اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹

توصیه بهمن ارک به فیلمسازان جوان شهرستانی:

خودت باش و شکست‌هایت را تحمل کن‌

خودت باش و شکست‌هایت را تحمل کن‌
نرگس عاشوری خبرنگار

بهمن ارک که سال گذشته با همراهی برادرش بهرام ارک با فیلم «پوست» در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت و جایزه بهترین فیلم هنر و تجربه را از آن خود کرد این روزها مشغول طراحی و نگارش فیلمنامه تازه‌اش درباره شاه طهماسب اول است؛ اثری تاریخی -افسانه‌ای درباره دوره‌ای که اوج هنر نقاشی بود: «در حال گشت‌وگذار اطراف تبریز هستم.

بخشی از این گشت‌وگذارها برای یافتن لوکیشن فیلم جدید است. همیشه از جاده‌های اصلی رفت و آمد داریم، کلی جاده فرعی کشف کردم و تازه فهمیدم باید جاده‌های فرعی را تجربه کرد.»
آن‌طور که خودش می‌‌گوید ساختن این اثر البته کار چندان راحتی نیست: «فعلاً فیلمنامه را می‌نویسیم و اگر از پس ساختش بر نیامدیم فیلمنامه دیگری می‌نویسیم.»
یکی از شاخصه‌های فیلم «پوست» حضور بازیگران بومی در این فیلم بود؛ اما آن‌طور که بهمن ارک می‌گوید آنها علاقه‌مند هستند برای فیلم تازه‌شان سراغ چهره‌ها بروند: «به چند گزینه فکر کردم. از بازی نوید (محمدزاده) و شهاب (حسینی) خیلی خوشم می‌آید. پیمان معادی را هم دوست دارم. همین‌هایی را که همه دوست دارند من هم دوست دارم (خنده) واقعاً بین من و مردم خیلی فرقی نیست.»
برادران ارک که با فیلم کوتاه «حیوان» موفقیت‌های بسیاری در داخل و خارج از کشور از جمله جایزه سینه فونداسیون جشنواره کن تجربه کردند چند وقتی است که این فیلم را به‌صورت رایگان در فضای مجازی در دسترس عموم گذاشته‌اند: «نمی‌خواستیم مردم بابت دیدن فیلم پول بدهند. در نهایت دو سه میلیون تومان نصیبمان می‌شد اما فروش بلیت برای مخاطب محدودیت تماشا می‌آورد. دلمان می‌خواست هر کس علاقه‌مند است ببیندش.»
فیلم «حیوان» محصول آموخته‌های برادران ارک در مدرسه‌ ملی سینماست.

او از کیانوش عیاری، شهرام مکری، دکتر الستی، لیلا حاتمی، محمود کلاری، ابوالحسن داودی، علیرضا داودنژاد و... به‌عنوان استادان خود در این دوران یاد می‌کند و از کلاس‌های شهرام مکری و مهران کاشانی و البته کیانوش عیاری- به تعبیر خودش به خاطر بی‌شیله پیلگی رفتاریش- به‌عنوان کلاس‌های متمایز این دوران یاد می‌کند.
درام «حیوان» بر پایه مسأله فرار بنا نهاده شده؛ در این‌ فیلم نیز با انسانی مواجهیم که می‌خواهد فرار کند و با عبور از یک «مرزِ» ممنوعه، خود را به سوی دیگر برساند. او پس از امتحان روش‌های مختلف مجبور می‌شود در لباس یک قوچ از مرز عبور کند اما...
 این دو برادر خوش‌ذوق تبریزی در همان روز ثبت‌نام در مدرسه ملی سینما به ایده خلاقانه «حیوان» رسیده‌اند: «برای ثبت‌نام از تبریز به تهران آمدیم و زودتر از موعد رسیدیم. وقت ناهار بود و نگهبان راهمان نمی‌داد. جایی هم برای رفتن نداشتیم. ما پشت میله‌ها مانده بودیم در حالی که گربه‌ای به راحتی رفت و آمد می‌کرد. پیش خودمان گفتیم جالب است‌ها! ما اجازه ورود نداریم اما گربه بی‌نیاز از کسب هر اجازه‌ای است و کسی کاری به کارش ندارد. یکی از شرایط ثبت‌نام داشتن ایده بود، همین ایده را مطرح کردیم، دوره آموزش ساختیمش و در نهایت با آن به «کن» رفتیم.»
این فیلمساز جوان درباره وسوسه شدن برای پرداختن به سوژه کرونا با این نگاه خلاقانه می‌گوید: «وارد پدیده‌های اجتماعی عمومی نمی‌شوم. از سوژه‌هایی که همه در موردش حرف می‌زنند پرهیز می‌کنم.

دوست دارم داستان خودم را پیدا کنم. گاهی یک متن کوتاه در یک رمان بلند به من داستان می‌دهد. در حالی که شاید کرونا با این حجم گستردگی و تأثیرگذاری‌اش‌ ایده و داستانی برای من نداشته باشد. هیچ وقت برایش برنامه نچیده‌ام. مثل ماهیگیری می‌ماند. باید کرم آن را داشته باشی و قلابت آماده باشد. ماهی خودش می‌آید. یک روز قزل‌آلا نصیبت می‌شود و یک روز شاه ماهی.»
از بهمن ارک که برای اولین بار به‌عنوان فیلمساز در جشنواره فیلم فجر حضور داشته درباره ارزیابی‌اش از فیلم‎های این دوره جشنواره می‌پرسیم، نگاه کلی او چندان مثبت نیست: «همه فیلم‌ها مثلاً «شنای پروانه» محمد کارت را ندیدم اما از مجموع فیلم‌هایی که دیدم تنها دو فیلم قابل تأمل بود و ارزش سینمایی داشت؛ یکی «تومان» مرتضی فرشباف بود و دیگری «ابر بارانش گرفته» مجید برزگر بخصوص فیلمبرداری مسعودامینی تیرانی. اگر چه برخی اوقات شاید مخاطب را خسته هم می‌کردند اما ارزش سینمایی داشتند و می‌شود درباره آنها بحث کرد.

بقیه فیلم‌هایی که من دیدم، واقعاً سینما نبود.» او اساساً فضای جشنواره را در اولین تجربه حضورش ناامید‌کننده می‌خواند: «منتقدهایی دیدم که پول می‌گرفتند تا از فیلم‌ها تعریف کنند. تازه فهمیدم چرا سینمای ایران این شکلی است. تصورم این بود که فیلمت را می‌سازی و می‌گذاری وسط که بقیه هم ببینند اما فضا به این سادگی نبود؛ منتقد را می‌خرند، ستاره را می‌خرند، الکی شو ایجاد می‌کنند و این برای تویی که اهل شو نیستی عجیب است. هنر که برای فخرفروشی نیست. یک نفر آهنگری‌اش را انجام می‌دهد، یک نفر نانش را می‌پزد و یکی هم فیلم می‌سازد. نباید اثرت را به مردم تحمیل کنی. فیلم باید مسیر خودش را برود، کارت را که کردی، باید از آن فاصله بگیری و بگذاری راه خودش را برود. به بازی گرفتن افکار عمومی و شبکه‌های مجازی و رانت‌ها و منتقدها و جابه‌جایی پول‌ در پشت صحنه که بخش عظیمی از واقعیت سینمای ایران است را که مرور می‌کنم به خودم نهیب می‌زنم همین است دیگر، بی‌خیال شو و کار خودت را بکن.»
بهمن ارک البته تأکید می‌کند که قواعد این فضا ممکن است تمام فعالان این عرصه را درگیر خود کند: «نمی‌توان دیگران را شماتت یا قضاوت کرد. من از جو موجود گلایه دارم. همین جو است که آدم‌ها را عوض می‌کند. باید جو را درست کرد. ممکن است من هم فردا همین رفتار را داشته باشم و حرف‌هایی بزنم که فیلمم خوب بفروشد. چون نگران بازگشت سرمایه هستم.»
ارک در عین حال جشنواره فیلم فجر را با تمام کم‌وکاستی‌هایش مهم‌ترین رویداد سینمایی و فرصتی برای معرفی و دیده شدن بخصوص برای فیلمسازان شهرستانی می‌داند. او البته می‌افزاید: «اینکه بگویم تهران باعث گشایش می‌شود به هیچ وجه این‌طور نیست. شاید اسباب شکوفایی باشد اما موفقیت یک امر درونی است. موفقیت را نباید در بیرون جست‌وجو کرد.

باید ممارست درونی برای کشف و شهود در خودت داشته باشی و آن را پرورش بدهی. مهم‌ترین ویژگی من و بهرام، نگاه بومینه؛ بلکه نگاه شخصی است. خیلی‌ها در تبریز فکر بومی ندارند اما دنیایشان دنیای عجیب و جالبی است. ولی وقتی به فیلمسازی می‌آیند فکر می‌کنند نگاهشان ارزشمند نیست و باید چیزی شبیه به بقیه باشند تا دیده شوند. در حالی که باید آن چیزی باشی که درونیات‎ات هست. شاید از بیان کردنش هم بترسی و بگویی چه ارزشی دارد. ولی ارزشمند است. هر کسی اثر انگشت خودش را دارد و همین ارزشمند است. با کپی‌برداری از دیگری قلابی می‌شوی.» او با مرور آزمون و خطاهایش در فیلمسازی دو توصیه برای فیلمسازان جوان شهرستانی دارد: «اگر کسی موفق ‌شد بدانید خیلی شکست خورده. مهم این است که شکستت را بپذیری، درس بگیری و ادامه بدهی. خودت باش و آنقدر بر نگاه شخصی‌ات ممارست کن تا دیگران به تو توجه کنند. البته شاید هم توجه نکنند. مهم نیست. چه کسی به سهراب شهید ثالث توجه کرد. دق کرد و مرد؛ اما اثرات نگاهش بر سینما ماند و در فیلم‌های کیارستمی به اوج رسید. در نهایت خودت باش و شکست‌هایت را تحمل کن.»

کپی