اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹

نگاهی به بازتاب رسانه‌ای قتل رومینا اشرفی

رسانه‌ها در نقش حواس جدید مردم

رسانه‌ها در نقش حواس جدید مردم
نعمت‌الله فاضلی ‌استاد انسان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‌

داستان قتل کودک 13 ساله به نام رومینا اشرفی در روزهای اخیر جامعه و به ویژه حوزه عمومی ایران را متاثر ساخته است. به سرعت قتل رومینا به روایت رسانه‌ای بزرگی تبدیل شد و لحظه مهمی در فضای فکری و فرهنگی ایران بود. این قتل زمینه مهمی شد که بخشی از موقعیت پرتنش جامعه ایران خود را آشکار کند.

در فرآیند عینیت بخشی و آشکارسازی بسیاری از تنش‌ها، تضادها و تعارضاتی که در خانواده، زندگی روزمره و فضای اجتماعی ایران وجود دارد، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مانند تلگرام و اینستاگرام بازیگران مهمی هستند. هزاران عکس، فیلم، خبر، گزارش، شعر، داستان، اظهارنظر و تحلیل و تفسیر از این ماجرای تراژیک خلق و منتشر شد. پرسشی که اکنون در برابر ما قرار دارد این است که این روایتگری و تفسیرگری از حادثه تراژیکی مانند قتل کودک 13 ساله چرا انجام می‌گیرد؟

آیا با بازنما ساختن صوتی، تصویری و مکتوب این قتل می‌توان در مسیر بهبود جامعه و روابط انسانی و اجتماعی در ایران امروز گامی برداشت یا خیر؟ اهمیت ارزیابی این پرسش تنها در خود این پرونده نیست، بلکه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی سال‌هاست که در برساخت جمعی روایت جامعه ما از تمام رویدادهای فاجعه‌آمیز است و این کارکرد رسانه‌ها و شبکه با بدبینی و نقدهای سیاسی و اجتماعی روبه‌روست.
ارزیابی رسانه‌ها و شیوه کار آنها در بازنمایی جامعه موضوع گسترده‌ای است که درباره آن بسیار نوشته‌اند و همچنان بسیار می‌توان سخن گفت. در اینجا نمی‌خواهم به این موضوع بپردازم. بلکه می‌خواهم با توجه به «تحلیل فرهنگی» که ارائه می‌کنم توضیح دهم که انعکاس رخدادها بویژه رخدادهای تراژیک و ویرانگر در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها بخشی از دنیای جدید است و جوامع تلاش می‌کنند از این طریق با کمک تفسیر فرهنگی امکانی برای رها ساختن جامعه از قید عوامل و نیروهای ویرانگر، محدودساز، تبعیض آفرین و سرکوبگر فراهم سازند.
رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی فرصت‌های تازه‌ای در اختیار شهروندان دنیای امروز قرار می‌دهند تا «فرهنگ همچون عمل» شکل بگیرد. این برداشت از فرهنگ، متمایز از برداشتی است که فرهنگ را ساختاری از پیش موجود و تعیین یافته می‌داند. زیگمونت باومن در کتابی با عنوان «فرهنگ در عمل» این دیدگاه را تشریح می‌کند. باومن در کتاب «آزادی» (1988) استدلال می‌کند که در این جامعه به اعتقاد او پسامدرن، ما نمی‌توانیم صرفاً براساس رویکرد شکل گرفته در دنیای مدرن یعنی از راه طراحی کردن، برنامه‌ریزی و نظارت کردن، جامعه را انسانی‌تر بسازیم و او پیشنهاد می‌کند «از طریق بازتاب و تفسیر جامعه و فرهنگ»، می‌توان راهی برای بهبود موقعیت انسان و انسانی‌تر ساختن جامعه فراهم ساخت.

مشارکت همگان در تفسیر و بازنمایی موقعیت‌ها، بحران‌ها، فاجعه‌ها و حوادث تراژیک از جنبه‌های گوناگون می‌تواند فرصتی برای بهبود و اعتلای موقعیت و روابط انسانی و اجتماعی فراهم کند و فرهنگ ساخته شود یا به قول باومن در این صورت فرهنگ تضمین‌کننده آزادی خواهد شد. به‌صورت فهرست وار این امکان‌ها را توضیح می‌دهم.
اول- بازتاب گسترده حوادث و رویدادهای انسانی و اجتماعی مانند قتل رومینا اشرفی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی این امکان را فراهم می‌کند تا جامعه آینه‌ای در برابر خود قرار دهد. این آینه امکان شنیده و دیده شدن صداها، موقعیت‌ها و حوادثی را می‌دهد که در وضعیت عادی زیر خروارها حوادث ریز و درشت دیگر پنهان مانده‌اند. از این‌رو رسانه‌ها با بازنما کردن موقعیت‌های تراژیک به ما «فرصت توجه کردن به سرکوب‌ها، خشونت‌ها و عفونت‌های اجتماعی را می‌دهند». بدون وجود این آینه می‌تواند این عفونت‌ها گسترش یافته و بتدریج سراسر بدن جامعه را آلوده سازد.
دوم- رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از طریق بازنما ساختن رویدادهای تراژیک و موقعیت‌های خشونت بار این امکان را فراهم می‌کنند که همه شهروندان و نه صرفاً سیاستمداران، مدیران یا گروه‌های خاص به شیوه‌های گوناگون «درگیر موقعیت اجتماعی شوند».

درگیر شدن با موقعیت‌های اجتماعی این فرصت را می‌دهد که نوعی احساس مسئولیت و پاسخگویی برای همگان به وجود آید. از این طریق عملاً فرصتی فراهم می‌شود که طی آن تفسیرکنندگان و تأویل‌گران این رخدادها نه تنها در موقعیت تفسیرکردن بلکه در موقعیت «استیضاح جمعی» هم قرار می‌گیرند. یعنی شهروندان خود را نسبت به فاجعه‌ها و خشونت‌ها و عفونت‌های جمعی مؤاخذه کنند و از خود و از یکدیگر بپرسند سهم هر یک از ما در شکل‌گیری این فاجعه‌ها و خشونت‌ها چیست.
سوم: رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از طریق ایجاد کردن فرصت برای درگیری شهروندان و گروه‌ها در تفسیر و تأویل موقعیت‌ها و رخدادهای اجتماعی این امکان را فراهم می‌کنند که جامعه به «بازاندیشی و نقد کلی خود بپردازد». در حادثه‌ای مانند قتل رومینا اشرفی مشاهده می‌کنیم که چگونه پرونده این قتل با روایت‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گوناگون مفصل‌بندی می‌شود. همین‌طور ما می‌بینیم که پرونده قتل رومینا با مسأله فقر، آموزش، سواد و مسائل بنیادی دیگر جامعه ما مفصل‌بندی می‌شود. در این فرآیند مفصل‌بندی کردن پرونده قتل با «مسائل بزرگ» در جامعه اتفاقی که شکل گرفته عبارتست از تلاش جمعی برای «بازاندیشی انتقادی فرهنگ و جامعه ایران در کلیت آن». از این طریق عملاً فرصتی فراهم شده تا ما در گفت‌و‌گویی اجتماعی تلاش کنیم تا به روایت تازه‌ای از فرهنگ و جامعه خود دستیابیم.
چهارم: رسانه‌ای شدن پرونده این قتل و پرونده‌های مشابه آن بخشی از عملکرد فرهنگ در جامعه امروز است. بازنمایی رسانه‌ای رخدادها در جهان امروز صرفاً فعالیتی مجازی یا بازنمایی تصویری یا صوتی نیست. واقعیت فرهنگ در لحظه اکنون و آینده این است که آنچه رسانه و فضای مجازی انجام می‌دهد پاره مهمی از ساز و کار فرهنگ و چگونگی فروریزی یا بازسازی معنا در جامعه امروز است.

از این‌رو نباید به عملکرد رسانه‌ای شدن رخدادها و موقعیت‌ها در جهان رسانه به منزله نوعی آسیب یا بافت صدمه دیده حیات اجتماعی نگاه کرد. جهان رسانه‌ای وجه بنیادین ساختاریافته امروز ماست. از این‌رو وقتی حادثه‌ای مانند قتل رومینا اشرفی رسانه‌ای می‌شود به بیان دیگر باید گفت این حادثه پاره‌ای از فرهنگ امروز ماست. در جهان امروز با این بازنمایی‌ها زندگی می‌کنیم، می‌اندیشیم و احساس می‌کنیم. رسانه‌ها با افزودن بعد زیبایی شناسانه به واقعیت‌ها، یعنی افزودن صوت، تصویر و کلمه به آنها، حساسیت جدیدی نسبت به واقعیت‌های اجتماعی را خلق می‌کنند که با ابزار و راهبرد دیگری نمی‌توان حواس همگان را معطوف به این واقعیت‌ها کرد.
این مفهوم حساسیت جدید را «هربرت مارکوزه» فیلسوف و نظریه پرداز بلندآوازه معاصر ابداع کرد. او در دهه‌های 60 و 70 میلادی ازحساسیت جدید سخن گفت، زمانی که انقلاب رسانه‌ای و ارتباطی در اوج شکل‌گیری‌اش بود. منظور مارکوزه این بود که جامعه امروز به شیوه متفاوتی جهان را لمس می‌کند. حواس پنجگانه ما و شیوه‌های تجربه کردن ما در جهان دگرگون شده است.

ژنتیک فرهنگی و شیوه‌های رمزگذاری و رمز گشایی ما دستخوش تغییر شده‌اند. رسانه‌ها سنسورها و حواس جدید ما هستند که حساسیت جامعه و انسان امروزی را شکل می‌دهند. پرونده قتل رومینا و شیوه رسانه‌ای شدن آن نمونه‌ای است از حساسیت جدید در جامعه ما. جامعه ایران در «جهان جهانی شده» نمی‌تواند حساسیت جدید را تجربه نکند. تلویزیون‌ها، ماهواره‌ها، مطبوعات، شبکه‌های اجتماعی و به‌طور کلی رسانه، حساسیت انسان امروز را تحریک می‌کند یا دقیق‌تر بگوییم رسانه همان حساسیت جدید ماست. زندگی در این فرهنگ حساس دشوار است. حکومت‌ها و نظام‌های حکمرانی، گروه‌ها، احزاب، نخبگان و شهروندان عادی لاجرم به فرهنگ حساسیت جدید پرتاب شده‌اند. از این‌رو جای شگفتی نیست که پرونده قتل دخترکی در گوشه‌ای دورافتاده در ایران زیر ذره بین جهان قرار گیرد.
رسانه‌ها همان‌طور که «فرهنگ حساسیت جدید» را شکل داده‌اند به همان شکل نیز خود را زیر ذره بین قرار می‌دهند. رسانه‌ها هم جامعه را رسانه‌ای می‌کنند وهم خودشان را در آینه خودشان بازنما می‌سازند. ما برای داشتن جامعه‌ای منصفانه تر، عادلانه تر، اخلاقی‌تر و انسانی‌تر باید بکوشیم. رسانه‌ها در امتداد حواس ما هستند. امروز اگر رسانه‌ها پرونده قتل کودکی را زیر ذره‌بین و دوربین خود قرار داده‌اند به معنای این است که چشم‌ها، گوش‌ها، دهان‌ها و زبان ما به‌صورت جمعی تمام لحظه‌های زندگی ما را می‌بیند، می‌شنوند، می‌خواند، می‌فهمد و می‌داند. از این‌رو باید در مواجهه با رسانه‌ای شدن رخدادها آگاهانه‌تر به جایگاه رسانه و پیوند آن با فرهنگ بیندیشیم.
Bauman, Z. (1994) Culture as praxis. London: SAGE
Bauman, Z. (1988) Freedom. Minneapolis
Marcuse, H. (1970) Five lecture. Boston: Beacon Press

کپی