اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۳ مهر ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

ردپای درد مشترک انسان‌ها

ردپای درد مشترک انسان‌ها
مسعود دلخواه کارگردان تئاتر

وقتی چنین مسأله‌ عالمگیری خرد و کلان جهان را با تهدید مرگ روبه‌رو کرده است و انسان استیصال خود را دربرابر ویروسی این‌چنین کوچک به تماشا نشسته، طبیعی است همان‌طور که بر تمام ارکان زندگی بشر سایه بیندازد، روی آثاری که همین بشر خلق خواهد کرد تا راوی چنین دورانی باشد نیز تأثیرگذار خواهد بود.

به شخصه به این موضوع و تأثیراتش بر حیات بشر امروز فکر می‌کنم و می‌بینم از جزئی‌ترین و کوچک‌ترین شکل تأثیر تا کلی‌ترین و مهم‌ترینش می‌توان سوژه بیرون کشید و طرح و ایده برای نوشتن. واقعاً دلم می‌خواهد در اولین فرصت بنشینم و این طرح‌ها را بنویسم؛ طرح‌هایی که اصولاً می‌خواهد از شرایط بسیار باورناپذیر امروز و آینده مبهم، غیر روشن و به نوعی ناامنی هستی انسان را یادآوری کند. جهان تجربه زندگی در جنگ جهانی دوم و پس از آن را دارد که اثراتش کم و زیاد به تمام جهان سرایت کرد و اگر چه نسبت به موضوع کرونا، کمی امیدوارکننده‌تر به‌نظر می‌رسید اما رد پای بزرگ آن را در هنر و فلسفه غرب می‌بینیم که به فلسفه اگزیستانسیالیستی و هنر ابزورد منتهی شد. جهان پس‌از خاموشی جنگ، تازه با وضعیتی ابزورد از زندگی مواجه شد و این وجه از سؤال شکل گرفت که واقعاً انسان تا کجا در برابر شگفتی‌ها و راز و رمزهای زندگی و مرگ ناآگاه است و این سؤال به دل هنر و فرهنگ و ادبیات رفت و علوم انسانی را از خود لبریز کرد. در دوران کنونی و در وضعیت کرونا هم در جایی که امروز ایستاده‌ایم شکل مشخص و دقیقی از زمان و شرایط به پایان رسیدن این بحران پیش‌ روی‌مان وجود ندارد و نمی‌توانیم از آنچه بعد از تمام شدن این وضعیت تجربه خواهیم کرد حدس و گمان دقیقی داشته باشیم پس شکل بروز و ظهور تأثیراتش هم غیرقابل پیش‌بینی است. با این‌همه می‌توان حدس زد که پساکرونا، دوره تشنگی است و حرف زدن درباره آنچه بشر در این دوران تجربه کرد و پرداختن به سویه‌های مختلف آن.‌ پیش‌بینی من این است که رد پای درد مشترک انسان‌ها در آثار آیندگان به‌صورت منطقی دیده خواهد شد. به این دلیل که این بحران نه بومی و نه منطقه‌ای و نه سرزمینی، بلکه کاملاً جهانی است و وقتی می‌بینیم کرونا آدابی جهانشمول از رعایت پروتکل‌های بهداشتی تا انزوای خانگی و قرنطینه را برای همه مردم دنیا رقم زده متوجه می‌شویم که این شکل از شباهت چیزی‌است علیحده که پیش‌تر از این وجود نداشته و برای یک هنرمند، مثلاً یک نمایشنامه‌نویس چه سوژه‌ای بکرتر از این. کرونا، نشان داد که انسان چه بیهوده بر سر قدرت حرص می‌زند و چه باعجله و سهل‌انگارانه منابع طبیعی را از بین می‌برد. شاید پس از قرن‌ها، اولین بار است که انسان دوباره به جایگاه مقدس طبیعت در کل جهان و به‌صورت یکپارچه و جهانی فکر می‌کند و از طرفی دیگر سرنوشت تراژیک قربانیان و شکل مرگشان دستمایه‌ای است برای نوشتن از رنج بشر به اشکال گوناگون. یا بحث تحریم‌هایی که شرایط را برای کشوری مثل ما بسیار دشوار کرده یا بی خردی و آماده نبودن برای برخورد با چنین مسأله‌ای که می‌تواند در هر کجای جهان اتفاق بیفتد. همه اینها تیتروار سوژه‌هایی هستند که می‌توانند محل نوشتن باشند و ایده‌ای برای نوشتن. کرونا باعث شده انسان‌ها ماهیت خود را دوباره مرور کنند. کرونا در دستی مرگ آورد و در دست دیگرش، هدیه‌ای افشاگرانه که می‌خواست انسان‌ها را در سطوح مختلف جامعه با نتیجه کارشان آشنا کند و ماهیت‌ها را نشان بدهد. این افشاگری جهانی جزو محسنات کروناست و حتی افشاگری‌های فردی و برون‌ریزی انسان‌هایی که از در خانه ماندن و تنهایی می‌ترسند و حالا فهمیده‌اند که از این شکل تنهایی می‌ترسند. اینجاست که عیان می‌شود انسان‌های صبور، پیروزمندان این دوران هستند. همه ما در مرز افشا شدن هستیم که تا چه حد از مرگ می‌ترسیم یا در چنین موقعیتی شعور جمعی خواهیم داشت یا همان‌طور که گفتیم چقدر اصرار داریم آیین‌های غیرمذهبی مثل فوتبال و... جایگاه خود را نشان می‌دهد که کدام اهمیت داشته و کدام نه. همه اینها قیمتی است که ما آن را پرداخت خواهیم کرد تا به خود و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم نگاهی دوباره بیندازیم. 
کپی