنری به‌عنوان هنرمند و درک و دریافت آفرینش‌های هنری به‌عنوان مخاطب، برای برخی از انسان‌ها بهره‌ای از نیک‌بختی است. تصور این مطلب که برای مدت یک یا چند سال آفرینش هنری دورانی از فترت را سپری کند برای آن دسته، اگر به تلخی کابوس نباشد کمتر از آن هم نیست. و اینکه رنجور زیستن بهتر است یا نیک‌بختی زیر سایه ترس؟
 نمایش‌های ایرانی هیچ گاه در بند مکان اجرا نبوده‌اند و این ویژگی انعطافی حیرت‌آور به آنها بخشیده است. اگر هم مکانی مانند تکیه دولت یا تکیه اعظم برغان (که امروزه همچنان زنده و پا برجاست) ساخته شده است، سفارش زمانه است و صله سلاطین و هبه شاهان. گرچه نمونه کم نظیری مانند تکیه اعظم برغان پیشنهاد نوعی تماشاخانه ایرانی است و می‌توان از طراحی آن به‌عنوان میراث معماری تماشاخانه بومی در ایران یاد کرد. اما همین پیشنهاد هم جایی در دل هنرمندان باز نمی‌کند و راهی برای تولیدمثل نمی‌یابد.
نگارنده، پرداختن به این پیشنهاد را به مجالی دیگر وا می‌نهد که خود مسأله‌ای است کلان و در حاشیه بحثی دیگر نمی‌گنجد. نمایش‌های ایرانی صحنه اجرا را خود بنا می‌کنند صحنه یا به تعبیری بهتر مکان اجرا مکانی است که بر اساس قواعد مکان مقدس چنانکه میرچا الیاده در کتاب رساله در تاریخ ادیان می‌گوید، بنا می‌شود. این صحنه هیچ در قید نیست. لاقیدی در مکان گزینی سبب می‌شود تا هر‌جایی خود، جهان اجرا باشد. میدان، چهارراه، حیاط یک خانه یا حتی حیاط مرکزی در ساختمان مزار امامزادگان می‌تواند صحنه اجرا باشد.
این‌گونه عرصه گزینی برای اجرا، خاص آیین و هنر آیینی است. ایران سرزمین آیین‌ها، اساطیر و افسانه‌هاست، همین روایات اساطیری در طول تاریخ ذهن انسان ایرانی را برای چنین سامان بخشی در محل اجرا بارور ساخته است. داریوش شایگان در کتاب بینش اساطیری می‌گوید: «هرگاه جهانی کوچک که انعکاس جهان بزرگ است بنا می‌شود، هر‌گاه نظامی احداث می‌شود، بن بخشی اساطیری مبدل به عمل می‌شود و عمل خود نیز، پی افکندن و بنیانگذاری است و این بنیانگذاری در دنیای آدمیان همان نقشی را دارد که بن بخشی اساطیری در ازل» (شایگان 91: 35) به این اعتبار معمار یا طراح صحنه اجرا در واقع تاریخ سکونت انسان در ایران و تاریخ تطور ایده و عمل است. در نمایش ایرانی، این اجراست که به مکان اعتبار می‌بخشد. در نقالی گوشه‌ای از قهوه‌خانه یا سفره‌خانه بدل به سیستان می‌شود و تعزیه می‌کوشد کربلا را بازآفرینی کند. سرایت این مکان گزینی برای اجرا، خیمه را در «خیمه‌شب بازی» سیار می‌کند یا پرده‌های «پرده‌خوانان» را بی‌توجه به دیوار از کوچه‌ای به خانه‌ای، خیابانی کوچ می‌دهد. اعتبار و دگرگونگی مکان، با کنش درونی، خویشاوند است. خالی از وهم صحنه‌ای است چنانکه در سنت رومی‌ یونانی سامان یافته است. مکان در هنگام اجرای آیینی، قدسیت می‌یابد. فارغ از تجسم و توهم، با لحظه بدایت یکی می‌شود و مکان، همان مکان رویداد است که در ازل رخ نموده است.
سنت به هیچ‌وجه سترون نیست، سنت سترگ است باید با او گفت‌و‌گو کنیم، اکنون و با شرایطی که این ویروس برای جهان پیش آورده فرصتی است تا پیشنهادهای این گونه هنر را مورد مداقه قرار دهیم. همین که در رستورانی چند تن با فاصله نشسته باشند نقال می‌تواند در گوشه‌ای دورتر فرنگیس تورانی را به کابین سیاوش ایرانی ببرد. یا پرده‌خوان پرده‌ای بیاویزد. یا در همین ماه محرمی که پیش رو داریم. میان میدان می‌تواند تعزیه‌ای برپا شود و مردم دور از هم گرد آن جمع شوند و به تماشا و تزکیه بنشینند. کافی است گفت‌و‌گو کنیم.

کپی