اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹
اعترافات بولتون

برجام ایران را قوی تر کرد

برجام ایران را قوی تر کرد

گروه سیاسی/ «ایران به واسطه برجام به کشوری قوی‌تر تبدیل شد و توان نظامی و امنیتی آن غنی‌تر شد.» شاید این مهم‌ترین گزاره کتاب جدید جان بولتون، مقام اخراجی دولت دونالد ترامپ باشد که تحت عنوان «در آن اتاق اتفاق افتاد» بارها به آن اشاره شده است.


 «بولتون» یک سیاستمدار دست راستی امریکایی است که نام او بیشتر به واسطه یک عمر تلاش برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های کشورش و بهره‌برداری از حضور در قدرت برای اقدام علیه ایران بر زبان‌ها افتاده است. خاصه وقتی که او از مارس 2018 به عنوان مشاور امنیت ملی وارد کابینه پرتلاطم ترامپ شد، کوشید چشم و گوش رئیس ‌جمهوری امریکا در سیاست خارجی و امنیت ملی باشد. اما وقتی او به سرنوشتی مشابه بسیاری از نزدیکان ترامپ در قدرت مبتلا شد و کنار رفت تصمیم به نگارش و انتشار کتابی گرفت که در مرحله قبل از انتشار با حاشیه‌های زیاد همراه و محتوای آن نیز با تفسیر و تعبیرهای گوناگون روبه‌‌رو شد.
قابل انتظار بود که نام ایران در کتاب «بولتون» که به واسطه نگاه جنجالی و جنگ طلبانه‌اش علیه ایران به شهرت رسیده است، بیش از هر نام دیگری به چشم بخورد. چه در این کتاب که مشتمل بر ۵۷۰ صفحه و ۱۵ فصل است، ۷۵۵ بار نام ایران، ۲۸ بار نام رهبر معظم انقلاب اسلامی، ۲۶ بار نام «حسن روحانی» رئیس جمهوری ایران و ۴۳ بار از «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران اسم برده شده است.
اشارات بولتون بی‌تردید دو وجه مهم از سیاست‌هایی را به تصویر می‌کشد که از طرف جریان‌های قدرت ضد ایرانی و از سوی دیگر مخالفان داخلی علیه سیاست مسالمت آمیز دولت حسن روحانی طراحی شده است. کسانی که به دولت باراک اوباما تاختند؛ چرا در ازای «هیچ» پول زیادی را روانه ایران کرد و در داخل ایران  هم عده‌ای روحانی را زیر ضرب این گزاره گرفتند؛ در ازای چه چیزی فعالیت‌های هسته‌ای ایران را متوقف کرده است.در حقیقت روایت بولتون دو نکته اساسی درون خود دارد یک اعتراف او به عنوان یکی از سرسخت‌ترین مخالفان ایران بر اینکه برجام به نفع تهران بوده و دیگری تأیید اظهار نظر چندی پیش محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان که گفته بود گروه « بی »متشکل از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان و جان بولتون مشاور امنیت ملی وقت ترامپ بیشترین مانع تراشی‌ها را در مسیر امضا و اجرای برجام داشته‌اند. جای جای این کتاب آنجا که به موضوع ایران پرداخته اشاره به همین کارشکنی‌های گروه بی و اعتراف به فواید برجام برای ایران دارد.
بولتون در کتاب خود توافق هسته‌ای و نارضایتی از ثمرات آن برای ایران را، دلیل موجهی جهت ساماندهی و هدایت حملات جریان‌های ضد ایرانی برمی‌شمارد. او در جایی از این کتاب می‌گوید: «شیوه نگارش متن و مذاکره درباره برجام قابل قبول نبود و صرفاً برای ایران سودمند بود؛ قابلیت اجرایی شدن و راستی آزمایی نداشت و از نظر طول دوره زمانی و فراگیری کافی نبود.» به گفته او، این توافق اگرچه به ظاهر باید تهدیدات ناشی از برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران را حل می‌کرد اما هیچ کاری نکرد، بلکه در حقیقت، با ارائه یک راه حل قلابی، توجهات را از خطرات منحرف کرد و موجب رفع تحریم‌های اقتصادی شد و در عین حال به تهران اجازه داد که اساساً بدون مانع عمل کند.» او در ادامه با اشاره به این توافق می‌نویسد: «در مورد ایران، اصرار کردم که (ترامپ) برنامه خروج از برجام را همچنان پیش ببرد و توضیح دادم که چرا استفاده از زور علیه برنامه هسته‌ای ایران تنها راه حل پایدار است.»
بولتون همچنین افزوده است: «این توافق به طور جدی تهدیدات دیگری را که ایران ایجاد کرده‌ بود برطرف نکرد. برنامه موشکی بالستیک این کشور...  آیت الله‌های تهران با رهایی از بند تحریم‌ها و بهره‌مند شدن از انتقال ۱۵۰ میلیون دلار پول پالت در هواپیماهای باری و آزاد شدن حدود ۱۵۰ میلیارد دلار دارایی در سطح جهان، دوباره فعالیت خود را ادامه دادند.»
ذیل چنین نگاهی بود که بولتون با حضور خود در کابینه ترامپ روزهای مصونیت تهران را تمام شده دانست و تلاش برای آغاز جنگ نظامی علیه آن را به عنوان مأموریتی مهارناپذیر در دستور کار قرار داد. او در کتاب خود، جنگ با ایران را جرقه‌ای برای تغییر نظام می‌دانست بی آنکه ویرانگری ناشی از آن را به حساب بیاورد. از این رو  پیشنهاداتی که با هدف میانجیگری میان تهران و واشنگتن مطرح می‌شد، تیری زهرآگین بود که به سوی اهداف جنگ‌طلبانه او روانه می‌شد. چنان که در کتاب به ماجرای سفر «آبه شینزو»، نخست وزیر ژاپن به تهران اشاره می‌کند که با سودای میانجیگری میان ایران و امریکا در دستور کار قرار گرفته بود.  بولتون در این باره می‌گوید: «نخست وزیر ژاپن به سفر به ایران در اواسط ژوئن و قبل از نشست جی 20 در اوزاکا فکر می‌کرد. زمانی که من در تدارک سفر ترامپ و دیدارش با امپراطور ژاپن، در سفر به توکیو، با آبه دیدار کردم، او گفت اگر ترامپ بخواهد به ایران سفر کند، این سفر مفید خواهد بود. من قطعاً نمی‌توانستم بگویم که فکر می‌کنم کل این ابتکار، یک ایده وحشتناک است.» بولتون در حقیقت مخالفت خود با سفر نخست وزیر ژاپن به ایران را به رخ می‌کشد و می‌گوید که از نظر او  تصمیم ترامپ برای ارسال ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن با هدف تهدید نظامی ایران، اقدام بهتری بوده است.
بولتون در حالی به صراحت از نارضایتی جریان‌های پنهان قدرت در امریکا و همپیمانان این کشور با برجام سخن گفته است که بال دیگر این جریان ضد ایرانی، گروه‌های مخالف در ایران و گروه دلواپسانی بود که پس از برجام یکباره همه دستاوردهای آن را به طرفه‌العینی کتمان و آن را دستخوش تحریف و دگردیسی کردند و دولت را به واسطه این توافق در سیبل حملات دامنه‌دار خود قرار دادند. توافقی که به باور اغلب صاحبنظران به رفع تحریم‌ها و بازگشت منابع مالی به کشور منتهی شد و در صورت مواجه نشدن با کارشکنی مخالفان می‌توانست کلید گشایش در زندگی همه اقشار و سطوح جامعه باشد. اما تندروهای داخلی به سیاق خارجی‌ها چنین نتیجه گرفتند که اگر دولت روحانی این مرحله سخت را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه احتمال قدرت‌یابی مخالفان به امری برگشت‌ناپذیر تبدیل خواهد شد. یا به تعبیر حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری قربانی زیاده خواهی‌های دوسویه شد: «دلواپسانی عرب زبان و عبری زبان که به امریکایی‌ها می‌گفتند چرا زیاد دادید و کم گرفتید و دلواپسانی فارسی زبان که به ایرانی‌ها می‌گفتند چرا کم گرفتید و زیاد دادید. هر دو طرف به ظاهر بسیار بیشتر می‌خواستند ولی در عمل هر دو بسیار کمتر به دست آوردند.»
اگرچه ایران کوشید با مدیریت برخی از تحولات از جمله خروج یکجانبه امریکا از برجام، تشدید تحریم و عمیق‌تر شدن رابطه با امریکا از تشدید این مشکلات جلوگیری کند، اما در این میان، تقارن ورود بولتون  به کابینه ترامپ و محمد بن سلمان در عربستان، در کنار دولت نتانیاهو در اسرائیل و مواجهه تقابلی «بن زاید»، حاکم امارات به تشکیل گروهی منجر شد‌ که یکی از مهم‌ترین اهدافش جنگ نظامی علیه ایران و محدود کردن نقش‌آفرینی منطقه‌ای آن بود. گروهی که پیشتر محمدجواد ظریف در اشاره به آن گفته  بود برخلاف میل ترامپ به دنبال درگیر کردن امریکا با ایران است. بولتون درکتاب خود به صراحت اعلام می‌کند که سیاست‌های جنگ افروزانه او تا چه میزان با پشتیبانی اعضای این گروه همراه بوده است. آنجایی که به ماجرای میانجیگری «آبه شینزو» میان ایران و امریکا اشاره می‌کند از نارضایتی «بن زاید»، حاکم امارات (متحد وقت بن سلمان) سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: «در مسیرمان به لندن، توقف کوتاهی در ابوظبی داشتیم و در آنجا بن زاید گفت که نمی‌فهمد چرا ترامپ می‌خواهد با ایران گفت‌وگو کند.» بولتون همچنین در بخشی از این کتاب داستان جلسه‌ای در سال ۲۰۱۷ و اظهارات ترامپ در آن جلسه را تعریف می‌کند. او که در آن موقع هنوز به سمت مشاور امنیت ملی امریکا نرسیده بود، به حمایت تلویحی رئیس جمهوری امریکا از حمله احتمالی اسرائیل به ایران اشاره می‌کند و به نقل از ترامپ می‌نویسد: «شما به نتانیاهو بگویید که اگر او از زور استفاده کند، من از او حمایت خواهم کرد. من به او گفتم، اما شما دوباره به او بگویید.»
بولتون در جای دیگری به سفر غافلگیرانه محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران به نشست گروه ۷ در اوت ۲۰۱۹ در بیاریتس فرانسه می‌پردازد. به گفته بولتون، ترامپ دعوت امانوئل مکرون، رئیس ‌جمهوری فرانسه را برای دیدار میان رئیس‌ جمهوری امریکا با وزیر خارجه ایران پذیرفته‌ بود و نتانیاهو بشدت از این اقدام ترامپ خشمگین شده‌ بود. به نوشته مشاور پیشین کاخ سفید، همزمان نتانیاهو در تلاش بوده که با ترامپ تماس برقرار کرده و مخالفت خود با چنین دیداری را به اطلاع وی برساند و مانع از انجام چنین دیدار احتمالی بشود، اما کوشنر داماد ترامپ از برقراری چنین تماس جلوگیری کرده، چراکه اعتقاد داشته درست نیست یک شخصیت سیاسی خارجی دیدار کردن یا نکردن با کسی را به ترامپ دیکته کند.
در واقع کتاب «در آن اتاق اتفاق افتاد» بیش از هر منبع دیگری پشت پرده تحرکات یکی از رادیکال‌ترین جریان‌های سیاسی ضد ایرانی در دولت امریکا و متحدان خارجی‌اش را برای هدایت این کشور به جنگ علیه ایران و به بن‌بست کشاندن برجام روایت می‌کند و یادآور می‌شود که مقام‌های دولت ایران در سال‌های اخیر با چه طوفانی از خصومت در عرصه سیاست خارجی روبه‌رو بوده‌اند. طوفانی که دست بر قضا همراهانی هم در داخل کشور داشت.

کپی