اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹

چرخه معیوب شعار

چرخه معیوب شعار
علی قنبری استاد دانشگاه و نماینده ادوار

منافع ملی ما خصوصاً در طول دو دهه اخیر بیشترین ضربه را از محل چرخه معیوب شعارهای عموماً سیاسی خورده است. به عبارتی می‌توان گفت که الزامات ضروری مدیریت صحیح کشور جهت بهبود شرایط عمومی همواره در میان فشارهای فزاینده این شعارهای سیاسی خرد شده و از یاد رفته‌اند.


 در دنیای سیاست در هر نظام حقوقی، شعارها و وعده‌های سیاسی یکی از بخش‌های جداناپذیر فعالیت‌های جریان‌ها و احزاب مختلف هستند. نکته ظریف اما اینجاست که آن ساختارها و حتی واقع‌بینی حاکم بر خود این احزاب و جریان‌های سیاسی اجازه نمی‌دهند که شعارهای یاد شده و فعالیت‌های تبلیغی تبدیل به همه چیز آنها شوند و همواره مرز بین شعار و اقدامات عملیاتی در مقام اداره کشور کم و بیش حفظ می‌گردد.
این وضعیت اما در کشور ما به شکل مشهودی تفاوت دارد و در موارد بسیاری گروه‌های سیاسی در قیاس با واقع‌بینی لازم برای اداره کشور، وزن بسیار بیشتر و سنگین‌تری را برای شعارها و اقدامات و عملیات‌های تبلیغی خود قائل شده‌اند. همین مسأله نیز اکنون باعث شده تا شکاف و فاصله بین شعارها و عمل گسترده شود. این پدیده‌ای است که به نظر می‌رسد در مجلس یازدهم هم با شدتی حتی بیشتر از قبل در حال تکرار است. هر چند هنوز زمانی بسیار اندک از عمر این مجلس گذشته ولی در همین زمان کوتاه هم می‌شود مواردی دال بر صحت این ارزیابی را مورد اشاره قرار داد. برای نمونه طرح موضوع خروج از برجام، خروج از معاهده ان پی تی و حتی توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی است. جدای از اینکه تصمیم در این موارد تا چه اندازه در اختیار پارلمان می‌باشد، مسأله مهم‌تر این است که در شرایط فشارهای فزاینده خارجی آیا نمایندگان متقاضی این اقدامات کوچک‌ترین محاسبه‌ای از تأثیر عملی شدن پیشنهاد خود دارند؟ در شرایطی که تحریم‌های یکجانبه امریکا حتی دریافت پول نفت ایران از کشورهای دوست را هم دچار مشکل جدی کرده، رفتن به سمتی که بهترین بهانه‌ها را برای افزایش فشارهای خارجی به دست حاکمان کاخ سفید می‌دهد چه سودی برای ایران خواهد داشت؟
همین دست ایرادات را می‌توان به شعارها و موضعگیری‌های مجلس در روزهای گشته درخصوص مسائل مختلفی از فضای مجازی گرفته تا بحث فرهنگ و اقتصاد و آسیب‌های اجتماعی و... وارد دانست. این دست شعارها شاید بتوانند یک پایگاه اجتماعی مشخص در کشور را به سر ذوق بیاورند اما مسأله تامین منافع ملی کشور در این موضوع مسأله اصلی است که محل تردید جدی قرار دارد. هم از این منظر که آیا اساساً اجرایی شدن این شعارها با هر فرضی، آثاری مثبت برای کشور در پی خواهد داشت یا خیر؟ و هم از این جهت که آیا سیاست‌ورزی صرفاً عرصه تکیه بر شعار و شورانگیزی در جامعه است یا عرصه محاسبات منطقی با لحاظ منافع ملی؟
در پایان تذکر این موضوع ضروری به نظر می‌رسد که جامعه فارغ از شعارها و تبلیغات سیاسی، مطالبات و خواسته‌های خود و مهم‌تر از اینها درک و دریافتی از شرایط و راه‌های حل مشکلات در کشور دارد که به تجربه هر روز بیشتر از قبل از تصویر ساخته شده توسط شعارهای مرسوم سیاسی فاصله می‌گیرد و بخش مهمی از اتفاقات سال‌های اخیر را هم باید در همین چارچوب تحلیل کرد. با این وصف برنامه‌های شعاری نه فقط بازتابی در عمل برای تأمین منافع عمومی کشور ندارند بلکه اخیراً کارکرد تبلیغاتی خود برای اقناع افکار عمومی را نیز بیش از قبل از دست داده‌اند و این یعنی چنگ زدن بر ریسمان شعار، راهی نیست که حتی به نتایجی حداقلی و جناحی منجر شود.

کپی