اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹

روایت یک مسیر رنج‌آور

روایت یک مسیر رنج‌آور
محسن بوالحسنی خبرنگار

بهرام افشاری فقط «بهتاش فریبا» نیست. اگر چه او با پایتخت دیده شد و بالاخره رنج سال‌ها نادیده‌شدنش به پایان خوشی رسید اما او پیش از این هم تلاش‌ها و حضورهای بسیاری داشت تا اینجایی که حالا همه این پسرقد بلند بامزه را با تیکه‌کلام‌های پایتختی‌اش می‌شناسند.

افشاری حدود یک‌دهه است که در کارهای مختلفی ظاهر شد و آن‌طور که خودش روایت می‌کند رنج‌های بسیار متحمل شد تا بهرام افشاری امروزی باشد که همه او را با دست نشان می‌دهند. «جوجه تیغی» در واقع روایت یک جوان همدانی است که خانواده متمولی ندارد، مادرش فوت کرده و او با پدرش زندگی می‌کند و در روزهای آس‌وپاسی و علافی دریچه‌ای به رویش باز می‌شود تا در تئاتر حضور پیدا کند و همین او را به تهران می‌کشاند. به کلاس‌های حمید سمندریان می‌رود و بعد از کلاس اطراف تئاتر شهر می‌چرخد تا شاید بازیگر مشهوری را ببیند و... او رؤیایی دارد در قد و قامت خودش؛ مشهور شدن. کارش به پشت صحنه و نقش‌های کوتاه و سیاهی لشکری می‌کشد و پسری که رؤیای کسب جایزه اسکار داشت ناامید و سرخورده در جست‌وجوی راهی برای برگشتن به همدان است. «جوجه تیغی» تک‌نفره و به‌صورت مونولوگ اجرا می‌شود و افشاری با کت‌وشلوار مشکی مخصوص برندگان اسکار روی صحنه می‌آید و با لهجه شیرین همدانی شروع می‌کند. بهرام افشاری می‌خنداند و غمگین می‌کند و گاهی مخاطب را با خود به پشت‌صحنه‌های نه‌چندان دل‌چسب و هنرمندانه تئاتر می‌برد و از برخوردهایی که با او در آن روزگار آس‌وپاسی و غریبگی می‌شود حرف می‌زند. این روایت بهرام افشاری‌های بسیاری است که به عشقی و آرزویی پا به عرصه خشن و تند هنر می‌گذارند و تک‌وتوکی از آنها به آرزویشان می‌رسند و بسیاری هم سرخورده و ناامید دست از آرزوهایشان می‌کشند و می‌روند زندگی‌شان را طور دیگری ادامه می‌دهند. جوجه تیغی روایت کسانی است که ناخودآگاه انگار تیغ‌هایی دارند که انتخاب خودشان نیست... او همچنان رؤیایی دارد و یادش نرفته برای این رؤیا چه راه‌ها طی کرد و چه زخم‌ها خورد. این اثر به شکل رپرتوآر در سال های 1394 الی1397اجرا شده حال می‌توان آن را در فیلیمو دید.
جوجه تیغی
 ‌نویسنده و کارگردان: بهرام افشاری
بازیگر: بهرام افشاری‌‌

کپی